جامعه مدنی و روزهای پس از استیضاح

 پژمان تهوری

استیضاح وزرا توسط نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، همیشه برای مردم قابل توجه و مهم بوده، اما استیضاح رضا فرجی دانا یک تفاوت مهم و آشکار با موارد قبلی داشت. تفاوت عمده این استیضاح را باید در نقش و عملکرد مردم جستجو کرد. در استیضاح های قبلی، همواره مردم به رغم مخالفت ها و موافقت های قلبی با استیضاح، تماشاگر و نظاره گر عملکرد نمایندگان مجلس، مخصوصا نمایندگان شان در جریان استیضاح بودند ولی در استیضاح وزیر علوم دولت روحانی، مردم فراتر از یک تماشاچی و در قامت یک کنش گر اجتماعی-سیاسی فعال بودند. تماس با نمایندگان طراح استیضاح برای منصرف کردن آنها از رای مثبت به استیضاح، تلاش برای تشویق نمایندگان ممتنع به حمایت از فرجی دانا، تولید پیام ویدئویی خطاب به نمایندگان مجلس و واکنش های گسترده فیس بوکی به این استیضاح، مجلس را در موقعیتی متفاوت و غیر قابل پیش بینی قرار داد بطوریکه زاکانی بعنوان اولین سخنران موافق استیضاح در مصاحبه ای در این خصوص به خبرگزاری فارس می گوید: “برخی شبکه و سیستمی را به کار گرفته اند تا از هر مسیری می توانند، رای و نظر نمایندگان را برگردانند. من ۱۱ سال است که در مجلس حضور دارم، در این ۱۱ سال هیچ استیضاحی نبوده که به این اندازه برای تاثیرگذاری بر روی نظر و عقیده، وکلای ملت را تحت فشار قرار دهند. ما از این میزان لابی و فشار بر نمایندگان متحیریم.” سالک رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس نیز در تایید اظهارات زاکانی می گوید: “من در طول مدیریتی که در جاهای مختلف و چهار دوره نمایندگی خود در مجلس شورای اسلامی این حجم از فشارها را ندیده بودم. شبکه‌ های ماهواره‌ای، فیس بوک و… با فشار به نمایندگان از آنها می‌خواستند تا به استیضاح رأی ندهند.”

کنش فعالانه جامعه مدنی نسبت به این استیضاح، نمایندگان استیضاح کننده را در جبهه ای مقابل جبهه مردم قرار داد بطوریکه کار را برای آنها به شدت سخت کرد. درست است که این گروه از نمایندگان کوشیدند تا با پایداری در برابر جبهه مخالفان استیضاح، خود را در موقعیت پیروز نگه دارند ولی آنچه در عمل رخ داد رویارویی آنها با موکلان شان بود. تقابلی که کار را برای باقیمانده دوران نمایندگی برایشان سخت می کند به همین دلیل هم بود که بیشتر کسانی که بدون توجه به این فشارها علنی از استیضاح دفاع کردند نمایندگان کلان شهرها خصوصا نمایندگان تهران بودند (علیرضا زاکانی، حمید رسایی، نبوی، بیژن نوباوه و…) چراکه آنها می دانند که لیستی و دوپینگی (حمایت شورای نگهبان و در غیاب رقبا) به مجلس آمده اند و لیستی از مجلس بیرون می روند و مستقیم با مردم روبرو نیستند.

 اینجا یک پرسش جدی و مهم مطرح است و آن اینکه چرا برخی از نمایندگان مجلس به رغم آشنایی با خواست مردم مبنی بر مخالفت با استیضاح، ولی در مقابل مردم و دولت ایستادند و رای به حذف فرجی دانا از وزارت علوم دادند؟ آیا قدرت مردم از توانایی کافی برخوردار نبود؟ حسین قاضایان پژوهشگر اجتماعی در پاسخ به این پرسش در صفحه فیس بوک خود می نویسد: “به روشنی پیداست که هیچ یک از دلایل مطرح شده، و نیز عمده سخنان موافقان استیضاح، به دانش و پژوهش ربطی ندارد. این دلایل و آن سخنان صرفا ابعاد سیاسی دارند. این ابعاد سیاسی حول و حوش چیزی است که حضرات آن را «فتنه» می‌نامند… نمایندگان مجلس می‌دانند که تکیه زدن بر مناصب عمومی، جز به تایید صریح یا ضمنی رهبری – خواه مستیم خواه غیرمستقیم – ممکن نیست. به خوبی می‌دانند که یکی از راه‌های اعلام وفاداری و تبیعت از رهبری همانا داد و قال در باره‌ی فتنه‌ای است. آنان آگاهند که «همراهان فتنه» مغضوبند و «ساکتان فتنه» مشکوک، و تنها «تاجران فتنه»‌اند که می‌توانند بر صدر بنشینند و قدر ببینند. این طور بهتر می‌شود فهمید که چرا نمایندگان برای استیضاح وزیر علوم به جای پیش کشیدن پای دانش و پژوهش، در به در دنبال سوراخ فتنه می‌گردند. در واقع آنان سورخ دعا را خوب یافته‌اند.”

بی تفاوتی به خواست و نظر جمعیت قابل توجهی از مردم، نخبگان و دولت در جریان استیضاح کاملا مشهود بود. این بی توجهی از منظر نمایندگان می تواند موید این واقعیت تلخ باشد که ساختار قدرت در ایران بر شانه های مردم استوار نیست. نمایندگانی که با دوپینگ نهادهای قدرت به مجلس راه یافته اند خود را بی نیاز از رای و نظر مردم می دانند و برای بالا رفتن از پله های قدرت بیش از توجه به نظر مردم باید در پی جلب نظر رهبری و نهادهای وابسته به آن باشند. اما وجود چنین برداشتی فارغ از میزان صحت و سقم آن، مسولیت و ماموریت جامعه مدنی را از فعالیت برای تغییر این وضعیت و حاکم کردن قدرت مردم نمی کاهد. قدرت به صحنه آمده در روزهای قبل از استیضاح با تداوم فعالیت می تواند اولا مجلس را از پیشروی در مسیری که در پیش گرفته است باز دارد. (تداوم فشارها از طریق تماس های اعتراضی با استیضاح کنندگان، تحریم جلسات سخنرانی آنها، نگارش مقاله و یادداشت در نشریات محلی در انتقاد از اقدام آنها در مجلس و … می تواند آنها را در موقعیت انفعالی قرار دهد.) ثانیا می تواند شیرینی قدرت را برای آنها تلخ و آنها را متقاعد به پیاده شدن از چنین قطاری کند و ثالثا کنش های اعتراضی مردم در صورت وسعت می تواند به آنها گوشزد کند که در هر حال مردم ناظر عملکرد آنها هستند و اجازه نخواهند داد به سادگی چشم روی واقعیت ها ببندند.

مجلس نهم رفته رفته به ماههای آخر خود نزدیک می شود زنده نگه داشتن رفتارهای ضد مردمی و ضد دولتی آنها، امکان ورود مجددشان به مجلس را ناهموار می کند. قرار دادن آنها بعنوان قطب مخالف جامعه ی تحول خواه، در برابر جریان اخلاق گرا و اصلاح طلب فرصتی ایجاد می کند که مردم کنش قدرتمند تری در انتخابات نشان دهند. احمد پورنجاتی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس ششم در تحلیل آنچه در جریان استیضاح فرجی دانا گذشته در فیس بوک خود نوشته: ” آنچه در جلسه ی استیضاح جناب دکتر فرجی دانا گذشت، آینه ای تمام نما از دو گونه نگرش؛اندیشه؛ اخلاق و خط مشی و کنشگری در عرصه ی عمومی و سیاست ورزی معطوف به قدرت بود. هم سخنان و به اصطلاح مستندات کذایی موافقان استیضاح و هم سخنان و مستندات شخص وزیر محترم، می تواند به مثابه یک “سند مقایسه ی تاریخی” برای افکار عمومی جامعه باشد.به ویژه برای اکثریتی که در خرداد ۹۲ آشکارا به جریان بنیادگرا- که هر روز پرده ای تازه از خراب کاری های دوران سیطره اش پس می رود- دست رد زده است!” او پیشنهاد کرده که متن کامل سخنان موافقان و مخالفان چاپ شود تا مردم تفاوت این دو جریان را بتوانند لمس کنند.

در واقع نکته این است که استیضاح کنندگان وزیر علوم نشان دادند که نه تنها به رای و نظر اکثریت مردم بی تفاوت هستند بلکه در ابراز مخالفت با اکثریت، از روا داشتن هرگونه تهمت و اتهام و نسبت ناروایی، ابایی ندارند. در مواجهه با چنین مجلسی، جامعه مدنی مسولیت دارد تا بیش از پیش قدرت مردم را میدان بیاورد و روزهای پس از استیضاح را به فرصتی برای نشان دادن چنین بی اخلاقی هایی تبدیل کنند، تا مردم در انتخابات آتی، اجازه ندهند اراده و رای شان مصلوب جریان های فراقانونی و اقتدار گرا شود.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *