ضرورت تاسیس سندیکای آزاد کارگری در هر بخش از کشور

درهفته گذشته مرگ افشین اسانلودرزندان رجایی شهرکرج، از حوادثی بود که یک بار دیگر مبارزات کارگران آزادی خواه را به صدر اخبار ایران آورد. افشین اسانلوکه از فعالین سندیکای آزاد رانندگان اتوبوس بین شهری بود که به پنج سال حبس محکوم شده و قرار بود اسفندماه امسال پس از تحمل حبس خود آزاد شود. اما او پنج شنبه سی ام خرداد در زندان سکته کرد و به گفته خواهرش از قول پرستاران بیمارستان قلب کرج، او را مرده به بیمارستان آوردند. پس از آن هم با فشار مقامات امنیتی و لباس شخصی ها از برگزاری مراسم ختم و شب هفت او درمساجد جلوگیری به عمل آمد. پرونده مرگ ستار بهشتی، کارگر وبلاگ نویسی که زیر شکنجه کشته شد، به گفته گیتی پورفاضل، وکیل خانواده بهشتی، با دفع الوقت بازپرس و اعمال نفوذ مامورین اطلاعات، هنوز اندر خم یک کوچه است. فعالین کارگری در زندان بیش از سایر زندانیان سیاسی تحت فشار هستند. از درمان و مرخصی بیشتر از سایرین محروم هستند و خشونت زیادی در حق آن ها اعمال می شود و کمتر از زندانیان سیاسی دیگر در اخبار مبارزاتی مطرح می شوند. از سوی دیگر پیگیری اخبار کارگری نشان می دهد که مبارزات کارگران هرگاه که با اتحاد و برنامه ریزی درست انجام می شود، به سرعت حکومت را وادار به عقب نشینی می نماید. در همین هفته گذشته، اعتصاب متحدانه کارگران فولاد خوزستان از نمونه هایی است که نشان می دهد اعتصابات کارگری چه حربه نیرومندی است و چگونه در کوتاه ترین زمان، کارفرمایان را که اکثرا نیز نهادهای حکومتی هستند وادار به پذیرش خواست های کارگران می کند. در هفته گذشته وقتی کارگران قراردادی این کارخانه خواستار پرداخت ٪۲۵ افزایش دستمزد امسال خود شده و با امتناع کارفرما مواجه شدند، دست از کارکشیدند و پیوستن کارگران رسمی به آنان، صف یک پارچه چهار هزار کارگر را در مقابل حکومت قرارداد. این صف آرایی مقتدرانه کارگران، هم امکان دستگیری و سرکوب را برای حکومت مشکل می کند و هم امکان چانه زنی و پافشاری بر خواسته ها را بالا می برد. با توجه به نکات مذکور، تشکیل سندیکای آزاد کارگری در هر بخش از صنایع کشور، خواسته ای مبرم و فوری است که می تواند هم به صورت تاکتیکی در دستور قرار بگیرد و هم به صورتی استراتژیک از لوازم اصلی پیگیری مطالبات جنبش کارگری ایران باشد. خواسته تشکیل سندیکای آزاد کارگری بیرون از چارچوب شوراهای اسلامی کار که معمولا توسط خانه کارگر و در نهایت دستگاه های امنیتی کنترل می شوند، خواسته بجایی است که اگر هم فورا محقق نشود و دستگاه های امنیتی به سرکوب آن بپردازند، اما می تواند به صورت زیرزمینی فعالیت های کارگران را سازماندهی کند. ضمن آن که با شکل گیری تشکیلات صنفی مستقل کارگران، امکان ارتباط گیری با سایر بخش های جنبش آزادی خواهی مردم ایران مهیا تر می شود. چند توصیه در این زمینه وجود دارد: اول آن که ترجمه و تکثیر تجربیات جنبش های کارگری در کشورهای دیگر، سازماندهی حرکات کارگری در حکومت های سرکوبگر و تاثیر آن ها بر سایر بخش های جنبش، از مواردی است که به خصوص فعالین خارج از کشور می توانند با انجام آن به آموزش جنبش کارگری ایران مدد برسانند. در این میان تجربه جنبش های کارگری در لهستان و آمریکای لاتین بیش از سایر نقاط می تواند مورد استفاده قرار بگیرد. دوم این که روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان و کسانی که به تریبون های رسانه ای دسترسی دارند، باید به صورت زبان گویای جنبش کارگری ایران عمل نمایند. کارگران از دانشجویان یا وکلا ویا حتی معلمان، امکانات کمتری برای انعکاس اخبار مبارزات خود دارند. اگر هم از میان آنان کسی چون ستار بهشتی دست به وبلاگ نویسی بزند به طرزی وحشیانه به قتل می رسد. انجام این وظیفه مهم بردوش بخش های دست به رسانه جنبش در داخل و خارج از کشور، سنگینی می کند. سوم آن که با توجه به بحران اقتصادی پیش روی ایران، بررسی این بحران و پرداختن به ابعاد و تاثیر آن بر زندگی کارگران و امکان حل آن با استقرار دمکراسی در کشور، از مواردی است که می تواند در دانشگاه ها و مراکز مطالعاتی به صورت سمینار و میز گرد در دستور قرار بگیرد و در نهایت هم حاصل آن به صورتی ساده در اختیار جنبش کارگری ایران قرار داده شود. این کار می تواند آنان را به این جمع بندی برساند که نان بدون آزادی میسرنیست و در نهایت تمام مبارزات صنفی و مدنی وقتی به سرمنزل مقصود می رسند که بتوانند در راستای جنبش دمکراسی خواهانه مردم ایران همسو و هم جهت شوند.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *