راهبردی و تقویت کردن کارزارهای بی خشونت

توسعه و نشر دانش مقاومت بی خشونت در میان جوانان ایرانی، ایجاد و گسترش کارزار (کمپین) های متعدد بی خشونت را در پی داشته است . اما این کارزارها معمولا به دلیل فقدان راهبرد و برنامه، عدم تناسب بین برنامه ها و اهداف و نداشتن قدرت تغییر فنون مقاومت یا غفلت از طراحی فنون مبتکرانه، سبب شده تا این کارزارها تاثیر کمی بر تحولات جاری کشور بگذارند و بسیاری از آنها در کوتاه مدت به فراموشی سپرده می شوند. حال آنکه یک کارزار برای موفقیت نیازمند هدف مشخص، راهبرد، برنامه مدون، نقشه راه و فنون خلاقانه است. این مهم با تامل بیشتر و اقدام حساب شده بدست می اید و می تواند قدرت تاثیر کارزارهای بی خشونت را دو چندان کند.

 

“آزادی یواشکی زنان در ایران” عنوان تازه ترین کارزاری است که از طریق فیس بوک و با تلاش یک روزنامه نگار زن ایرانی و با هدف ثبت لحظات کشف حجاب زنان در ایران راه اندازی شده است. در توضیح این صفحه آمده است: “این صفحه متعلق به هیچ گروه و جریانی نیست. صفحه دغدغه‌های زنانِ داخل ایران است و عکس‌ها تماما مربوط به عکس‌هایی از شهرهای مختلف ایران است که زنان خودشان می‌فرستند. تمامی دختران و زنان ایرانی در زادگاه‌شان گرفتار محدودیت‌های اجتماعی و قوانین بازدارنده هستند و در انتخاب پوشش آزاد نیستند. اما با وجود تمام این محدودیت‌ها گاهی خودشان آزادی‌هایی را تجربه می‌کنند که برای لحظه‌ای از بند این حصار‌ها‌‌ رها می‌شوند. این صفحه فقط همین لحظه‌ها را ثبت می‌کند تا دست یابی زنان به حق انتخاب پوشش.” این صفحه در عمر کوتاه خود (کمتر از یک ماه) حدود ۳۷۷ هزار لایک خورده و واکنش های متفاوتی را در میان مردم و فعالان سیاسی-مدنی به همراه داشته است.

آزادی های یواشکی زنان در ایران یک کارزار مدنی است؟ آری/خیر. روشن کردن پاسخ مان به این پرسش راه را بر تجزیه و تحلیل آن ساده تر می کند. اگر این صفحه را یک کارزار مدنی ندانیم و فرض را بر یک سرگرمی اینترنتی جهت پرکردن اوقات فراغت یا آنگونه که مبتکر این صفحه عنوان کرده ایجاد فرصتی برای ثبت لحظات کشف حجاب تا دست یابی زنان به حق انتخاب پوشش بدانیم، آنگاه برخی انتقادها و پرداختن به این انتقادها بلاموضوع شده و راه اندازی صفحه ای مشابه توسط پسران برای شوخی با دختران فعال در این صفحه تحت عنوان “آزادی های یواشکی مردان” را نیز می توان در امتداد سرگرمی های اینترنتی قلمداد کرد.

حال این صفحه را یک کارزار مدنی برای مقاومت در برابر حجاب اجباری، تلاش برای استیفای حق آزادی پوشش یا آنگونه که گفته شده است یک راهپیمایی اینترنتی برای مبارزه با ظلم حکومتی در برابر حجاب اجباری تصور کنید. (نگاه دوم با توجه به پیشینه طراح آن به واقعیت نزدیکتر است.) در این حالت نوع نگاه به این صفحه قطعا متفاوت خواهد بود و جا دارد که آن را به دقت مورد واکاوی قرار داد تا بتوان با نقد سازنده به موفقیت آن کمک کرد.

در میان نقد های وارد شده به این طرح، دو نقد بیشتر خودنمایی می کند: ۱- تناقض در عنوان ۲- نامناسب بودن شرایط زمانی. نسرین ستوده فعال شناخته شده حقوق بشر و وکیل دادگستری در نقد این صفحه می نویسد: “وقتی کاری یواشکی است, دیگر آزادی نیست. آزادی یواشکی نشان دهنده ی فشاری است که در متن ماجرا وجود دارد. موضوعی که به دلایل مختلف جدی، شوخی برگزارش می کنند. توجه داشته باشیم فعالیت های مدنی با یواشکی میانه ای ندارد . اما وقتی در بطن جامعه وجود دارد بی آنکه انکارش کنیم، به اصلاح آن روش فکر می کنیم.”

کامبیز نوروزی دیگر حقوقدان ایرانی در صفحه فیس بوک خود با طرح این سوال می نویسد: ” این صفحه ای که با مدعای طرح موضوع حق پوشش زنان در فیس بوک باز شده است درست در زمانی که حسن روحانی با ابراز نظر صریح در پی دفاع از حق دسترسی آزاد به اینترنت است و موج جدیدی از تبلیغات علیه اینترنت و فضای مجازی آیا به تشدید فشارها علیه دولت در زمینه محدود کردن فضای مجازی کمک می کند؟ آیا این کار دادن پاس گل به مخالفان روحانی و تقویت مخالفان او و ومخالفان اصلاح آرام امور نیست ؟”

فارغ از انتقادهای وارد شده، به گونه ای دیگر نیز می توان به این کارزار نگاه کرد و آن بررسی و نقد آزادی های یواشکی از منظر اصول و راهبردهای مقاومت مدنی است. از این منظر می توان گفت یک کارزار بی خشونت باید این اصول را رعایت کند:

۱-    نقشه راه

آنگونه که از این صفحه بر می آید “اعتراض به حجاب اجباری” هدف غایی و نهایی این کارزار مدنی است. مبتکر این صفحه با درک این واقعیت که جامعه ایرانی از حجاب اجباری در رنج و عذاب است و همواره کوشیده خود را از این رنج و ظلم برهاند، این صفحه را راه اندازی کرده است. ولی در طراحی این کارزار دچار غفلت هایی شده است که راه را بر موفقیت می بندد. “ثبت لحظات (کشف حجاب) تا رسیدن به حق انتخاب پوشش” بعنوان هدف این طرح عنوان شده ولی شفاف نیست که چگونه می توان به این مهم دست یافت. جامعه ایران بیشتر از ۳۵ سال است که با حجاب اجباری دست به گریبان است تغییر این وضعیت و به رسمیت شناخته شدن حق آزادی پوشش، هدفی بسیار بزرگ و متعالی است برای دست یابی به چنین هدفی نمی توان از مرحله اول راه اندازی کارزار، مرکز هدف را نشانه گرفت، بلکه باید هدف های مقدماتی و نقشه راه طراحی و برنامه ریزی می شد تا بتوان در یک پروسه زمانی مشخص به این هدف دست یافت.

۲-    راهبرد معطوف به هدف

 هر کارزار برای موفقیت نیازمند یک راهبرد مشخص برای رسیدن به هدف است. حرکت بدون برنامه ریزی و راهبرد همچون حرکت در تاریکی است که موفقیت و شکست آن معطوف به شانس و اقبال است. هر حرکت مدنی نیازمند برنامه ریزی است. یعنی باید گام به گام حرکت برنامه ریزی شده باشد. تعیین راهبرد، گام اصلی و اولین گام در شکل دهی به یک کارزار مدنی است. راهبرد است که مشخص می کند کارزار باید چگونه سازمان یابد. آنچه از صفحه آزادی های مدنی بر می اید، حرکتی است بدون برنامه ریزی قبلی و شاید بتوان آن را حرکتی احساسی در واکنش به نیاز جامعه یعنی آزادی پوشش دانست. به نظر نمی آید که این حرکت دارای نقشه راه و برنامه ای مدون باشد چراکه اگر داشت در همان بدو حرکت نباید با واکنش طنزآمیز مردان ایرانی روبرو می شد. به تمسخر گرفتن این کارزار توسط مردان با صفحه ای نزدیک ۶۴ هزار لایک نشان می دهد که این کارزار دراول راه با مشکلات متعددی دست به گریبان است.

۳-    همگرایی و ائتلاف

راه اندازی کارزاری به این اهمیت که به نوعی فلسفه وجودی حکومت اسلامی (حجاب) را نشانه رفته، مستلزم تبدیل شدن به قدرتی است که بتواند با جریان حاکم مقابله کند. اینجاست که این صفحه، به بازی گرفتن و سرگرمی ایجاد کردن بیشتر می ماند تا تلاش برای تغییری بنیادی. چنین کارزاری برای موفقیت باید بتواند سه گروه مردان، زنان محجبه و علمای مذهبی مدافع حق آزادی پوشش را همراه کند. چنین ائتلافی است که می تواند کارزار را صاحب قدرتی کند که امکان مقاومت را دارا باشد. به باور جین شارپ (نقل به مضمون) اگر مردم اطاعت نکنند، قانونگذاران و تصمیم گیران قادر به اجرای قوانین و تصمیمات خود نخواهند بود.

طراح  یا طراحان کارزار باید از خود بپرسند چرا کارشان مهم است؟ چگونه این مهم را می توانند عملی کنند؟ کی و از کجا باید شروع کنند؟ چگونه مردم را می توانند همراه کنند؟ آیا این کمپین می تواند زنانی که حجاب را اجباری پذیرفته اند متقاعد سازد تا از قانون حجاب اجباری، نه بصورت یواشکی بلکه به صورت علنی، سرپیچی کنند؟ آیا قادر است مردان را به حمایت از زنانی که با اختیار حجاب را کنار گذاشته اند وادارد؟ یا زنان محجبه و علمای مذهبی مخالف حجاب اجباری را به حمایت از زنانی که حجاب را کنار گذاشته اند وا خواهد داشت؟  آیا این کارزار برای این مهم برنامه دارد؟  اینها پرسش هایی است که طراحان این کارزار و کارزارهای مشابه باید قبل از هر اقدامی از خود بپرسند. اگر برای این سوالها  پاسخ روشنی داشته باشیم می توانیم براساس آن برنامه ریزی کنیم و کنش های جمعی را تعریف و  براساس آن اقدام کنیم. بدون شک کمک به تغییر، انگیزه کافی به مردم می دهد که در چنین کارزارهایی مشارکت کنند ولی طراحان کارزار باید این باور را به مردم بدهند که پیوستن به این کمپین کمکی است به تغییر. در چنین حالتی نه تنها مردان با راه انداختن کارزاری مشابه به تمسخر روی نمی اورند بلکه با پیوستن به کمپین به این تغییر کمک می کنند.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *