حرکت مدنی از دانشگاه ها آغاز شد

 درهفته ای که گذشت حرکت در دو دانشگاه همدان و دامغان، دربرگیرنده بخشی از خواست های دانشجویان در مقطع کنونی بود. روز سه شنبه ۹ مهرماه در مراسم جشن ورودی های جدید به دانشگاه بوعلی همدان، درحضور جعفر توفیقی سرپرست وزارت علوم، دانشجویان روی تابلوهایی که دردست داشتند، نوشته بودند “این دانشگاه را نجات دهید”. دانشجویان خواستار تعویض محمد علی زلفی گل، مدیریت این دانشگاه شدند. رئیسی که مورد حمایت بسیج دانشگاه است. همچنین برگه های کوچکی در میان دانشجویان پخش شد که در آن چهار خواسته به صراحت قید شده بود:

۱ـ بازگشایی تشکل های مستقل دانشجویی

۲ـ بازگشایی و صدور مجوز برای نشریات مستقل دانشجویی

۳ـ اجازه تاسیس کرسی اندیشه آزاد

۴ـ لغو تفکیک جنسیتی در دانشگاه

درحرکتی دیگر، دانشجویان دانشگاه دامغان نیز به اعتراض مشابهی دست زدند. روز چهارشنبه ۱۰ مهرماه، ساعت ۱۱:۳۰ صبح در مقابل سلف سرویس دانشگاه تجمع کردند. دانشجویان سینی های غذا را به نشانه اعتراض روی زمین چیدند و یکی از آن ها به سخنرانی پرداخت. دراین سخنرانی به اخراج چند تن ازدانشجویان و بستن تشکل های دانشجویی اعتراض شد و سیاست های سرکوبگرانه معاونت فرهنگی دانشگاه مورد نقد قرار گرفت. درادامه تحصن، معاونت دانشجویی دانشگاه به میان دانشجویان آمد و اعلام کرد که دانشجویان متحصن را به رسمیت نمی شناسد. دانشجویان نیز خواستار تعویض رئیس دانشگاه آقای حقیقی اصل شده و اعلام کردند تا تعویض رئیس دانشگاه و رسیدن به خواسته هایشان به حرکت اعتراضی خود ادامه خواهند داد.

جنبش دانشجویی در ایران اززمان شکل گیری درهفتاد سال قبل تاکنون، همواره به عنوان موتورمحرک تمام حرکت های اجتماعی در میان تمامی اقشارجامعه عمل کرده است. هرگاه دانشگاه به حرکت درآمده، توانسته شوروحرکت و بیداری را در میان تمام لایه های اجتماعی ایجاد کند و هرگاه دانشگاه از نفس افتاده، جامعه نیز به تنگی نفس دچارشده است. این کیفیت تنها محدود به ایران نیست. در ونزوئلا درحال حاضر، جنبش دانشجویی به صورت مهم ترین مرجع اجتماعی و رهبران جنبش دانشجویی، موثرتراز تمام رهبران سیاسی ظاهر می شوند. در سایر کشورهای آمریکای لاتین هم کمابیش همین کیفیت حاکم است. درصربستان، مهم ترین نقش را درسرنگونی اسلوبودان میلوسوویچ دیکتاتور این کشور، سازمانی دانشجویی به نام آتپور بازی کرد. در فرانسه این دانشجویان بودند که با شروع اعتراضات توانستند جامعه را به حرکت درآورده و سرانجام نیز ژنرال دوگل را به استعفا وادار کنند. در آمریکا، جنبش دانشجویی پیشتاز آکسیون های اعتراضی علیه جنگ ویتنام شد و توانست تمام جامعه را به حرکت درآورد.

سرکوب جنبش دانشجویی درچهار سال گذشته، بدون شک درتاریخ هفتاد ساله این جنبش در ایران بی نظیر است. فعالین این جنبش دستگیرشده و به حبس هایی درازمدت محکوم شده اند. بهاره هدایت، مجید توکلی، ضیاء نبوی و ده ها دانشجوی زندانی دیگربه حبس های تا ده و یازده سال محکوم شده اند. بیش از هزار تن از فعالین دانشجویی از دانشگاه ها اخراج شده اند. بسیج دانشجویی در تمام دانشگاه ها گسترش یافته و به عنوان ارگانی نظامی ـ امنیتی و به صورت تهدیدی دائمی، در مقابل تمام حرکت های دانشجویی حضور دارد. روسا و مسئولینی امنیتی و سرکوبگر در تمام دانشگاه ها منصوب شده اند. پاره ای از آن ها مثل رئیس دانشگاه تهران، سال ها مسئولیت معاونت وزارت اطلاعات را به عهده داشته اند. دراکثر نقاط دانشگاه ها دوربین نصب شده و حرکت های دانشجویان را کنترل می کنند و به کوچک ترین بهانه ای دانشجویان را به کمیته انضباطی دانشگاه احضار کرده و به اصطلاح ستاره دار کرده و سپس اخراج می کنند. استادان ناراضی یا دگر اندیش هم در سالیان اخیر با تهدید و بازنشستگی و حتی اخراج مواجه شده اند. خواست های دانشجویان در تمام دانشگاه های کشور را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:

 ۱ـ تعویض روسای انتصابی و امنیتی ـ نظامی دانشگاه ها

۲ـ آزادی دانشجویان زندانی

۳ـ برگشتن دانشجویان اخراجی به دانشگاه و رفع تهدید ستاره دار کردن دانشجویان

۴ـ بازگشایی نشریات مستقل دانشجویی که تعطیل شده اند و لغو صدور مجوز برای انتشار این قبیل نشریات

۵ـ بازگشایی تشکل های مستقل دانشجویی که تعطیل شده اند و لغو صدور مجوز برای تشکیل این قبیل تشکل ها

۶ـ امکان برگزاری جلسات آزاد دانشجویی، تریبون های بحث آزاد، سمینارها و سایر فعالیت های فرهنگی

۷ـ بازگشت به کار استادان اخراجی

۸ـ برچیدن سازمان های نظامی ـ امنیتی مثل بسیج از دانشگاه ها

۹ـ برچیدن دوربین های کنترل کننده از کلاس های درس و کریدورهای دانشگاه

۱۰ـ لغو تفکیک جنسیتی و برچیدن تبعیض جنسیتی در گزیش ورودی دانشگاه ها، تفکیک جنسیتی توهین به شخصیت دانشجویان و سهمیه بندی جنسیتی ظلمی آشکار در حق دختران است.

 جنبش دانشجویی با طرح این خواسته ها و پافشاری بر یک یا چند خواسته از این موارد ده گانه، با توجه به شرایط هر دانشگاه، می تواند به بسیج دانشجویان بپردازد. با سازماندهی و بسیج دانشجویان و برگزاری تجمع های دانشجویی، به طورطبیعی خواست های سیاسی و اقتصادی جامعه نیز از سوی دانشجویان به عنوان قشر آگاه جامعه مطرح می شود. بررسی و طرح خواست های کارگران، معلمین و روزنامه نگاران و سایر اقشار می تواند در سمینارها و تریبون های آزاد و نشریات دانشجویی به بحث گذاشته شود. مهمی  که می تواند به سرعت دانشگاه را به نقش پیشتازانه خود برگرداند.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *