جنبش کارگران؛ ابتکار و خلاقیت تاکتیکی

“مطالبه اصلی ما راهپیمایی در روز جهانی کارگر است”. این واکنش علیرضا محجوب دبیرکل خانه کارگر به رد تقاضای راهپیمایی در روز جهانی کارگر توسط دولت بود. محجوب هدف کارگران از راهپیمایی در روز جهانی کارگر را راهی برای اعلام مطالبات کارگران دانسته و به خبرگزاری ایلنا می گوید: روز کارگر روز بیان مطالبات مغفول مانده کارگران است و راهپیمایی چنین بستری را فراهم می کند.”[i] مخالفت با تقاضای راهپیمایی کارگران اولین بار نیست که رخ می دهد. تقاضای راهپیمایی از سوی کارگران در روز جهانی کارگر و اعلام مخالفت دولت سالهاست که جاری است و همواره این چرخه بدون هرگونه ابتکاری از سوی کارگران و تشکل های کارگری و بدون نرمش و تساهلی از سوی دولت تکرار می شود.

فارغ از اینکه چرا دولت مجوز راهپیمایی صادر نمی کند و این حق قانونی را از کارگران سلب می کند، پرسش این است که چگونه می توان دولت را به اجرای قانون و تمکین در برابر خواست قانونی مردم وادار کرد؟ جامعه کارگران بعنوان یکی از بزرگترین طبقات اجتماعی، پتانسیل غیر قابل کتمانی در تاثیر گذاری بر تحولات اجتماعی دارد. استفاده از این پتانسیل بهترین راه ممکن برای وادار کردن دولت ها به تمکین در اجرای مطالبات است. درست است که راهپیمایی تاکتیکی راهگشا برای بیان مطالبات و پیگیری خواست عموم است ولی این تاکتیک همواره توسط دولت های غیردموکراتیک با مشکلات و بن بست هایی مواجه بوده است. ابتکار در طراحی تاکتیک های نو و قابل اجرا، می تواند فضایی به سوی طرح مطالبات و پیگیری آن بگشاید همانگونه که در بسیاری از نقاط دنیا کارگران با ابتکارات خود مطالبات شان را زیر شدیدترین سرکوب ها مطرح کردند.

مرکز مطالعات بی خشونت در فصلی تحلیلی با عنوان “آرژانتین و شیلی، مقاومت در برابر سرکوب”  از کتاب ” نیرویی نیرومندتر” اشاره ای دقیق به استراتژی و تاکتیک های مبارزاتی کارگران شیلیایی برای احقاق حقوق شان دارد. این مقاله توضیح می دهد که کارگران با استراتژی مقاومت بی خشونت چگونه مبارزه را از کنش های کم خطر مثل کوبیدن قاشق و قابلمه  در ساعتی خاص در روز یا شب، کندی حرکت در خیابانها، سرکار نرفتن جمعی در یک روز خاص، ایجاد راه بندان در خیابانها و …شروع کردند و به تدریج با تشکیل سازمان ملی کارگران و راه اندازی موج جدید اعتصابات و گردهم آیی ها دولت پینوشه را در سال ۱۹۷۸ وادار به قبول برگزاری انتخابات اتحادیه های کارگری کردند. با اعمال فشار بر دولت، پینوشه را چند ماه بعد وادار کردند که برای اولین بار برگزاری اعتصاب و گردهمایی را به رسمیت بشناسد.[ii] در واقع آنچه اهمیت دارد اینکه باید از راههای ممکن اعتراض کرد و مطالبات را بیان کرد. گاهی راهپیمایی و گاهی نافرمانی مدنی ، مهم ایجاد کردن امکان اعتراض موثر است.

هانس آراهامسون در مقاله ای تحت عنوان “جنبش سندیکایی بعنوان یک موضوع سیاسی” که توسط محمود شوشتری به فارسی ترجمه و در وب سایت عصر نو منتشر شده می نویسد: “جنبش‌های کارگری دارای پیوندهای محکم اجتماعی بوده و ارتباط نزدیکی با مردم عادی دارند. به‌این اعتبار این‌ها نمونه‌های بسیار شفافی از جنبش‌های اجتماعی هستند. ویژگی آنها حضور فعال توده‌های مردم در حرکت‌ها و کنش های اعتراضی آنهاست. نمونهٔ مشخص تظاهرات مردم شهر بنگلور هندوستان است. در این شهر بیش از نیم میلیون نفر در اعتراض به قوانین ناظر برسازمان تجارت جهانی به خیابان‌ها ریختند. رابطه و پیوند مستقیم موضوع جنبش و اعتراض به مسائل اقتصادی و واقعیت‌های جامعه، توضیح دهندهٔ علل درگیر شدن و همکاری اتحادیه‌های کارگری در چنین کشورهائی است.”[iii] بنابراین باید توجه کرد که کارگران بعلت پتانسیل قوی ای و رابطه نزدیکی که با توده ها دارند می توانند در تحولات اجتماعی نقش عمده بازی کنند همانگونه که در ادوار مختلف تاریخ این شکوه را به نمایش گذاشته اند. مریم ابراهیمی در روزنامه دنیای اقتصاد می نویسد: “صنعت گران، وردست ها، شاگردها، و دکان داران خرده پا و طبقه کارگران شهری پشتوانه توده ای انقلاب مشروطه تلقی شده اند. آنها از بست نشینی بزرگ در سال ۱۲۸۵ تهران تا مقاومت در برابر روس ها در تبریز در سال ۱۲۹۰ همه جا پیشگام انقلاب بوده اند.”[iv]

جنبش کارگران ایران، با چنین سابقه ای می تواند با طراحی کنش های جایگزین (آلترنیتیو)، مخالفت دولت با برگزاری راهپیمایی را خنثی کند بسنده کردن به مصاحبه اعضای دبیرکل خانه کارگر و دیگر فعالان جامعه کارگری که در دولت و مجلس حضور دارند چرخه باطل تقاضا-مخالفت راهپیمایی را خاتمه نخواهد داد و آنچه باقی می ماند مطالبات انباشته جامعه کارگری است. جامعه کارگری با اتکاء به تعدد نیروها و کثرت بدنه می تواند “نافرمانی مدنی” را در دستور کار قرار دهد و به این شیوه راهی به سوی آینده بیابد. وقتی سخن از نافرمانی مدنی می شود صحبت از تلاشی است موثر برای وادار کردن حاکمیت به رعایت حقوق آنهاست. این تلاش الزاما تحصن، بست نشینی یا تعطیلی محل کار نیست که می تواند پرهزینه باشد بلکه طراحی کنش های خلاقانه ای است که بتواند موثر باشد. فریبرز رئیس دانا اخیرا در گفتگویی با “شرق الاوسط” به اتفاقی مهم اشاره می کند که نشان می دهد طبقه کارگران می توانند در تصمیمات کلان تاثیر بگذارند. او در این گفتگو می گوید: “دولت قرار بود با بالابردن قیمت حامل های انرژی و گاز و آب، یارانه پرداخت کند، چرا اینطور نشد؟ برای اینکه مردم مقاومت کردند و پول گاز را ندادند. ۴۵% از پول های گاز عقب افتاد.” او می افزاید: “من تحقیق کردم، در آپارتمان های زیادی مردم متحد شدند و پول گاز را ندادند. از روی گفته های مقام های وقت هم می توان به این راز پی برد. مردم نداشتند که بدهند. این اتحاد، اتحادی سیاسی با یک رهبر نیست. مردم ندارند و ناخواسته متحد می شوند. مردم پول آب را نمی دهند.”[v]

در این نمونه، مردم با نپرداختن پول آب و برق توانسته اند با کمترین هزینه یک نافرمانی مدنی موثر را به نمایش بگذارند. در لهستان جنبش کارگران بعنوان پرچمدار مبارزه فنون مختلفی از مبارزات بی خشونت را به نمایش گذاشت از تظاهرات و پخش اعلامیه، تحصن، اعتصاب و دیوار نویسی تا ایجاد ترافیک سنگین در شهرها و پخش موسیقی و آواز جملگی تاکتیک هایی بودند که جنبش همبستگی لهستان را به پیروزی رساند. بنابراین جنبش کارگران برای طرح و پیگیری مطالبات می تواند و باید از چرخه تقاضا-مخالفت برای برگزاری راهپیمایی در روز جهانی کارگر بیرون آید و با طراحی کنش های متفاوت و مبتکرانه مطالبات اش را مطرح کند.

 

 


[i] http://www.rahesabz.net/story/82282

[ii] http://bikhoshoonat.com/?p=1137

[iii] http://asre-nou.org/php/view_print_version.php?objnr=6258

 

[iv] http://www.donya-e-eqtesad.com/news/733775/

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *