سازماندهی پس از جنبش اشغال وال استریت

نوشته لی هانت-هندریسک و مکس برگر

ترجمه مرکز مطالعات بی خشونت

این مطلب ترجمه ای از نوشته دو تحلیلگر جنبش وال استریت آمریکاست . انها بررسی می کنند چگونه فعالان این جنبش را پس فروکش ها سازماندهی و مطالباتش را پیگیری کردند

زمان آن فرارسیده  که ببینیم چگونه می‌توان دموکراسی را به آمریکا  آورد.  ما از راه مشارکتمان در جنبش «  وال استریت را اشغال کن» شاهد بودیم که می‌توان یک جنبش انقلابی علیه اقتصاد فاسد سرمایه داری و سیستم سیاسی تحت کنترل عده‌ای معدود از ثروتمندان ، به وجود آورد. اکنون زمان آن رسیده است تا با خلق رهیافتی  برای این جنبش ، آن را پیروز کنیم.

 چشم انداز یک انقلاب دموکراتیک نیاز به سطح بالایی از تعهد و رهیافتی روشن دارد که در نگاه اول ممکن است  دلهره آور بیاید، به‌خصوص در زمانی که نیروهای پیشرو در بسیاری از جبهه ها شکست‌ می خورند. امابرای تقویت نیرو ها هیچ زمانی بیشتر از زمان نا امیدی  بهتر نیست، هنگامی که نیاز ما به تغییر بیش از هر زمان دیگری روشن است.

 یک رهیافت هوشمندانه انقلابی سه بخش دارد: تشکیل مؤسسات جایگزین که مثالی از جامعه ایده‌آل ما را به وجود می آورند، جنبش های اجتماعی که مقاومت مردمی را در برابر نهاد های فاسد در راس قدرت بسیج میکنند، و نهادهای سیاسی مستقل که پیروزی های پیشرو را در غالب قانون محقق می سازند. همانند پایه‌های یک سه پایه، هر کدام از این برنامه ها لازم هستند، اما به تنهایی کافی نیستند.

 ما می‌خواهیم در جامعه‌ای زندگی کنیم که در آن کرامت و خوش بختی همه افراد از راه تأمین تمام نیازهای اولیه آن‌ها، برآورده می شود. اما بازتوزیع (فرصت ها) به تنهایی برای تأمین حقوق برابر ، برابری اقتصادی ،  و پایداری محیطی کافی نیست: ما به دموکراسی اقتصادی نیاز داریم. تا زمانی که ما کنترل بر روی بانک ها را به دست نیاورده ایم، تا زمانی که کارگران شرکت های بزرگ نقشی در تعیین روند کاری این شرکت ها ندارند، تا زمانی که جوامع کوچک حق مالکیت زمین را ندارند، تا ابد محکوم به ادامه  مبارزه‌ای سخت و نفس گیر هستیم.

 گروه‌هایی مانند همبستگی اقتصاد نوین، شروع به برداشتن قدم‌های اولیه در راه تحقق این هدف کرده اند، اما برای نزدیک‌تر شدن به این هدف باید میزان سرمایه گزاری بر روی این اقتصاد جدید افزایش قابل توجهی یابد. برای شروع می توانیم  سرمایه گزاری نهادها و دانشگاه‌ها را از روی پروژه های اقتصادی متمرکز بر سوخت های فسیلی که مانند زندانی خصوصی تنها توسط چند نفر اداره می شوند، به سوی پروژه های اقتصادی که از سوخت های تجدید شدنی استفاده می‌کنند و توسط گروه های محلی اداره می شوند، سوق دهیم. اعضا اداره کننده این برنامه‌های اقتصادی اعضای یک جامعه کوچک خواهند بود که در قبال یکدیگر و نیز در برابر نسل های آینده نیز مسئول و پاسخگو هستند.طرح های اقتصادی محلی، اقتصادی جدید را در قالب پوسته اقتصاد قدیمی خواهد ساخت.

 در کنار  ایجاد نهادهای جایگزین، جنبش های مقاومت مدنی باید سلطه انحصارطلبانه ثروتمندان بر روی قدرت را زیر سئوال ببرند. مقاومت‌های مدنی – مانند جنبش حقوق مدنی در آمریکا- تنها هنگامی موفق شدکه افراد تحت سلطه با روند حاکم قوانین همکاری نکردند. بر اساس مطالعه‌ای توسط اریکا چنووث(Erica Chenoweth) از دانشگاه دنور، تمام مقاومت‌های مدنی بی خشونت که دست کم ۳.۵٪ مشارکت مردمی را در بر داشته اند، در راه رسیدن به اهداف خود به پیروزی رسیده اند.

 مقاومت‌های مدنی از راه ساختن فرصت برای مشارکت مردم عادی در مبارزات – و نه تنها اعضا جنبش-  ، حمایت گسترده مردمی را به دست می آورند. سازمان دهندگان جنبش های مدنی در آمریکا معمولاً با اتخاذ رهیافت های اشتباه در این زمینه به تله می افتند. مثلاً ساختارهایی سلسله مراتبی را به وجود می‌آورند که نمی‌توانند اوج بگیرند ( مانند اتحادیه  هایی که نمی‌توانند اعتصاب کنند) ، یا بسیج عمومی بسیار گسترده و افقی در سطح جامعه را به وجود می‌آورند که هدف و رهیافت مشخصی ندارند و به سرعت از هم می پاشند ( مانند جنبش اشغال وال استریت ). سازمان دهندگان در این کشور باید از روش‌هایی که توسط جنبش های مقاومت در بهار عربی و پیش تر از آن در انقلاب‌های رنگی اروپا استفاده شد، سر مشق بگیرند. این جنبش ها از راه پیوند ساختار جامعه  و بسیج عمومی که قابلیت اوج دادن به مبارزات و نیز برنامه‌ای برای پیروزی داشت، به موفقیت رسیدند و توانستند به حکومت های دیکتاتوری پایان بخشند.

اما حتی موفق ترین جنبش های مقاومت مدنی نیاز به سازماندهی پایدار، مستقل و قدرتمند دارند تا بتوانند رؤیای خود را به قانون تبدیل کنند. در مصر جنبش جوانان ۶ آوریل توانست  از راه مقاومت مدنی حکومت دیکتاتوری مصر را سرنگون کند ، اما پس از آن اختیار انقلاب را از دست داد، چرا که هیچ سازماندهی که بتواند قدرت را در دست بگیرد در اختیار نداشت.در آمریکا ما نیاز داریم یک ساختار سیاسی مستقل با بنیادی پایدار و ماندنی بسازیم که قادر باشد قدرت را در دست بگیرد و در اصلاحات پیروز شود – مانند حزب خانواده‌های کارگر. حزب خانواده‌های کارگر  از همبستگی ( بعضی اوقات ناقص) میان چندی از سازمان های محلی ، اتحادیه های کارگری و فعالان پیشرو تشکیل شده است. این حزب از راه مشارکت در روند های انتخاباتی و نیز کارزارهای موضوعی قدرت لازم برای انجام وظیفه مشکل چانه زنی با قدرت‌های سیاسی دیگر را، به دست می آورد. به جای تکیه بر حزب دموکرات به مثابه موتور محرک تغییرات اجتماعی، این حزب متحدان کارگری و محلی را گرد هم می‌آورد تا از کاندیداهای موردنظرخود در مراحل اولیه انتخابات حمایت کنند و در نتیجه آن‌ها را به پیروزی برساند ( گاهی اوقات این چالش ها شامل انتخابات درون حزبی هم می شود). این برنامه ها با هدف به دست آوردن پیروزی های پیشرو و قدرت نفوذ هر چه بیشتر بر روی دموکرات های قدرتمند و نیز دست راستی ها اجرا می شوند.

 سرمایه گزاری جدی مالی، نیروی انسانی و گروه‌های محلی در شبکه‌های ایالتی مانند حزب خانواده‌های کارگر که از کاندیداهای خود  در بیرون و داخل حزب دموکرات حمایت می کنند، باعث کسب نفوذ بسیار ضروری بر روی نمایندگان منتخب حزب دموکرات می شود.  حزب چای (Tea party) به دلیل اینکه نمایندگان حزب جمهوری خواه می‌دانند هر لحظه ممکن است جایگاه خو در یک انتخابات عمومی (با شرکت هردو حزب) را بر اثر نفوذ این حزب از دست بدهند، قدرت قابل ملاحظه ای کسب کرده است. با این حال نمایندگان منتخب حزب دموکرات با رقابتی مشابه مواجه نیستند و بسیار بعید است که با رقیبی قدرتمند در مرحله اولیه انتخابات روبرو شوند.

سازمان های پیشرو بزرگ مانندفدراسیون آمریکایی کار و کنگره سازمان های صنعتی  (AFL_CIO) و نیزاتحادیه بین‌المللی کارمندان خدماتی (SIEU) با یکدیگر متحد می‌شوند تا طی هر دوره انتخابات و کارزارهای انتخاباتی عمومی صد ها میلیون دلار برای کاندیداهایی که در زمان نیاز کنار آن‌ها نمی ایستند خرج کنند. چنانچه آن‌ها حتی بخش کوچکی از این پول را برای حمایت از قدرت سیاسی مستقل از  راه حمایت از کاندیداهای دور اول  و رقابت بر سر صندلی های خالی خرج کنند، به دموکرات ها هشدار داده می‌شود که دیگر نمی‌توانند به نیروهای پایه‌ای خود بی توجه بمانند. تا زمانی که این تغییرات ایجاد نشده و گروه‌های هدفمند بزرگ در حزب دموکرات دست از خدمت به کل حزب  برندارند و شروع به مجبور کردن حزب برای اینکه در جهت اهداف آن‌ها باشد، نکنند، روند های انتخاباتی همچنان به صورت دورباطل غیر مفید برای دنبال کردن تغییرات اجتماعی باقی می مانند.

* این مطلب ترجمه ای است از مقاله How to Organize After Occupy Wall Street نوشته Leah Hunt-Hendrix  وMax Berger منتشر شده در ۱۸ جون ۲۰۱۴ در http://m.thenation.com/article/180309-how-organize-after-occupy-wall-street

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *