دینامیک و بازی

آموزش بدون بازی، فایده چندانی ندارد، این است که این جا شماری از بازیهای مورد علاقه مان را که از کارگاه های سراسر دنیا گرد آورده ایم، ارائه می کنیم.
قایق نجات
در این بازی شرکت کنندگان با مشترکات گوناگون دور هم جمع می شوند و این اشتراکات می تواند مواردی از قبیل میوه های مورد علاقه باشد که از روی آن و بر اساس آن، شکل گیری گروه های گوناگون انجام پذیر است. شکل گیری قایق نجات هم در واقع جمع شدن هم گروهانی است که اشتراکاتی دارند که در نهایت امر شاید بتواند آنها را حتی از موقعیتی بحرانی یا شرایطی حساس نجات دهد.

عزیزم، دوستت دارم اما نمی تونم بهت لبخند بزنم

از اعضای گروه بخواهید برای این بازی دور هم حلقه بزنند و خودتان در میانه حلقه بایستید. هر کسی در وسط قرار گیرد، تلاش می کند یک نفر را در دایره به لبخند وادارد و این کار را از راه طرح این سوال انجام می دهد (بدون این که به کسی دست بزند): «عزیزم، اگه واقعا دوستم داری، می شه لطفا بهم لبخند بزنی؟» کسی که در حلقه بیرونی است، باید بدون دست زدن به کسی جواب بدهد: « عزیزم، دوستت دارم اما نمی تونم بهت لبخند بزنم.» اگر او به لبخند واداشته شد، باید جای شما را در وسط حلقه بگیرد و هر کس دیگری که به لبخند واداشته شد، به همین ترتیب در میان حلقه قرار می گیرد و بازی به این شکل ادامه پیدا می کند.

واقعیتی درباره خودتان (از ژرالد ژومانی، زیمبابوه)
از هر شرکت کننده بخواهید که واقعیتی را درباره خودش بنویسد که می تواند هر چیزی باشد. این نوشته ها باید روی تکه های کاغذی باشد بدون اسم. بعد از آنها بخواهید که این تکه کاغذها را مچاله کنند و مثل گلوله برف به سمت هم پرت کنند و چند دقیقه این بازی را ادامه دهند و بعد اگر دلشان خواست کاغذهای مچاله شده را بازکنند و نوشته هایشان را بخوانند. این بازی در کاستن از فشار عصبی بسیار موثر است.
چرا؟ چون… (از ژرالد ژومانی، زیمبابوه)
از نیمی از شرکت کنندگان کارگاه بخواهید یک سوال با «چرا» بنویسند و از نیمی دیگر بخواهید پاسخی بنویسند که در آن «چون» داشته باشد. سوالها و جوابها می توانند هرچیزی باشند. مثلا سوال ها می توانند از این قبیل باشند: «چرا چمن سبز است؟ چرا در دنیا زجر وجود دارد؟…» جوابها هم می توانند هر چیزی باشند، مثل: «چون روی آب می ماند، چون من می خواهم این طور باشد…» بعد دور اتاق حرکت کنید و به طور تصادفی از یکی از شرکت کنندگان بخواهید یک سوال بخواند و از یکی دیگر بخواهید که یک پاسخ بخواند. این، می تواند بازی سرگرم کننده بسیار جالبی باشد.

آه بلند
در حلقه ای جمع شوید و راهنما یا گرداننده گروه را هم در وسط دایره قرار دهید. همه باید پیرو رهبر گروه باشند و هر چه می کند، انجام دهند. گرداننده گروه روی زمین خم می شود و دستهایش را روی زمین می گذارد و بعد به آرامی از جا برمی خیزد. حین بلند شدن، آهی بلند می کشد و هر لحظه صدای این آه را بلندتر می کند. در آخر، دستهایش را بالای سر می برد و آهش را تبدیل به فریاد می کند. این بازی، برای رها کردن فشار و تنش بسیار موثر است.

زمین لرزه
از داوطلبی بخواهید که دو تن از اعضای کارگاه را کنار هم جمع کند و طاقی بسازد و بعد از همه بخواهید که در گروه های سه نفره جمع شوند و عده ای از آنها «خانه» شوند و عده ای «ساکن خانه». خانه ها باید از سه نفر تشکیل شوند (سه نفر لازم است تا خانه ای ساخته شود.) کسی که از اول داوطلب شده باید در یک لحظه داد بزند: «زلزله!» و آن وقت است که گروه ها از هم می پاشند و گروه های سه نفره قبلی آرایش تازه ای پیدا می کنند و گروه های سه نفره ای تازه ای تشکیل می شود. این روند در این بازی ادامه می یابد و گروه بندی های گوناگون تمرین می شود. آن که در لحظه ای تنها می ماند و عضو هیچ گروهی نیست، سردسته می شود.

لمس چیزی به رنگ آبی
رهبر گروه می گوید: «به چیزی آبی دست بزنید.» هر کسی باید یک چیز آبی هم گروهش را پیدا کند و به آن دست بزند. بعد هم این بازی را می توان با رنگ ها یا اشیاء دیگر انجام داد.

بیدار شدن در جنگل
در حلقه ای بایستید و از هر کدام از اعضا بخواهید که صدای یک حیوان را انتخاب کنند و بعد این نقش را بازی کنند: از خواب می پرند (به همین صدای حیوان)، بعد صدا را در می آورند: اول به آرامی و بعد بلند و بعد هم تا حدی که گوش خراش شود.

نوع ابزار:
تسهیل آموزش دهی بهتر

این برنامه آموزشی از وبسایت “تمرین برای تغییر” ترجمه شده است.
http://trainingforchange.org/tools

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *