ضرورت هدفگذاری بر افزایش امنیت شغلی و دستمزد کارگران

بخش اول:

در هفته گذشته با سخت گیری های حکومت و عدم صدور مجوز برای راهپیمایی روز کارگر، خانه کارگر توانست تنها در داخل سالن و در چند شهر مثل تهران، مراسمی کم رمق برگزار کند. در سنندج کارگران بدون مجوز رسمی، همراه با خانواده هایشان، راهپیمایی کردند. کارگران از خیابان سیروس به سمت خیابان فردوسی این شهر در حرکت بودند که با واکنش نیروهای امنیتی مواجه شدند. مامورین با گاز فلفل و باتوم به جان کارگران افتاده و آنها را متفرق و مضروب کردند. حداقل چهارنفر نیز دستگیرشدند.

این حرکت شجاعانه، ضمن نشان دادن زنده و پیشتاز بودن جنبش کارگری در کردستان، یک حقیقت را نیز در درون خود دارد و آن این که در این برهه، اعتراض و را هپیمایی خیابانی، الزاما بهترین تاکتیک پیش پای جنبش کارگری نیست. برای یافتن تاکتیک های مناسب باید به بررسی و معاینه جنبش کارگری در چهار سطح پرداخت. اول هدف، دوم استراتژی، سوم تاکتیک ها و چهارم سازماندهی مناسب که از دل سه مبحث قبلی خود را نشان خواهد داد.

اول هدف- با توجه به رکود تورمی که به تدریج تمام ارکان اقتصاد ایران را فرا می گیرد، به راحتی قابل پیش بینی است که مشکل بیکاری و عدم امنیت شغلی از یک سو و گرانی و نرخ تورم بالا از سوی دیگر، مهم ترین دغدغه های کارگران در سال پیش رو خواهد بود. به همین دلیل نیز هدف گذاری موثر برای کارگران، باید معطوف به این دو خواسته باشد. اگرچه اهدافی مثل سندیکای آزاد یا ممنوعیت کار برای کودکان یا محدودیت هشت ساعت کار و مواردی از این قبیل نیز از نیازهای کارگران است، اما در مقطع کنونی که شبح سیاه بیکاری و فقر کارگران را احاطه کرده، این خواسته ها تاثیر لازم را ندارند. هدف گذاری را باید بر دو موضوع امنیت شغلی و افزایش دستمزد متناسب با نرخ تورم، متمرکز کرد. در این خصوص می توان قوانینی را که در دیگر کشورها وجود دارد، مطرح کرد و برای تصویب در مقابل دولت و مجلس قرار داد. قوانینی که حکومت امکان تصویب و اجرای آن را ندارد و می تواند فشار جنبش کارگری را بر گردن حکومت پایدار کند. در این برهه تمام هنر هدف گذاری برای جنبش کارگری در این است که بتواند طبقه کارگر را درکنار طبقه متوسط و اقشار گوناگون آن قرار دهد. خواست آزادی و حقوق بشر را طبقه متوسط دنبال می کند و مانع تحقق آن، حکومت استبداد دینی است که هر حرکت آزادی خواهانه ای را به شدت سرکوب می کند. قرار دادن خواسته ای پیش پای حکومت از طرف کارگران که نتواند آن را محقق کند، می تواند انرژی کارگران در مقابله با حکومت را با طبقه متوسط هم سو و متحد سازد. در این هدف گذاری، مهم این است که اقشار مختلف، با آگاهی کافی به پشتیبانی از خواست کارگران بپردازند. در این مسیر جنبش دانشجویی در راس قرار دارد. این جنبش مانند جنبش دانشجویان فرانسه در ۱۹۶۸ می تواند با کارگران متحد شده و به آنان نشان دهد که این حکومت از عهده تامین امنیت شغلی و تضمین دستمزد کافی برای آنان بر نمی آید. در واقع در عمل و با عدم تصویب و اجرای قوانین حمایتی لازم از سوی حکومت، به کارگران نشان دهد که تامین نان با حضور این حکومت امکان ندارد. به زبان آدام میچنیک، رهبر جنبش لهستان، نان بدون آزادی میسر نیست و در ایران نیز، آزادی بدون برکناری استبداد ممکن نیست. در این مسیر جنبش های زنان، هنرمندان، اقلیت های قومی و مذهبی، مطبوعات و سایر حرکت های مدنی هم می توانند در مراتب بعدی، به هم سویی با جنبش کارگری بپردازند.

دوم استراتژی- برای رسیدن به دو هدف بالا، نیرومند ترین ابزار کارگران برای تامین خواسته هایشان، اعتصاب و دست از کار کشیدن است. استراتژی اصلی مبارزه کارگران برای رسیدن به خواسته هایشان باید بر حرکت به سمت اعتصاب مستقر باشد. ممکن است در سال های دور آینده، با افزایش اتوماسیون و تغییر روش های تولید، اساسا وجود چنین قدرتی بلا موضوع شود، اما در حال حاضر و در صنایع موجود ایران، کماکان اعتصاب، نیرومند ترین سلاح در دستان کارگران است. تمام برنامه ریزی ها برای جنبش کارگری باید بتواند در نهایت، اعتصاب های قوی و کوبنده جنبش کارگری را محقق سازد. منحرف کردن انرژی کارگران در مسیرهای دیگر، از فشار کانونی جنبش کارگری می کاهد.  در کشوری مثل ایران، با حکومتی امنیتی و پلیسی که در تمام ارکان جنبش کارگری حضور پیدا می کند و از تشکیل سازمان های مستقل کارگری نیز جلوگیری کرده، راه اندازی اعتصاب ها، بسیار دشوار است، به خصوص آن که به دلیل افزایش نرخ بیکاری و حربه اخراج و حضور هزاران داوطلب کار در بیرون کارخانه ها، ریسک اعتصاب برای کارگران بالا است؛ اما اتخاذ تاکتیک ها و سازماندهی مناسب، کلید حل این مشکل است. به این دو مبحث در بخش دوم مقاله می پردازیم.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *