ملینا مرکوری و اسلاو هاول دیروز، و امروز شجریان

انتشارعکس محمد رضا شجریان در صفحه اول روزنامه ایران در شماره روز یکشنبه ۱۰ شهریور، آشکارا شکستن یکی از خطوط قرمز نظام و اختناق حاکم شده از زمان تولد جنبش سبز بود. محمد رضا شجریان، پرآوازه ترین خواننده موسیقی سنتی ایرانی، درجریان جنبش سبز آشکارا سمت مردم را گرفت. او با احمدی نژاد مخالفت کرد، برای جنبش سبز تصنیف اختصاصی خواند، با رسانه های خارجی مثل بی بی سی و صدای آمریکا مصاحبه کرد و به تندی ازسیاست های حاکم بر ایران انتقاد کرد وسرانجام در نامه ای اعتراضی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی خواست دیگر اثری از او را پخش نکند. صدا و سیما میز نه تنها آثار موسیقیایی اورا دیگر پخش نکرد بلکه دعای معروف ربنای او هم که سال ها میهمان سفره افطار مردم بود رامشمول این حذف کرد. جایگاه استاد شجریان در میان مردم و محبوبیتش در داخل و خارج از ایران مانع از این بود که حکومت بتواند او را دستگیر کند. تنها کاری که حکومت کرد، سانسور آثار او بود . شجریان که به عنوان یکی از مفاخر ملی در بارور ساختن فرهنگ ایرانی مطرح است، درچند سال گذشته به رغم سانسور حکومتی، به صورت یکی از سمبل های مقاومت مردم درآمد.

مقاومت جانانه مردم ایران، مبارزات خستگی ناپذیر زندانیان سیاسی، روزنامه نگاران زندانی، فعالین مدنی و فرهنگی و سیاسی در داخل و خارج از کشور در چهار سال گذشته، به حکومت نشان داده که نمی تواند تنها با تکیه بر سرنیزه مردم را مطیع ومنقاد کند. در این بین نقش چهره های برجسته و سرشناس، به خصوص هنرمندان و ورزشکارانی که محبوب قلب میلیون ها نفر هستند، نقشی درجه اول است و می تواند پیام جنبش را به میان توده های مردم و پایین ترین لایه های جامعه ببرد. نقشی که ملینا مرکوری، هنرپیشه سرشناس یونانی در جنبش مخالفت با کودتای سال ۱۹۶۷ سرهنگان در یونان انجام داد یا نقشی که واسلاو هاول، نمایشنامه نویس معروف چک در جنبش آزادی خواهی مردم چکسلواکی علیه حکومت کمونیست ها به عهده گرفت و یا نقشی که ویکتورخارا گیتاریست و آوازه خوان معروف شیلی در جنبش ضد کودتای ژنرال پینوشه بازی کرد، مثال هایی معروف از ایفای چنین نقشی هستند. ایفای این نقش گاهی مثل واسلاو هاول سر از زندان در می آورد و گاهی نیز همچون ویکتورخارا به مرگ می انجامد. این هنرمند دردمند و یاور توده های مردم، در استادیوم سانتیاگو به همراه ۵ هزارنفر دیگر زندانی شد و بعد ازچند روز در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳جسد تیرباران شده او در حالی که دست هایش را بریده بودند به همراه صدها نفر دیگر در یکی ازمحل های انباشت زباله در حومه سانتیاگو پیدا شد. در سال ۲۰۰۳ همان استادیوم سانتیاگو به افتخار او به نام ویکتور خارا نام گذاری شد. در ایران طی چهار سال گذشته، ورزشکارانی مثل علی کریمی وموسیقی دانانی چون محمدرضا شجریان ویا سینماگرانی مثل محمد نوری زاد و جعفرپناهی و محسن مخملباف، این نقش را به خوبی ایفا کرده اند.

وقتی روزنامه ایران که ارگان دولت محسوب می شود، به بهانه مراسم بزرگداشت ایرج، یکی از قدیمی ترین خوانندگان کلاسیک ایرانی، درصفحه اول خود اقدام به چاپ عکسی از این مراسم می کند، این اقدام گامی عملی و مهم در شکستن فضای بسته حاکم بر کشور باید محسوب شود. ممکن است این کار حرکت شجاعانه یک سردبیر باشد، ممکن است این اقدام درچارچوب دعواهای داخل نظام صورت گرفته باشد که جناحی می خواهد آشکارا به مخالفت با جناح دیگری بپردازد و یا این که این اقدام یک برنامه حساب شده از سوی دستگاه اطلاعاتی کشور برای باز کردن محدود فضا بوده و یا با هر انگیزه دیگری صورت گرفته باشد. مهم این است که از فرصت شکستن فضای تیره و بسته اختناق وسرکوب چند لایه حکومتی باید استفاده کرد و قدم های بیشتری را رو به جلو برداشت. ایجاد همبستگی مدنی بین تمامی اقشار مردم با یکدیگر یکی از کارآمدترین تاکتیک های بسیج مردم برای مقاومت های مدنی خشونت پرهیز است.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *