آزادی زندانیان سیاسی و هنوز گردنه های پیچ در پیچ پیش رو

آزادی جمعی از زندانیان سیاسی درهفته گذشته موجی از شادی در میان مردم برانگیخت. از دوازده زندانی سیاسی آزاد شده، هشت تن زن بودند. نسرین ستوده فعال حقوق بشر و وکیل بسیاری از روزنامه نگاران وو فعالان  سیاسی نیزدرمیان آن ها بود. تعدادی از این زندانیان روزهای آخر محکومیت خود را طی می کردند و چند تنی نیز چون محسن امین زاده و فیض الله عرب سرخی، مدت ها بود در بیمارستان بستری بوده و امکان ادامه حبس را نداشتند.  این اقدام ناگهانی آقای خامنه ای در آستانه سفرحسن روحانی به نیویورک، برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل می تواند نشانه ای از تغییر سیاست های حکومت در داخل و خارج از کشور محسوب شود. موضوعی که با بدبینی از سوی بعضی محافل سیاسی به آن نگاه می شود و این کار را تنها اقدامی تاکتیکی برای نرم کردن فضای گفتگو برای موضوع هسته ای ایران و رفع تحریم ها می دانند. به هرصورت چه این اقدام تاکتیکی باشد و یا ناشی از یک تغییر استراتژیک در رفتار حکومت تلقی شود، واقعیت بیرونی این است که حکومت یک قدم به عقب برداشته و تغییر رفتاری ولو اندک از خود نشان داده است.

در تحلیل این واقعه چند نکته را نباید از نظر دور داشت:

نخست ـ مقاومت زندانیان سیاسی، این فرزندان شایسته ایران در زندان ها است. درچند سال گذشته، زندانیان سیاسی با مقاومت و اتحاد خود در زندان ها نشان دادند که به عنوان نمایندگان شایسته بیان خواست های یک ملت، حاضر به تحمل هر سختی و فشاری هستند ولی از مبارزه خود برای آزادی دست بر نمی دارند. در این راه بسیاری از زندانیان دست به اعتصاب غذاهای طولانی زدند. بسیاری از آنان ماه ها سلول انفرادی و شکنجه و فشار را تحمل کردند، ولی از فریاد آزادی خواهی دست نکشیدند و به دژخیمان نشان دادند که یک ملت از مبارزه خود دست برنمی دارد.

دوم ـ حرکت های مداوم و خستگی ناپذیر خانواده زندانیان سیاسی در خارج از زندان و کنش های متعددی که این خانواده های تحت فشارو سرکوب برگزار کردند. این کار موجب شد یاد و نام و مبارزات زندانیان سیاسی میان مردم برود و اجازه ندهد که حکومت با سانسور اخبار، آنان را از حافظه افکار عمومی و دنیا پاک کند.

سوم – سازمان های حقوق بشر به صورت اختصاصی و سازمان های بین المللی به طور اعم در داخل و خارج از ایران برای دفاع از آزادی و حقوق زندانیان سیاسی و عقیدتی، کماکان نقشی بسیارمهم و موثر بازی می کنند. این سازمان ها توانستند افکارعمومی دنیا و سیاستمداران را به سوی زندان های ایران جلب کرده و فشاری مداوم برحکومت ایران وارد کنند.

چهارم ـ فعالین مدنی و سیاسی در خارج از ایران با طرح مداوم مسئله زندانیان سیاسی و عقیدتی در آکسیون های مختلف، بخش دیگری از کمپین گسترده برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی را برعهده داشته اند. این فعالین با جلب نظر بسیاری از سازمان های بین المللی برای اعطای جوایز خود به زندانیان سیاسی و عقیدتی و روزنامه نگاران دربند ایرانی و استفاده از فضای محافل بین المللی برای طرح خواسته های مردم ایران و نمایندگان زندانی  آنان، برگزاری تجمعات و تظاهرات در نقاط مختلف دنیا، صدور بیانیه ها و اعلامیه ها و برگزاری مصاحبه ها و ده ها حرکت دیگر به صورتی خستگی ناپذیر، مسئله زندانیان سیاسی و عقیدتی را به افکار عمومی دنیا برده و می برند.

پنجم ـ رسانه ها به خصوص درخارج از ایران به دلیل آزادی عملی که دارند، با خبر رسانی و تهیه  گزارش هایی مداوم از زندانیان سیاسی و خانواده های آنان و ستم هایی که برآنان می رود، توانسته اند نقشی درجه اول در تداوم مبارزه ایفا کنند. حرکت رسانه ها نشان داده که کماکان درهر بخش از کمپین مقاومت مدنی مردم، اینان نقشی درجه اول و تعیین کننده دارند.

ششم ـ فشار اقتصادی و انزوای حکومت ایران عامل دیگری است که حکومت را وادار به تفکر مجدد در مشی خود ساخته است. صحبت از نرمش قهرمانانه در سیاست خارجی از سوی رهبری ایران پیام می دهد حکومت ایران ضرورت ویراستاری رفتار سیاسی خود را در عرصه داخلی و بین الملل درک کرده است. اما در عین حال سخت مراقب است که ارائه این چهره جدید موجب فروپاشی جبهه طرفدارانش و ارکان حکومت نشود. همچنین می کوشد تا از طرق دیگر به مردم تفهیم کند که قرار نیست درها کاملا باز شوند. او می کوشد تا مردم را کماکان در ترس از حکومت نگه دارد و امکان فعالیت های مدنی را از آنان سلب کند؛ چرا که او به خوبی فهمیده است که مردم ایران ممکن است در چند سال گذشته سرکوب و ظاهرا ساکت شده باشند، ولی این سکوت به معنای رضایت نیست و درهرفرصتی که به دست آورند خواسته های مدنی و حقوق بشری و دمکراتیک خود را مطالبه می کنند.

اکنون در ابتدای راهی قرار داریم که گردنه ها و پیچ درپیچ بسیاری دارد. مهم ترین مسئله تداوم حرکت و مقاومت است. خواست آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و اقلیت های دینی، آزادی روزنامه نگاران و رفع حصر از خانم زهرا رهنورد و آقایان موسوی و کروبی، باید با استفاده از تمام طرق بالا با شدتی بیش از گذشته ادامه یابد. بنیادی نیست حکومت با چه انگیزه و بر اساس چه نیازی دست به آزادی زندانیان می زند، مهم این است که آزادی هریک از این فرزندان شایسته ملت، گامی در جهت تحقق خواسته های مردم است و نوری است برای روشن کردن شب تیره خودکامگی.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *