مروری بر کنش های بی خشونت سال ۹۱ ایران: سالی همراه با پیروزی های راهبردی شده برای کنشگران بی خشونت

مروری بر کنش های بی خشونت سال ۹۱ ایران

سالی همراه با پیروزی های راهبردی شده برای کنشگران بی خشونت

مرکز مطالعات بی خشونت

سال ۱۳۹۱ را بی تردید باید سال اعتراضات صنفی دانست. اعتراضاتی که با وخامت اوضاع اقتصادی کشور به دلیل سوء مدیریت وتحریم های بین المللی، عمق و وسعت بیشتری گرفت و در سال پیش رو نیز این روند ادامه یافته و بیش از پیش به اخبار راه پیدا خواهد کرد. از میان چند صد تاکتیک شناخته شده مبارزات بی خشونت هیچ کدام به اندازه تظاهرات خیابانی معروف نیست و در رسانه ها نمود ندارد. به همین دلیل در نگاه نخست شاید سال ۱۳۹۱ سال پرباری برآورد نشود، اما نباید فراموش کرد که تظاهرات خیابانی تنها یکی از تاکتیک های مبارزات بی خشونت است که در شرایطی ویژه به کار گرفته می شود و هدف و منظور مشخصی دارد. بی تردید موثرترین تاکتیک ها در مبارزات بی خشونت، تاکتیک های عدم همکاری است که نظام مسلط را در اداره اموردچار مشکل جدی می کند و نظم موجود را بر هم می زند و طبیعتا بیشترین فشار را بر صاحبان قدرت وارد می کند. مروری بر کنش های بی خشونت سال گذشته ایران نشان می دهد که اکثر کنش ها در سه ویژگی مشترک بودند. اول این که بیشتر آن ها از جنس کنش های عدم همکاری بودند، دوم این که خواست های صنفی خاص و یا گروهی خاص را نمایندگی می کردند و در واقع خواست های عمومی وسیعی را پوشش نمی دادند و سوم این که هر یک بخش خاصی از جامعه را درگیر می کردند و همه باهم مانند چرخ دنده های یک ماشین بزرگ کار نمی کردند. به عبارت ساده تر خارج از برنامه ای راهبردی و استراتژیک پی ریزی و دنبال می شدند. هر یک از این سه ویژگی مزایا و معایب خاص خود را دارد که در بررسی جداگانه هر یک از این کنش ها در این تحقیق به آن ها می پردازیم. در این تحقیق هفت گروه کنش بی خشونت مهم سال مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.

اعتراض و راهپیمایی بازاریان پس از افزایش شدید نرخ ارز

تحریم های بین المللی و سوء مدیریت دولت احمدی نژاد، مشکلات اقتصادی بسیاری را برای کشور ایجاد کرده که عبور از آن به کابوسی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است. بازار ارز در ایران نوسانات شدیدی را تجربه کرد که در پی نارضایتی های اقتصادی حاصل از آن، فرصت حضور دوباره ای را در عرصه اجتماعی به کنشگران مدنی داد. یکی از کنش هایی که تحت تاثیر بازار ملتهب ارز شکل گرفت، اعتصاب در بازار تهران و نیز تجمع گسترده مردم در خیابان های مجاور بازار تهران درساعت ۱۱ صبح روز چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۱ بود. بازاریان در اعتراض به گرانی ارز و نوسان آن که عملا کاسبی را ناممکن ساخته بود، شروع به تعطیل مغازه ها کردند. نیروی انتظامی و گروهی از لباس شخصی ها وارد صحنه شدند و به رغم استفاده از گازاشک آور نتوانستند جلوی بسته شدن مغازه ها و تجمع مردم را بگیرند. بازاریان توانستند با بیرون آمدن از بازار و ورود به خیابان، به راه پیمایی بپردازند و پس از طی چندین خیابان ومیدان و گذشت بیش از یک ساعت ونیم از شروع حرکت، در حوالی میدان فردوسی به صف چند لایه و مجهز نیروهای ضد شورش و گارد ویژه برخورد کردند. در این جا درگیری و زدو خورد مختصری اتفاق افتاد ولی برگزار کنندگان که به اهداف خود رسیده بودند به زودی متفرق شدند.

سازمان دهی این اعتراض با سرعت زیادی انجام شده بود و مردم از طریق ارسال پیامک، بقیه را به مشارکت در آن دعوت کرده بودند. درباره این اعتراض پنج نکته قابل توجه است. نخست این که ظرفیت بزرگی برای کنش های بی خشونت حتی کنش های پرخطری مانند تظاهرات و تجمع خیابانی وجود دارد وبه خوبی دیده شد که ظرف چند ساعت به فرض امکان ایجاد موفق هسته اولیه تظاهرات، می توان تظاهرات خیابانی سازمان داد. دوم این که مشاهده شد وقتی نیروهای سرکوبگر زمان ومکان تجمع یا تظاهراتی را نمی دانند، بسیج و آماده شدن ومقابله اشان بیش از یک ساعت به درازا می کشد. به عکس وقتی زمان و مکان تظاهراتی را می دانند به خوبی می توانند از پس سرکوب آن برآیند و اجازه تشکیل هسته اولیه تظاهرات را ندهند. به همین دلیل تجربه ای که در جنبش سبز هم به آزمون در آمده بود یک بار دیگر ثابت شد که مدل تظاهرات خیابانی برق آسا یا onBlitz Demonstrati که اول بار توسط دانشجویان آرژانتینی معرفی شده، مدلی است که در ایران هم کار می کند. به شرط آن که تظاهرکنندگان بسیج نیروها را با حفظ موارد امنیتی انجام دهند و در فاصله کوتاهی که حتما کمتر از یک ساعت و یا حتی نیم ساعت باشد، بتوانند تجمع کرده وقبل از آمدن نیروهای سرکوبگر پراکنده شوند. مدلی که در فرهنگ مبارزات بی خشونت ایران به مدل چهارشنبه سوری معروف است در مقابل مدل عاشورایی که روش رایج راهپیمایی بزرگ از پیش اعلام شده است. سوم این که نوسان قیمت ارز به عنوان شاخصی از بدترشدن اوضاع اقتصادی مردم می تواند برای طرح ریزی و سازمان دهی کنش های مقاومت مدنی موثر باشد، دلیل عمده آن این است که قیمت ارز مانند سایر شاخص های اقتصادی از جمله نرخ بیکاری و نرخ تورم نمی تواند سانسور شود. بنابراین به عنوان شاخصی همه فهم قابلیت انگیزاندن مردم برای بروز کنش را دارد. چهارم شعارهای مطرح شده در این آکسیون یا کنش خیابانی بود که نشان دهنده نظر مردم ایران و تقابل آن با سیاست های حکومت در بحران سوریه است. یکی از این شعارها، “سوریه را رها کن! فکری به حال ما کن!”، به صورت ویژه به مسئله سوریه پرداخت که ضمن اعلام نارضایتی از وضعیت موجود در ایران، خواستار عدم دخالت ایران در سوریه می شد. نکته پنجم اما بازتاب گسترده خبر این اعتراض در دنیا بود. به رغم اخبارداغ دیگری مثل انتخابات آمریکا یا بحران سوریه، خبراین اعتراض بلافاصله در میان دوسه خبر اول بسیاری از رسانه های دنیا قرار گرفت و نشان داد که جنبش بی خشونت ایران کماکان با حساسیت زیادی در محافل سیاسی و خبری دنیا دنبال می شود.

اعتصاب اصناف بازار؛ متکثر اما هدفمند و موثر

یکی دیگر از مهم ترین حرکت های صنفی، اعتصاب بازار طلافروشان تهران در اعتراض به قانون مالیات بر ارزش افزوده بود که درست ۲۰ روز پس از اعتراض بازار پارچه فروشان تهران به پاخاست و به شهرهای دیگر چون اهواز وقزوین ومشهد واردبیل و اصفهان و سایر شهرها هم رسید. این اعتراض اگرچه درسال ۱۳۸۹ آغاز شد اما با افت و خیز فراوان، تا امسال ادامه یافته است. کمشکش بر سر قانون مالیات بر ارزش افزوده از بیش از دو سال پیش در بسیاری از صنوف آغاز شد. مقاومت جدی اصنافی چون پارچه فروشان و یا طلا فروشان، دولت را مجبور به عقب نشینی کرد و ناچارشد این قانون را برای گروهی از صنوف به حالت تعلیق درآورد. مالیات بر ارزش افزوده که جایگزین مالیات برتولید و فروش می شود، شیوه ای از محاسبه و اخذ مالیات است که تمامی قسمت های زنجیره تولید کالا و خدمات را در بر می گیرد و درهرمرحله به نسبت ارزش افزوده ایجاد شده برای کالا وخدمات، مالیات جداگانه دریافت می شود و به این ترتیب مالیات بیشتری را نصیب دولت می کند. این روش سختی مالی بیشتری را به تولید کنندگان تحمیل می کند وقیمت تمام شده کالا و خدمات را افزایش می دهد. وضعی که در شرایط رکود تورمی حال حاضرایران، بسیاری از واحدهای تولید و توزیع را در معرض تعطیلی قرارمی دهد. شروع ماجرا ازشهریور سال ۱۳۹۰ با اعتصاب بخش هایی از بازار تهران شروع شد واعتصاب یک پارچه بازار طلا فروشان درهمان ماه آغاز شد. برخوردهای بین دولت واصناف تنش هایی را در بازارهای مالی ایران به همراه داشت، اما شاید یکی از بهترین توصیف ها از تاکتیک های مبارزات بی خشونت را رئیس سازمان مالیاتی کشور در آن روزها ارائه کرد. علی عسگری گفت : “این رسم جدیدی است که اگر گروهی نخواهند در کشور مالیات بپردازند، با اعتصاب و تجمع مسائل خود را مطرح می کنند.” به عبارت روان تر و بی پرده تر، تاکتیک های مبارزات بی خشونت به مردم کمک می کند تا نسبت به قوانینی که به نظرشان ناعادلانه می آید اعتراض کنند و از آن جایی که این تاکتیک ها در ایجاد فشار بر صاحبان قدرت موثر است، آن ها را مجبور به عقب نشینی می کند و در واقع به قول رئیس سازمان مالیاتی، مسائل آن ها حل می شود.

زمانی که دولت احمدی نژاد در سال ۱۳۸۶ لایحه ای تهیه کرد تا  اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده را به تاخیربیاندازد، بسیاری ابراز شگفتی کردند و انگیزه اصلی آن را انتخابات دور بعد ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ دانستند. اما اعتصابات گسترده اصناف مختلف در بازار و به ویژه طلافروشان، نشان داد که قدرت اعتصاب اصناف بیش از آن است که تصور می شود و با استفاده از اهرم هایی این چنینی می توان دستگاه حاکمیت را ناگریز از پذیرش خواسته ها کرد. پس از یک دوره کشمکش در سال ۱۳۸۹ این ماجرا در سال ۱۳۹۰ هم ادامه یافت. اعتصاباتی که در شهریور سال ۱۳۹۰ از بازار پارچه فروشان تهران شروع شد و با پیوستن بازار طلا فروشان به شهرهای دیگرسرایت کرد و در ادامه چند صنف دیگر را هم در بر گرفت. علیرغم قول های مساعد دولت، اما این مشکل دربهار۱۳۹۱ نیز ادامه یافت و در سال آینده هم باید منتظر تحرکاتی در این زمینه بود.

از مهم ترین ویژگی های اعتصاب در این صنف، نوسان قیمت طلا و سکون بازار بود که علامت روشنی برای همه به ویژه خارج از مرزهای ایران بود تا به سطح نارضایتی در اصناف مختلف ایران پی ببرند و به همین دلیل هم با واکنش سریع و شتابزده حکومت مواجه شد. سال گذشته اعتصاب در بسیاری از سطوح دنبال شد. تنها طلافروشان نبودند که می دانستند می توانند اعتصاب کنند. کارگران نیز وقتی از گرفتن حقوق معوقه شان ناامید شدند به اعتصاب پناه آوردند که تاثیرگذار نیز بود.

اعتصاب هشت هزار کارگر صنایع پتروشیمی؛ اتحاد و یکپارچگی

از دیگر کنش های موفق و موثر سال، ادامه اعتراضات و اعتصاب در کارخانه های مجتمع پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی بندر ماهشهردرجنوب ایران بود. این اعتصاب هم دنباله حرکتی بود که در سال گذشته آغاز شد. درفروردین ۱۳۹۰ نخستین بار اعتصاب بزرگ با حدود دویست کارگر در این مجموعه آغاز شد و کم کم بیش از هشت هزار کارگر در نه کارخانه دیگر به آن پیوستند. خواسته نخست کارگران این بود که به جای کارکردن از طریق شرکت های پیمان کاری به صورت مستقیم ازطریق خود شرکت های مادراستخدام رسمی شوند. پاره ای درخواست های دیگر مثل افزایش دستمزد ومزایای دیگر هم در فهرست خواسته های کارگران قرار داشت. نخستین واکنش حکومت تهدید بود که موثر واقع نشد. سپس حکومت ایجاد تفرقه در صفوف کارگران را پیگیری کرد. اما رمز موفقیت کارگران در این اعتصاب اتحاد و حرکت یک پارچه آن ها در هر نه کارخانه بود.

اعتصاب استراتژیک کارگران پتروشیمی با ایجاد فشار در لایه های مختلف مدیریتی، مقامات پتروشیمی را همراه مقامات سیاسی استان و نمایندگان مجلس وادار به مذاکره کرد که طی آن مقامات با تن دادن به خواست های کارگران و پذیرش استخدام رسمی آن ها طی چندماه، مقدمات بازگشت آن ها را به کار فراهم کردند. اعتصاب کارگران پتروشیمی از این حیث که در صنایعی اتفاق می افتاد که مهم ترین منبع درآمد کشور بعد از صدور نفت است، از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. به همین دلیل هم حکومت کنترل و حساسیت فوق العاده ای نسبت به اعتصاب در این صنایع نشان داد. شبیه حساسیتی که حکومت پینوشه درصنایع مس شیلی داشت. بافشار سنگین نظامیان شیلی امکان اعتصاب برای اتحادیه های کارگری وجود نداشت و به همین دلیل نیز وقتی با مانع صف آرایی نظامیان برخورد کردند، به جای اعتصاب به سراغ دعوت به کم کاری رفتند. اما در بندر ماهشهر سازماندهی مناسب و اتحاد مثال زدنی کارگران پتروشیمی توانست بر سرکوب حکومت غلبه کند. درسال ۲۰۱۲ وقتی وعده استخدام رسمی دربسیاری از شرکت ها همچنان عملی نشد، کارگران درشرکت هایی مثل پتروشیمی امیرکبیر دوباره دست به اعتصاب زدند. این مبارزه کماکان ادامه دارد. اعتصابات کارگری از حیث سازماندهی معمولا از دشوارترین کنش ها یا آکسیون های مبارزات بی خشونت است. به دلیل فشار اقتصادی تحرک کارگران پایین است و از آن جایی که معمولا خواسته های صنفی قابل حصولی دارند، انگیزه زیادی برای ارتقاء سطح مطالبات خود ندارند. مواردی مانند لهستان که در آن اتحادیه همبستگی موفق می شود کارگران را با روشنفکران و کلیسا برای سرنگونی حکومت کمونیست ها متحد کند، از شاهکارهای مبارزات بی خشونت محسوب می شود و الگویی است که به دقت باید مورد مطالعه قرار بگیرد. دستگاه حاکمیت به خوبی از تاثیر اعتصاب کارگران به خصوص در صنایع حساس کشورآگاه است و سرکوب این گروه را در الویت دارد و در این کار، گاهی شدت عمل بالایی هم به خرج می دهد. به همین دلیل برقراری ارتباط وسیع میان روزنامه نگاران و جنبش های کارگری، برای انعکاس اخبار مربوط به سرکوب کارگران و در صدر اخبار قرار دادن آن ها از اهمیت بالایی برخوردار است. انعکاس گسترده اخبار مبارزات کارگری، هم کارگران را به اهمیت حرکتشان آگاه تر می کند و آن ها را برای ارتقاء خواسته هایشان مهیا می کند وهم با جلب پشتیبانی گروه های دیگر اجتماعی، سرکوب مقاومت کارگران را برای حکومت دشوارتر می کند. ایجاد هسته های کوچک ولی گسترده مقاومت مدنی در کارخانه ها می تواند جبهه های متفاوت و متکثری را علیه حاکمیت باز کند و سرکوب پلیسی را هم با دشواری مواجه سازد. قانع کردن کارگران به این که اعتصاب جواب خواسته های شما را می دهد و از آن مهم تراین که کار خود را از دست نمی دهید، ازدشوارترین بخش های راه اندازی یک اعتصاب موفق است. بیکاری گسترده در کشور همواره به عنوان اهرم فشاری علیه کارگران کم مهارت استفاده شده و تهدید به اخراج و بیکاری و قطع حقوق، در صدر تاکتیک های کنترل اعتصابات قرار دارد. معمولا سندیکاهای نیرومند کارگری صندوق های ویژه ای برای پرداخت حقوق کارگران در ایام اعتصاب دارند. در ایران با غیر قانونی بودن سندیکاها، انجام این کار فقط از تشکیلات نیمه حکومتی خانه کارگر ساخته است که امکانات مالی زیادی هم در اختیار دارد. تقریبا تمامی شوراهای اسلامی کار به نوعی به خانه کارگر متصل هستند. در بسیاری از کارخانه ها این شوراها در مقابل حرکت های مستقل کارگری می ایستند، اما با این حال نباید به سادگی از امکان تغییر جهت دادن خانه کارگر به خصوص در شرایط بحران اقتصادی کشور عبور کرد. این کار یک بار در اواخر دهه هشتاد درجنبش دانشجویی اتفاق افتاده و دفتر تحکیم وحدت دانشجویی از یک تشکیلات حامی حکومت به سازمانی مخالف تغییر جهت داده است. یکی از تاکتیک های بسیار نیرومند در اعتصابات کارگری که از سوی اتحادیه همبستگی درلهستان به خوبی به کار گرفته شد، به میدان آوردن خانواده و پیوستن زن وبچه کارگران به آن ها در تحصن های درون کارخانه است. این تاکتیک در یکی از مراحل اعتصاب کارگران پتروشیمی هم استفاده شد و اخیرا در چندین اعتصاب کارگری دیگر هم به کار گرفته شده است. این کار، هم خانواده را درپشتیبانی از کارگران مصمم تر می سازد و هم امر سرکوب را برای حاکمیت بسیار دشوارمی کند. ضمن این که برای انعکاس خبری هم امکانات جذاب تری مهیا می کند. با شدت گرفتن بحران اقتصادی در سال های ۹۰ و ۹۱ تعداد اعتصابات کارگری به شدت افزایش یافت و می توان سال ۹۲ را با اعتصابات گسترده تر پیش بینی کرد.

اعتصاب رانندگان کامیون های سوخت در اصفهان

اعتصاب موفق رانندگان تانکر سوخت در سوم آبان ۱۳۹۱ در اصفهان، یکی دیگر از آکسیون های حساس و مهم مقاومت مدنی در این سال باید محسوب شود. این اعتصاب ازدحام زیاد و صف های طولانی ای را در پمپ بنزین ها به وجود آورد. هدف از اعتصاب افزایش کرایه حمل سوخت بود، چرا که نرخ های تعیین شده با میزان تورم همخوانی نداشت. این کنش طی دو روز با پیروزی رانندگان پایان یافت. اعتصاب تانکرداران به دلیل این که نمود گسترده ای در سطح شهر اصفهان داشت و صف های طولانی هم نارضایتی مضاعفی ایجاد می کرد وجمع شدن جمعیت در هر نقطه ای از شهر، شانس شکل گیری هسته تظاهرات خیابانی را بالا می برد، از سوی حکومت به سرعت رسیدگی و ظرف دو روز موضوع حل و فصل شد تا رانندگان به سر کار  خود برگردند و سوخت رسانی نیز به وضعیت عادی بازگردد.

شبیه این اعتصاب در صنایع سیمان و آرد نیز اتفاق افتاد و هر بار رانندگان با اعتصابی متحد و راهبردی به پیروزی رسیدند. حمل و نقل شریان انتقال در اقتصاد است و توقف آن چرخ اقتصاد را از حرکت باز می دارد. در این میان سوخت همچون خونی است که در این شریان جریان می یابد و از اهمیت دوچندانی برخوردار است. به همین دلیل اعتصاب کامیون داران به خصوص کامیون داران سوخت، چون به سرعت تمام ارکان دیگر اقتصاد و زندگی روزانه مردم را تحت تاثیر قرار می دهد، امکان گسترده شدن و فلج سازی تمامی ارکان جامعه را در خود نهفته دارد. در شیلی اعتصاب کامیون داران از مهم ترین ارکانی بود که دولت سالوادور آلنده را تحت فشار قرار داد و امکان کودتا را برای ژنرال پینوشه و پشتیبانان او فراهم ساخت.

برای اعتصاب در هر سازمان و بخش اقتصادی برای کسب نتیجه موفقیت آمیز، باید رویکرد و راهبرد ویژه ای تبیین کرد. روشن است که اعتصاب در صنایع کلیدی مثل نفت یا پتروشیمی و یا بخش هایی مانند حمل و نقل سوخت یا بانک های کشور که تمام ارکان جامعه را متاثر می کند و چرخ اقتصاد کشور را از حرکت باز می دارد، حساسیت بالاتری از اعتصاب در یک کارخانه معمولی دارد و به همین دلیل هم برنامه ریزی دقیق تروسازمان دهی فشرده تری را طلب می کند.

زنان؛ پیروزی از پشت میله های زندان

زندانیان به عنوان یکی از مهم ترین گروه های مرجع برای فعالین سیاسی ـ اجتماعی، نقش عمده ای در تعیین جهت و امید بخشی به جنبش دارند. یکی از مهم ترین کنش های بی خشونت سال ۹۱ اعتصاب غذای گروهی زندانیان زن از دهم آبان ماه بود. نیروهای گارد یگان حفاظت زندان اوین به بند زندانیان زن سیاسی یورش آوردند و با هتک حرمت و آزار، شروع به تجسس وسایل شخصی آن ها کردند. تفتیش وسایل زندانیان و حریم خصوصی آن ها یکی از امور عادی زندان است، اما این بار به دلیل نحوه انجام و بازرسی های بدنی نامتناسب با شان زندانیان، این کار با اعتراض گروهی آنان مواجه شد. وقتی ماموران با توهین و رفتار نامناسب، زندانیان سیاسی زن را به حیاط کوچک بند هدایت کردند، آن ها نیز با سردادن شعارهایی نظیر «مرگ بر دیکتاتور» و «موسوی زنده باد، کروبی پاینده باد» و نیز سر دادن سرودهای «ای ایران» و «یار دبستانی»، اعتراض خود را نشان دادند. ابتدا فائزه هاشمی به عنوان نماینده بند زنان نامه ای به مقامات زندان نوشت و خواستار تعویض مسئولین بند وعذر خواهی مقامات زندان از زنان شد و سپس نه نفر از زندانیان دست به اعتصاب غذای جمعی زدند. بهاره هدایت، نازنین دیهیمی، ژیلا بنی یعقوب، شیوا نظرآهاری، مهسا امرآبادی، حکیمه شکری، ژیلا کرم زاده مکوندی، نسیم سلطان بیگی و راحله زکایی کسانی بودند که دراین اعتصاب غذا شرکت کردند. عذرخواهی رسمی رئیس زندان اوین و مسئولان اداره حفاظت این زندان و همچنین ارائه ضمانت هایی از سوی آنان مبنی بر عدم تکرار چنین رفتارهایی با زندانیان، مطالبات این اعتصاب غذا را تشکیل می داد. اعتصاب دسته جمعی زندانیان زن با همراهی خوب رسانه ها و شبکه های اجتماعی همراه بود تا جایی که فشار تبلیغاتی و سیاسی گسترده، مسئولین زندان را وادار به عقب نشینی کرد و با تغییرتمامی نگهبانان و مسئولین بند و عذرخواهی، نتایج پیروزمندانه این کنش بی خشونت و راهبردی زنان در تاریخ مبارزات ایرانیان ثبت شد. پس از آن به فائزه هاشمی پیشنهاد مرخصی منجر به آزادی به قید وثیقه داده شد تا کنترل بند زنان آسان تر شود و با جداسازی زنان زندانی از هم، قدرت واکنش های جمعی آن ها کمرنگ شود. اما فائزه هاشمی این پیشنهاد را رد کرد و در نامه ای که به بیرون زندان و رسانه ها راه یافت اعلام کرد: ” این جانب طی دو ماه بازداشت در زندان اوین نه از هیچ مقامی و نه از طریق خانواده‌ام تقاضای مرخصی نداشته‌ام. بنابراین دلیلی برای قبول مرخصی اعطایی جناب آقای دادستان نمی‌بینم. اگر جناب آقای دادستان لطف و مرحمت دارند با مرخصی زندانیانی موافقت کنند که ماه‌ها و بلکه سال هاست با دلایل واهی در زندان به سر می‌برند. نه من که با محکومیت شش ماهه فقط دو ماه است در زندان هستم و خود را اساسا مستحق استفاده از مرخصی در مقابل این زنان ستم دیده نمی‌بینم. تعدادی از این زنان بار‌ها درخواست مرخصی داده و با این که استحقاق استفاده از آن را داشته‌اند نیز تاکنون از این حق محروم مانده‌اند.” مقامات حکومتی، فائزه هاشمی را برای سه هفته به سلول انفرادی تنبیهی در بند ۲۰۹ منتقل کرده و معاون امنیتی دادگاه انقلاب پرونده جدیدی برای فائزه با عنوان اخلال در زندان و توهین به رهبری بازکرد و خط ونشان کشید ” مرد نیستم اگر بگذارم فائزه از زندان بیرون برود.”

 از موارد بسیار موفق دیگر در بند زنان زندانی سیاسی، اعتصاب غذای نسرین ستوده بود. او که به تشکیل پرونده برای دختر دوازده ساله خود و ممنوع الخروج کردنش اعتراض داشت، دست به یک اعتصاب غذای ۴۹ روزه زد که با کمپین بسیار موفق بیرون از زندان، سرانجام مقامات را وادار به عقب نشینی و تسلیم کرد. در جریان اعتصاب غذای نسرین ستوده، مراسم اعطای جایزه معتبر حقوق بشری آندره ساخاروف  که امسال مشترکا به نسرین و جعفر پناهی فیلم ساز ایرانی تعلق گرفته، برگزار شد. پیام نسرین به این مراسم و اعتبار بین المللی و پوشش خبری این مراسم در عقب نشینی مقامات حکومتی بسیار موثر واقع شد.

از زندانیان دیگری که درسال ۹۱ در زندان اعتصاب غذا کردند می توان به مهدی خزعلی و محمدنوری زاد و رضا شهابی اشاره کرد. در سالی که گذشت کنش های متنوعی توسط زندانیان سیاسی اجرا شد که شاید مهم ترین آن ها اعتصاب غذاهای موفق باشد، اما آن چه توجه به این کنش ها را جدی تر می کند وسعت و میزان مشارکت نیست، بلکه دقت به این نکته اساسی است که زندان برای همه فعالین داخل و خارج یک الگو است و همواره به این پرسش ذهنی فعالین پاسخ می دهد که آیا مبارزه در شرایط سرکوب و خفقان ممکن است؟ وقتی مبارزه پیروزمند از داخل زندان ممکن است، پاسخ به این سوال درخارج زندان مثبت می شود و به مبارزین نشان می دهد که مقاومت و ادامه مبارزه انجام شدنی است.

 

نامه نگاری ها؛ تاریخ نگاری نو در وصف حکومتداری رهبر ایران

دیگر کنش موثری که سابقه طولانی نیز در جمهوری اسلامی دارد، نامه نگاری فردی و گروهی و مقالات روشنگرانه است. این روش که با هدف تمرکز توجه افکار عمومی بر هدفی خاص به کار گرفته می شود در ابعاد و سطوح متفاوتی می تواند تاثیرگذار باشد. نامه نگاری در تاریخ سیاسی معاصر ایران به یک سنت تبدیل شده است. از آن جا که رسانه ها کارآمد نیستند و همواره با سانسور مواجهند، لذا نامه نگاری یکی از بهترین شیوه های رساندن حرف مردم به حاکمیت و در واقع مطرح کردن مطالبات مردم است. به همین دلیل وقتی این نامه نگاری ها از سوی افراد درون نظام یا کسانی که به تازگی از نظام جدا شده اند، نوشته می شود، تاثیر دو چندانی می گذارد. از مشهورترین نامه نگاری های سیاسی در تاریخ مبارزات بی خشونت جهان می توان از نامه واسلاوهاول نمایشنامه نویس معروف چک به گوستاو هوساک یاد کرد که سرآغاز تغییراتی بود که به استقلال این کشور منجر شد. همین طورنامه های از زندان آدام میچنیک، از بنیان گذاران اتحادیه همبستگی لهستان که حاوی درس های ارزنده ای برای تمام مبارزین مدنی تا همین امروز است.

در ۱۹ دی ۱۳۹۰ مقاله‌ای از حسین علایی، فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه، در سایت خبرآنلاین و روزنامه اطلاعات منتشر شد که طی آن به بررسی اشتباهات محمدرضا پهلوی می پردازد. اشتباهاتی که به زعم وی منجر به انقلاب سال ۱۳۵۷شده ‌است. این مقاله پس از گذشت چند ساعت، از سایت خبرآنلاین حذف شد و پس از تذکر رسمی هیات نظارت بر مطبوعات، روزنامه اطلاعات نیز این نوشته را از خروجی خود برداشت. حسین علایی پیش از این نیز در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، یادداشتی انتقادی در واکنش به قتل و شکنجه محسن روح الامینی در بازداشتگاه کهریزک نوشته بود. به دلیل جایگاه حسین علایی و احترام معنوی او در میان پرسنل سپاه، این مقاله با واکنش بسیار گسترده حکومت مواجه شد تا جایی که پاره ای لباس شخصی ها جلوی منزل او رفته و با شعارهای ” سردار بی بصیرت، بصیرت ـ بصیرت” به تهدید ضمنی او دست زدند. موضوعی که به دلیل آزردگی بسیاری ازاعضا و کادر های سپاه، منجر به ملاقات ۱۲ فرمانده سپاه با علایی شد. این فرماندهان از جمله خود عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه، کوشیدند تا علایی را از این ابراز مخالفت علنی منصرف کنند.

 محمد نوری زاد کارگردان و فیلمنامه نویس، و از نویسندگان سابق روزنامه کیهان که حتی تا پیش از سال ۱۳۸۸ از پرشورترین حامیان رهبری جمهوری اسلامی و مخالف سرسخت جریان اصلاح‌طلبی بود، در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ به صف منتقدان حکومت پیوست و به دلیل نگارش نامه‌های سرگشادهٔ انتقادی خطاب به علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی و به اتهام توهین به مسئولان و تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری، به اتهام توهین به خامنه‌ای به دو سال حبس تعزیری، به اتهام توهین به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، به ۹۱ روز حبس تعزیری، به اتهام توهین به محمود احمدی نژاد، رئیس دولت، به ۹۱ روز حبس تعزیری و به اتهام توهین به سید احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد به تحمل ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد. از دیگر نامه های شجاعانه داخل زندان باید به نامه های ابوالفضل قدیانی از زندانیان سیاسی قبل و بعد از انقلاب و نیز نامه نگاری های مصطفی تاج زاده از شخصیت های مهم دوره اصلاحات اشاره کرد که کمپین نامه نگاری را به زندان نیز وارد کرده اند. قدیانی در بخشی از نامه دی ماه خود از زندان نوشت: “من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال وآزادی خویش را نگذاشته‌ایم که سه دهه بعدعلی خامنه‌ای این گونه بر کشور سلطنت کند. آقای خامنه‌ای، از سر راه این ملت مظلوم کنار بروید.” او درآذرماه سال ۹۱ نیز نامه دیگری دراعتراض به نقض حریم خانواده علیرضا رجایی، دیگرزندانی سیاسی نوشت که در پی آن در۲۶ آذر ماه بیش از یکصد روزنامه‌نگار و فعال مطبوعاتی در نامه‌ای به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه ایران، نسبت به تهدید خانواده‌های زندانیان سیاسی و نقض حریم خانوادگی آن ها هشدار دادند. تاج زاده در چند نوبت از زندان نامه نوشت، هم به رهبری نامه های تندی نوشت و هم حسین شریعتمداری را به مناظره مکتوب دعوت کرد. از دیگر نامه هایی که شاید کمتر به آن پرداخته شده، نامه مهدی محمودیان درباره وضعیت زندانیان عادی است که از درون زندان نوشته است. او که پیش از زندان با سازمان غیردولتی دفاع ازحقوق زندانیان همکاری می کرد، وظیفه اجتماعی خود را حتی در درون زندان نیز با نامه نگاری ادامه می دهد.

از دیگر نمونه های نامه نگاری در سال گذشته نامه خانواده های زندانیان سیاسی، نامه سیصدنفر از اصحاب فرهنگ و اندیشه و نامه شخصیت هایی مانند محمد ملکی است که در همه آن ها به نوعی مستقیم یا غیر مستقیم، انتقادات متوجه شخص آقای خامنه ای است.

روحانیون؛ انتقاد از فقر و بی مدیریتی

یکی ازاتفاقات قابل پیش بینی سال ۹۱، شروع انتقادات واعتراضات روحانیون طراز اول به وضعیت کشور و به خصوص مسئله گرانی ها و تنگی معیشت مردم بود. روحانیونی در رده مرجعیت تقلید چون صافی گلپایگانی، موسوی اردبیلی، شبیری زنجانی، مکارم شیرازی، جوادی آملی و سبحانی آغاز به انتقاد از وضعیت فقر هجوم آورده بر مردم کردند. در سخنرانی ای آیت الله جوادی آملی تصریح کرد که وضعیت کشورداری به نحوی شده که ۸۰ درصد مردم با ربا بسر می‌برند. آن ها در ملاقات هایی که در سفرهای مقامات کشور مانند علی لاریجانی و سایر مقامات به قم برای دیداربا آیات عظام انجام شد، در قالب سخنرانی و اطلاعیه، ضعف ها را تصریح کردند و زبان به اعتراض گشودند. پاره ای از آنان در دیدار با رئیس مجلس از وضعیت اقتصادی کشور به خصوص گرانی مواد غذایی و نان ابراز نگرانی و نارضایتی کردند. این اظهارنظرها که انتقادهایی را متوجه حکومت می کند، به یک دلیل ساده قابل انتظارو پیش بینی بود. روحانیت شیعه خلاف روحانیت سنی، به دلیل ارتزاق از منبع پرداخت وجوهات توسط مردم و ارتباط با آنان، آنتن های قوی برای دریافت خواست های مردم دارد. شاید بتوان گفت مهم ترین استعداد روحانیت شیعه شنیدن و درک رضایت و یا نارضایتی مردم و کوشش برای همزبانی با آن ها است. احساس خطر این مراجع از گرانی ها و تنگناهای معیشتی مردم، یکی از بهترین شاخص هایی است که وضعیت جامعه را به تصویر می کشد. در تمام جنبش های آزادی بخش یک صد ساله اخیر ایران و جنبش های دیگرکشورها، شبکه دینی نقش تعیین کننده ای برای به میدان آوردن توده های مردم داشته است. در ایران برای به میدان آوردن روحانیت شیعه، باید به آنان نشان داد که ادامه وضع موجود و تعمیق مشکلات، می تواند روحانیت را بیش از پیش در مقابل مردم قرار دهد و موقعیت سنتی آنان را به خطر اندازد و برای مقابله با فساد اقتصادی که سراسر ارکان کشور را دربرگرفته، روحانیت می تواند به کمک مردم بشتابد.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *