مسیر بی‌خشونت به سوی تفاهم اجتماعی

مایکل نگلر

خشونت‌پرهیزی در سیاست اسلحه‌ی نوینی است که رو به تکامل دارد. امکان‌های گسترده‌ی آن هنوز شناسایی نشده است. م. ک. گاندی

بیشتر ما خشونت‌پرهیزی را تنها با انقلاب‌ها و جنبش‌های شورشی و خیزش‌ها مرتبط می‌دانیم، و البته در سال‌های گذشته این جنبش ها کارنامه‌ی چشمگیری داشته است. اما باید آگاه باشیم که خشونت‌پرهیزی در هر رابطه‌ی قابل تصوری به کار بسته شده و می‌‌شود. این شیوه‌ گه‌گاهی از سوی یک حکومت نیز به عنوان شیوه‌ی رهبری و حکومتی حتی پذیرفته شده است (اگر چه تعداد چنین موردهایی اندک است، اما چندان خالی از موفقیت هم نبوده است). در سوی دیگر این طیف نیز، خشونت‌پرهیزی به طور مرتب ولی بی‌صدا تا میزان زیادی در اکثر رابطه‌های انسانی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در حد فاصل این دو قطب، پرسمان حیاتی تفاهم اجتماعی (communal harmony) وجود دارد، پرسمانی که در جهان کنونی منبع عمده‌ی درگیری‌های ویرانگر است. مهاتما گاندی، کسی که خود مفهوم آهیمسا (خشونت‌پرهیزی) را با موفقیتی بزرگ در برابر سهمگین‌ترین دشمن خودش، امپراتوری بریتانیا، به کار بست، ناچار شد بپذیرد که نبردی که بیش از هر چیز دیگر او را آزار می‌داد، همانا دشمنی میان هندوان و مسلمانان هندی بود، دشمنیی که توان او را طاق کرده بود. گاندی یک بار در این باره گفت، «این یکی دیگر دست خداست.»

اما ما نباید احساس کنیم که برای کاهش، یا حتا از میان برداشتن تنش‌های اجتماعی در جهان خود ناتوانیم. نکته‌ی مهم این است که در این رابطه، بریتانیا در کار گاندی مانع ایجاد می‌کرد، یعنی بریتانیا در اجرای سیاست غلط ادامه‌ی کنترلش بر هندوستان، سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن را در پیش گرفته بود. اما گاندی در سایر زمینه‌های تنش‌های اجتماعی بسیار موفق‌تر عمل کرد: برای مثال در بین کاست‌های هندو و هاریجان‌ها (که پیش از آن “نجس‌”‌ نامیده می‌شدند). بنا بر این، تجربه‌های او برای آن عده از ما که در پی ایجاد تفاهم اجتماعی هستیم چندان بی ربط نیست: میراث او را می‌توان بر میراث پیرو او، مارتین لوتر کینگ جونیور افزود، و البته که میراث تجربه‌های فردی خود نیز می‌توانیم بر این همه بیافزاییم.

در این درس، ما به طور خلاصه درس مقدمه‌ای بر خشونت‌پرهیزی که در تابستان گذشته ارائه شد را مرور خواهیم کرد: بُن‌مایه‌ی خشونت‌پرهیزی چیست، و برخی از اصل‌های هدایت‌گر آن کدامند؟ هم‌چنین برخی از ملاحظه‌های علمی در مورد نژاد و “دیگری بودن” را نیز لحاظ خواهیم کرد و به طور خاص برخی از روشهایی که گاندی در حل تنش بین هندوهای کاستی و غیر کاستی به کار گرفت را هم بررسی خواهیم کرد. آنگاه به بررسی الگوها و سرمشق‌های زیر خواهیم پرداخت تا ببینیم که از پیروزی‌ها و شکست‌های آنان چه می‌توانیم بیاموزیم:

  •  “گاندی خط مستقیم،” عبدالغفار خان. اگر چه مبارزه‌ی او در وهله‌ی نخست ابعادی داشت که به طور همزمان هم کوچک‌تر و هم بزرگ‌تر از تنش‌های اجتماعی بود، به طور خاص دشمنی خونی میان پتان‌ها و نپذیرفتن حکومت بریتانیا مورد نظر است، با این وجود او سرمشق بسیاری از اصل‌هایی است که ما بدان‌ها نیاز خواهیم داشت، و البته ایشان نقش چنین الگویی را با قاطعیت و به ویژه بر زمینه‌ای اسلامی اجرا می‌کند.
  • سپس ما نگاهی خواهیم انداخت به عملکرد مارتین لوتر کینگ، و به طور ویژه به این پرسش خواهیم پرداخت: او چگونه توانست حمایت مردمانی را جلب کند که در سنتی زندگی می‌کردند که برای “دیگری” احترامی قائل نمی‌شد، و در توری از انسانیت‌زدایی شدید به دام افتاده بودند؟ چگونه او از سایر عضوهای جامعه‌اش و داوطلبان خواست که قبل از مبارزه، در زمان آن و پس از پایان آن مواظب رفتار و کردار خود باشند؟ این شگردها و طرز برخوردها تا چه اندازه مدیون درس‌های فراگرفته از مبارزه‌ی استقلال هندوستان بودند؟ اینکه دیدگاه‌ها و نگرشهای مبتنی بر تبعیض با چنان سرعتی از هم فرو پاشیدند برای ما الهام‌بخش خواهد بود (اگر چه برای حل تنش‌های موجود میان آن دو جامعه هنوز باید کارهای زیادی صورت گیرد).
  • شماری از “قهرمانان” معاصر، که برخی مشهور و برخی گمنامند، مانند “the Interrupters” (به معنی وقفه‌اندازها که در شیکاگو فعالیت می‌کردند)، و نیز جامعه‌هایی که برخورد موفقیت‌آمیزی با تنشهای اجتماعی داشته اند: آنها چه می‌توانند به ما بیاموزند؟

در نیمه‌ی دوم این درس، ما به سنجش تمامی میراث این تجربه‌ی انسانی خواهیم نشست، و خواهیم دید که چگونه می‌توانیم این تجربه‌ها را در موقعیت‌های امروزینمان به کار ببندیم. ما به پرسش‌ها و حوزه‌های زیر خواهیم پرداخت:

  • چگونه گنجایش خشونت‌پرهیزی را در خودمان ایجاد کنیم؟
  • نقشی که آموزش در ایجاد یک فرهنگ روادار (مبتنی بر مدارا)  بازی کرده و می‌تواند بکند چیست؟
  • ما چگونه می‌توانیم از الگوی سه مرحله‌ای توانمندسازی شخصی، برنامه‌ی سازنده، و ساتیاگراها (مقاومت بی‌خشونت) بهره ببریم؟
  • کدام نهادهای جامعه‌ی مدنی در دسترس هستند که می‌توانیم در جامعه‌هایمان از آنها بهره بگیریم یا با اصلاحاتی ازشان استفاده کنیم، برای مثال نهادهایی مانند:

○       حلقه‌های ترمیم و بازسازی،

○       اقدام‌های حقیقت-و-آشتی،‌ و به ویژه

○       تیم‌های صلح. این نهادها چیستند؟ چگونه می‌توان از آنها استفاده کرد؟

  • کدام نهادهای رسمی و چه قانون‌هایی ممکن است وجود داشته باشد که از آنها بهره ببریم؟

○       تحول‌هایی که در قانون‌های جهانی صورت می‌گیرد

○       سازمان ملل

البته ایده‌آل بزرگی است که همه‌‌ی این موضوع‌ها را پوشش دهیم،‌ و با توجه مقدار زمانی که در اختیار ماست بخت این را نخواهیم داشت که به تفصیل در همه‌ی این سرفصل‌ها وارد شویم. اما شرکت کنندگان در کلاس خواهند توانست به درکی اساسی از اصل‌های اولیه‌ی خشونت‌پرهیزی برسند و درک الهام‌بخشی بیابند از اینکه تاکنون چه دستآوردهایی حاصل شده و نیز اینکه این شیوه‌ی مبارزه می‌تواند در این زمانه، به دست ما به چه نتیجه‌های دیگری برسد.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *