همه در دفاع از محیط زیست

بار دیگر محیط زیست خبرساز شد. در اهواز با فراخوانی که برای دفاع از کارون داده شد، جمعیت کثیری از تمام شهرهای استان خوزستان راهی اهواز شد و روز چهارشنبه گذشته، ۲۴ مهرماه در ساحل غربی کارون زنجیره ای انسانی تشکیل دادند و با حمل پلاکاردهایی به انتقال بی رویه آب کارون به فلات مرکزی ایران و احداث سدهای بدون مطالعه بر روی این پرآب ترین رودخانه ایران، اعتراض کردند. معترضان به درستی مطرح کردند رود کارون که زمانی قابل کشتیرانی بود، اکنون به احتضاری دچار شده که عمق آب آن در پاره ای نقاط شهر اهواز به کمتر از یک متر رسیده است. در سرمنشا کارون در زرد کوه ازسلسله جبال زاگرس واقع در استان چهار محال و بختیاری، برای انتقال آب این رودخانه به زاینده رود و انتقال آب بیشتر به استان اصفهان و سایر استان های مرکزی ایران، تاکنون سه تونل احداث شده که از حجم آب کارون کاسته است. با ساختن چندین سد در مسیر رودخانه بازهم حجم آب کمتر شده تا جایی که استان حاصلخیز خوزستان با کمبود آب کشاورزی و حتی آشامیدنی مواجه شده است. سوء مدیریت درمصرف آب و کمبود روش های علمی دربرداشت آن منجر به هدر رفتن آب می شود، ضمن این که در سالیان اخیر با ورود سپاه به پروژه های سد سازی، احداث تعداد زیادی سد در اقصی نقاط کشور در دستور قرار گرفته که پاره ای از آن ها فجایع زیست محیطی خلق کرده اند. معروف ترین این فجایع، بلایی است که بر سر دریاچه اورمیه آمده و این بزرگترین دریاچه داخل ایران که به نگین انگشتری ایران معروف است، در حال خشک شدن و مرگ تدریجی است. حرکت اعتراضی مردم در خوزستان با واکنش مثبت معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست مواجه شد و اعلام کرد از خواسته های زنجیره انسانی اطراف کارون حمایت می کند ونجات کارون در دستور کار این سازمان قرار گرفته است.

در جنوب شرقی ایران، در استان سیستان و بلوچستان، دومین دریاچه بزرگ ایران و نیز بزرگترین دریاچه آب شیرین کشور، یعنی دریاچه هامون خشک شده است. این دریاچه عمدتا توسط رودخانه هیرمند که از کوه های افغانستان سرچشمه می گیرد و بیشتردر خاک این کشورجریان دارد، تغذیه می شود. بعد از این که افغانستان روی این رودخانه سد ساخت، به موجب قرار داد معروف به هویداـ شفیق که در سال ۱۳۵۱ میان نخست وزیران دو کشور به امضاء رسید، مقرر شد نیمی از آب این رودخانه حق آب ایران باشد و با شرایطی که به روشنی در این قرارداد تعریف شده، به ایران بیاید و بعد از سیرآب کردن سیستان، سرانجام به دریاچه هامون بریزد. اما دولت افغانستان از اولین روزهای امضای این قرارداد همواره به نقض آن پرداخته و در سالیان اخیر بعد از به قدرت رسیدن طالبان تا همین اکنون، گاهی عملا حق آب ایران را به صفر رسانده است. حکومت ایران هم با توجه به ضعفی که در منطقه دارد، عملا از گرفتن این حق مسلم ایران و اهالی بیش از هزار روستای سیستان، ناتوان است. نتیجه این ناتوانی، خشک شدن دریاچه ای است که در حیاط مردم این منطقه طی قرن ها نقشی اساسی داشته است. اکنون غیر از کشاورزی که صدمه خورده، آب آشامیدنی و حمل ونقل منطقه ای هم دچار اختلال شده است. به اضافه این که در دوره بادهای موسمی معروف به بادهای ۱۲۰ روزه سیستان، با به هوا خاستن شن های کف دریاچه که اکنون بی آب شده، در پاره ای از نقاط نه فقط تنفس که حتی زندگی کردن هم دشوار می شود و خانه ها زیر کوهی از شن دفن می شوند. درهفته گذشته، کمپینی از سوی مردم منطقه اعلام شد و ازهمگان تقاضای کمک کردند تا بتوانند لا اقل با استفاده از آب چاه هایی که توسط ژاپنی ها در چندین دهه قبل برای کمک به آب رسانی در زاهدان صورت گرفته، حداقل پنج درصد دریاچه را احیا کنند. این کمپین با استقبال مردم نواحی مختلف کشور‌‌‌مواجه شد و فراکسیونی نیز در مجلس برای پیگیری این امرت تشکیل شد. این کمپین وقتی می تواند به نتیجه برسد که گرفتن حق آب سیستان از افغانستان به موجب قرارداد هویداـ شفیق هم از اهداف آن باشد.

درهمین هفته گزارشی نیز تایمز لندن چاپ کرد که به موجب آن، در فهرست ده شهرمرکز استان آلوده دنیا، چهارشهر از ایران حضور داشتند. اهواز رتبه اول را درتمام دنیا داشت و شهرهای سنندج و کرمانشاه ویاسوج به ترتیب در رتبه های سوم و ششم و نهم این جدول قرارگرفتند. مشکل اصلی این شهرها غیر از آلودگی ناشی از خودروها و کارخانه ها، مسئله ریزگردهایی است که از خاک عراق و قسمت های شمالی عربستان و کویت برمی خیزند و عمدتا قسمت های غربی کشور را می پوشانند و گاهی تا تهران و اصفهان و کرمان را هم در برمی گیرند. مسئله حرکت ریزگردها که در سالیان اخیر شروع شده، تبدیل به مشکلی جدی و حیاتی شده که بازهم به همکاری بین المللی و سرمایه گذاری مشترک کشورهای منطقه نیاز دارد. موضوعی که با سیاست خارجی منزوی و خصم آلود ایران در منطقه، فعلا دورنمای روشنی برای آن دیده نمی شود. آلودگی مداوم هوا در تمام شهرهای ایران، تبدیل به فاجعه ای انسانی شده که یکی از فوری ترین نتایج آن افزایش نرخ سرطان ریه در کشور است.

سوء مدیریت در امر محیط زیست، هوا و آب یعنی دوعنصر حیاتی برای بقای انسان ها را در ایران با مشکل مواجه کرده است. ضمن این که تغییرات بی برنامه و غیر علمی دراکولوژی ایران، ده ها مشکل دیگر هم ایجاد کرده است که فرسایش جنگل ها و خاک روی کوه ها و خشک شدن دریاچه ها و آلوده سازی دریاها و ده ها مسئله دیگر، غیراززندگی انسان ها، حیات حیوانات بومی و مهاجر به ایران را هم با مشکلات فاجعه باری مواجه کرده و پاره ای گونه های گیاهی و حیوانی را درمعرض انقراض قرار داده است.

برقراری کمپین های مدنی برای اعتراض به سوء مدیریت ها در خصوص محیط زیست به شرط آن که با ارائه راه حل هایی کارشناسانه توام باشد، از پتانسیل بالایی برخوردار است. این کمپین ها می تواند بخش های بزرگی از جامعه را به دعئت و مشارکت بطلبد. این کمپین ها می توانند ازشبکه های اجتماعی آغاز، و با رشد و فراگیر شدن، به بسیج مردم و کنش های اعتراضی و جلب حمایت سازمان های بین المللی منجر شوند و در نهایت هم حکومت را وادار به واکنش و برنامه ریزی صحیح کنند. اگرچه در کنش های اعتراضی برای نجات دریاچه اورمیه، حکومت دست به خشونت زد و با دستگیری و ضرب و شتم و زندان، سعی کرد اعتراضات را سرکوب کند، اما درعمل دیده شد که تهدید و سرکوب وقتی درمقابل مسئله ای حیاتی قرار می گیرد، عملا کاری از پیش نمی برد. برنامه ریزی درست برای این قبیل کمپین ها می تواند منجر به آکسیون هایی ملی و منطقه ای با مشارکت میلیون ها نفر شود و دنیا را نیز وادار به پشتیبانی نماید. دراین مسیر همکاری نزدیک و موثر فعالین داخل و خارج از مهم ترین نکاتی است که در تمام مراحل این قبیل کمپین ها باید مورد توجه قرارگیرد.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *