ضرورت پیوند جنبش دانشجویی با دیگر جنبش ها

 هفتاد سال است که جنبش دانشجویی ایران نقشی پیشتازانه درتمامی مبارزات اجتماعی و سیاسی بازی کرده است. درنهضت ملی کردن نفت، در حوادث سال های ۳۹ تا ۴۲، در مبارزات ضد دیکتاتوری محمد رضا شاه و در انقلاب اسلامی، جنبش دانشجویی کشور همواره درصف اول مبارزه قرار داشت. در دوره جمهوری اسلامی نیز این جنبش دانشجویی بوده که نخستین بار پرچم مخالفت با استبداد دینی را برافراشته است. درحوادثی مانند محکوم کردن هاشم آغاجری، استاد دانشگاه به ارتداد و اعدام، این جنبش دانشجویی بود که با خروشی یک پارچه حکومت را وادار به عقب نشینی کرد. در دوره اصلاحات، جنبش دانشجویی به صورت بستر اصلی این حرکت عمل کرد و بهای گزافی هم برای آن پرداخت. در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۷، حمله شبانه به کوی دانشگاه تهران و ضرب وشتم دانشجویان توسط لباس شخصی ها یکی از روزهای تاریخی جنبش دانشجویی کشور شد. به دنبال این حمله چندین روز تهران درتب و تاب بود. عزت ابراهیم نژاد کشته شد و ده ها نفر به زندان افتادند. سعید زینالی بعد از چهارده سال هنوز مفقود الاثر است. مادر اوهفته گذشته در مصاحبه ای گفت که مطمئن است او تا سال ۸۱ در زندان اوین بوده و دست کم پنج خانواده دیگر را هم می شناسد که مثل او فرزندانشان مفقود شده ولی سکوت کرده اند. در دانشگاه تبریز هم دو روز بعد هجوم مسلحانه لباس شخصی ها به دانشگاه، چندین کشته و مجروح به جا گذاشت و ده ها نفر راهی زندان شدند. در تاریخ جمهوری اسلامی، تیر را باید ماه سرکوب جنبش دانشجویی نامید.

در جنبش سبز و حوادث پس ازانتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، مجددا دانشگاه در تیرماه زیر فشار و سرکوب قرار گرفت. اما حملات به جنبش دانشجویی این بار تنها در ماه تیر نبود وبه صورتی سیستماتیک و برنامه ریزی شده ادامه یافت. سرکوب تنها با حمله به کوی دانشگاه تهران در۲۵ خرداد سال ۸۸ یا ضرب وشتم حرکت های دانشجویی در تمام دانشگاه های کشور ختم نشد، بلکه این بار انحلال تمام نهادهای مستقل در دانشگاه ها، دستگیری سران جنبش دانشجویی و محکومیت آنان به حبس های طویل المدت، اخراج بیش از هزار نفر از فعالین دانشجویی، استقرار و توسعه بسیج در تمام دانشگاه ها، نصب دوربین های کنترل کننده در راهروها و کلاس های درس، تصفیه استادان مستقل و مخالف به صورت اخراج یا بازنشستگی زود هنگام وایجاد فضای رعب و وحشت در تمام سطوح دانشگاهی، تنها بخشی از حرکت سازمان یافته حکومت برای سرکوب جنبش دانشجویی باید محسوب شود. بسیاری از فعالین جنبش دانشجویی ناچار از ترک وطن و آوارگی در کشورهای مختلف شدند. هجوم سازمان یافته حکومت به ارکان جنبش دانشجویی کشور در تاریخ هفتاد ساله این جنبش بی نظیر است.

در هفته گذشته ۵۱۶ نفرازدانشجویان دانشگاه علم وصنعت با امضای نامه ای خطاب به حسن روحانی رئیس جمهور منتخب، نخستین قدم را برای شکستن فضای سرکوب حاکم بر دانشگاه ها برداشتند. دانشجویان در این نامه گوشه ای از مصائب وارد شده به دانشگاه ها را برشمردند و خواستار آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر از چهره های سیاسی و تبدیل فضای امنیتی به فضایی سیاسی شدند. دانشجویان وعده دادند که درنامه ای دیگر به تفصیل آن چه بردانشگاه و دانشجویان رفته است را توضیح دهند.

 بازگشایی ده ها انجمن و نهاد و نشریه ای که بسته شده و باز سازی این نهادهای دانشجویی، نخستین قدم برای به حرکت در آوردن جنبش دانشجویی در این مقطع است. امضای نامه های دسته جمعی، برگزاری سمینارها و بحث های آزاد و طرح خواسته های صنفی و سیاسی به صورت تجمعات دانشجویی، قدم های بعدی است که در دانشگاه ها می تواند برداشته شود و در صورت موفقیت فضای جامعه را هم دگرگون خواهد کرد. در سوی مخالف، با برداشتن هریک ازاین قدم ها واکنش استبداد نیز می تواند سنجیده شود. اگر استبداد امکان باز شدن فضا در دانشگاه ها را ندهد و بخواهد سرکوب سیستماتیک را ادامه دهد، این موضوع باید به روشنی آشکار شده و در معرض دید وقضاوت مردم قرار بگیرد. دولت آقای روحانی برای موفقیت در وعده هایی که داده باید بتواند از خواست های دانشجویان پشتیبانی نماید. در صورت عدم موفقیت دولت روحانی درحمایت از جنبش دانشجویی، این جنبش ناچار از اتخاذ روش های مخفی تر در شرایط تداوم سرکوب است.

 ارتباط افقی جنبش دانشجویی با جنبش های کارگری، زنان، مطبوعات، وکلا، پزشکان، معلمین، اقلیت های قومی و مذهبی و ده ها جنبش مدنی واجتماعی دیگر، یکی ازمهم ترین حرکت های جنبش دانشجویی در شرایط جدید کشور است. دانشجویان و دانشگاهیان عناصر آگاه جامعه و از گروه های مرجع بسیار مهم هستند. این مرجعیت در شرایط جدید جامعه باید بتواند نقش هدایت کننده خود را به خوبی ایفا کند. وقتی مشکل اقتصادی به صورتی حاد تمام ارکان جامعه را به لرزه در آورده، جنبش دانشجویی نمی تواند نسبت به درد و رنج طبقات محروم جامعه بی تفاوت بماند. پیوند دادن خواست های اقتصادی مردم با خواست های مدنی اقشار مختلف یکی دیگر از اموری است که بیش ازهمه بردوش جنبش دانشجویی سنگینی می کند. برگزاری سمینارها، انتشارتحلیل های روشن گرانه و برگزاری آکسیون هایی نمادین در این زمینه و ده ها روش ابتکاری دیگر، از سرفصل های مهم حرکت جنبش دانشجویی در این برهه محسوب می شود.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *