صف آرایی در تهران و ضرورت برنامه ریزی استراتژیک

سفر حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل و حوادثی که درآن گذشت، درهفته گذشته در صدر اخبار دنیا قرار گرفت. پیش از این سفر، آقای روحانی درمقاله ای در روزنامه واشنگتن پست اعلام کرد که زمان تعامل فرارسیده و اختیار کامل برای حل و فصل پرونده اتمی ایران دارد. از سوی وزارت خارجه آمریکا نیز اعلام شد که احتمال ملاقات روسای جمهور دو کشور در راهروهای سازمان ملل در همان روز سه شنبه دوم مهر که هردو نفر در سازمان ملل سخنرانی می کنند وجود دارد. همچنین اعلام شد  آقای روحانی از سوی رهبری ایران اختیار تام دارد تا به صورت انفرادی و خارج از چارچوب کشورهای ۵+۱ با مقامات آمریکایی صحبت کند، اما درآخرین دقایق ملاقات روسای جمهور ایران و ایالات متحده آمریکا انجام نشد. حتی آقای روحانی در میهمانی نهار دبیرکل سازمان ملل نیز که صبق سنت سازمان ملل به افتخار تمام روسای کشورها برگزار شده بود، شرکت نکرد و به این ترتیب امکان ملاقات با آقای اوباما سرمیز نهار نیز از دست رفت. این ماجرا مورد توجه تمام مطبوعات دنیا قرار گرفت تا جایی که تمام برنامه های تلویزیونی و مطبوعات به تفسیر آن پرداختند و چندین کاریکاتور نیز در این زمینه در مطبوعات درج شد. اغلب تفسیرهای مطبوعاتی بر این محور چرخید که تندروها در تهران و نیز  سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با این ملاقات ها اعلام مخالف کرده اند. حتی شرکت جواد ظریف، وزیر خارجه کابینه روحانی در جلسه کشورهای ۵+۱ با حضور جان کری همتای آمریکایی خود روز پنجشنبه ۴ مهر نیز نتوانست سایه سنگین این ماجرا را از روی سر آقای روحانی بردارد، اگرچه پس از ۳۳ سال این نخستین بار بود که وزرای خارجه ایران و آمریکا در جلسه مشترکی شرکت می کردند. تا این که روز جمعه ۵ مهرماه درآخرین دقایق سفر آقای روحانی و در مسیر فرودگاه نیویورک برای بازگشت به تهران، گفتگوی تلفنی ۱۵ دقیقه ای میان آقایان روحانی و اوباما انجام شد. آخرین گفتگوی تلفنی در سطح رهبران دو کشور در سال ۱۳۵۷ میان جیمی کارتر رییس جمهور آمریکا و محمدرضا پهلوی شاه وقت ایران چند ساعت پیش از اخراج شاه از ایران انجام شده بود. زلزله خبری تماس تلفنی اباما و روحانی که ابتدا با پیام کوتاهی روی توئیترآقای روحانی شروع شد، با مصاحبه مطبوعاتی آقای اوباما و توضیحات وی دنبال شد و به سرعت تمام جهان را محسور کرد. اگرچه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با چند ساعت تاخیر این خبر را درج کرد، ولی در تهران بلافاصله بازار ارز و طلا به این واقعه واکنش نشان داد و قیمت هر دو پایین آمد. آقای روحانی در چندین مصاحبه در آمریکا تاکید کرد که مسئله رابطه ایران و آمریکا به بعد از حل و فصل مسئله هسته ای ایران موکول می شود، ولی در عمل مشاهده شد که رابطه قطع شده دوکشور و امکان تجدید آن، از تمام موارد دیگر مهم تر است و تمام اخبار را تحت الشعاع قرار داد.

 اما ظهر شنبه ۶ مهرماه به وقت تهران، با ورود آقای روحانی به فرودگاه مهرآباد، صف آرایی دو گروه در استقبال از او، حواشی این تجدید رابطه را در تهران نشان داد. دریک سو جمعیتی حدود دویست نفر با حمل پلاکاردهایی در حمایت از آقای روحانی و تدبیر او در این سفر قرار داشتند، و در سوی دیگر، جمعیت خشمگینی حدود شصت نفرصف آرایی کرده بودند که وسط خیابان به اقامه نماز پرداختند و راه حرکت خودروی آقای روحانی را سد کردند و شعار مرگ بر آمریکا سر دادند و درنهایت نیز مهر نماز و لنگه کفش به سوی خودروی رییس جمهوری پرتاب کردند. این جمعیت بیشتر از بسیج دانشجویی دانشگاه های مالک اشتر و امام صادق متشکل بودند و تعدادی نیز از اعضای حزب پایداری، حزب تندروی نزدیک به آقای مصباح یزدی، اعضای کمپین سعید جلیلی رقیب انتخاباتی آقای روحانیدرمیان آن ها دیده می شدند. مطبوعات و رجال سیاسی تهران نیز دو دسته شدند. گروهی به تایید آقای روحانی پرداختند و کارهای او را در هماهنگی کامل و با کسب اجازه از رهبری عنوان کردند و گروه اقلیتی استراتژی  او را خارج از اختیارات ریاست جمهوری و “برباد دادن آبروی جمهوری اسلامی” و حد اقل بدون محاسبه کافی  برای سود وزیان جمهوری اسلامی، قلمداد کردند. این صف آرایی به نیروهای مسلح هم کشید. سردار حسین دهقانی وزیردفاع گفت که جزیی ترین کارهای روحانی هم با نظرو توافق رهبری است. در سوی دیگر سردار محمد علی عزیز جعفری فرمانده کل سپاه گفت که گفتگوی تلفنی روحانی با اوباما اشتباه تاکتیکی و زود بود.

در این فضا، جنبش مدنی و آزادی خواهی ایران چه می تواند بکند؟ تجربه کشورهای دیگر نشان داده است که وقتی درهای کشور باز می شود و ارتباط با دنیا، به خصوص کشورهای دمکراتیک برقرار می شود، بازگشایی فضای سیاسی بیشتر است.

در چنین فضایی باید به بازسازی جامعه مدنی ضربه خورده پرداخت و آن را متناسب با خواست های هر بخش از جامعه رشد داد و تقویت کرد. ادامه مطالبه برای آزادی زندانیان سیاسی، رعایت حقوق بشر، رعایت حقوق اقلیت ها، گسترش آزادی های اجتماعی، آزادی فعالیت های سیاسی و گشایش احزاب، آزادی بیان و گشایش مطبوعات و اینترنت و ماهواره و سرانجام نیز جهت دادن تمام این فشارها به سوی برگزاری انتخابات آزاد، پایه مهم حرکت برای دمکراسی خواهان ایران است. اما این اقدام ها به ثمر نخواهند نشست مگرآن که هم زمان، فشار برای کوتاه کردن دست باندهای مافیایی و فاسد ثروت و قدرت از اقتصاد ایران آغاز شود. هم چنین وضع قوانین لازم برای محترم دانستن مالکیت وگردش آزاد اقتصاد، یکی از اصلی ترین پایه های چنین حرکتی است. برای تحقق چنین خواسته ای، استقلال قوه قضاییه و بازسازی آن به صورت یکی از ضروریات چهره نشان می دهد. حرکت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بدون اصلاحات واقعی اقتصادی، بدون نتیجه خواهد ماند. جنبش آزادی خواهی مردم ایران باید بتواند برای تمام این موارد متناسب با شرایط سیاسی متغیر ایران، درچارچوب یک برنامه ریزی استراتژیک ، برنامه ای حساب شده داشته باشد و آن ها را متوازن با یکدیگر به پیش ببرد.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *