مبارزه بی خشونت موفق ترین کنش علیه خشونت قدرت هاست

مایکل نِگلر از چهره های شاخص مطالعات بی خشونت باور دارد کنش بی خشونت بهترین روش براى به چالش کشیدن قدرت هاى هژمونیک  است.
این استاد دانشگاه معتقد است  کنش بی خشونت بهترین اقدام برای مسئول معرفی کردن قدرت هایی است که علیه شهروندان بى دفاع اعمال خشونت می کنند یا آزادی هاى فردى آنها را محدود می کنند.
مایکل نگلر در پاسخ به خبرگزاری فارس ایران درخصوص جنبش اشغال وال استریت گفت این جنبش یک قیام مردمى بود علیه حرص و طمع و مادى گرایى. جنبش وال استریت  با اعتراض به نا برابری و چاره اندیشی درخصوص یک درصد پر نفوذ و ثروتمند آمریکا است که رسانه ها را کنترل و اداره می کنند و نیز شرکت هاى بزرگ چند ملیتى و گروه هاى وابسته به آنها برخاست.
در مورد آینده جنبش هاى صلح آمیز و بدون خشونت در امریکا و سایر نقاط جهان، پروفسور نیگلر به این خبرگزاری  پاسخ داد ” نمی توانم پیش بینى کنم که واقعا چه اتفاقى می افتد، اما می توانم با اطمینان پیش بینى کنم که تا جایی که این جنبش ها با منظور درست عدم خشونت را یاد بگیرند و به آن عمل کنند ، دقیقا تا همان اندازه نیز موفق خواهند شد. ” وی افزود: “و با همان میزان اطمینان مى توانم بگویم که هیچ راه دیگرى  جز مبارزه بی خشونت وجود ندارد. دولت هایى که این واقعیت را تشخیص دهند و شجاعت و بزرگ منشى پاسخ دادن به جنبش هاى بدون خشونت را داشته باشند، خود و بقیه دنیا را از رنج بزرگى نجات خواهند داد.”
نگلر فعال صلح سرشناس و پروفسور ممتاز بازنشسته دانشگاه برکلى کالیفرنیا است. از سال ٢٠٠٨ وى به عنوان کرسى انجمن مطالعات صلح و عدالت خدمت کرده است. او در حال حاضر رئیس مرکز متا براى آموزش عدم خشونت، یک سازمان عمومى که به بالا بردن سطح آگاهى عمومى در مورد عدم خشونت و اطلاع رسانى به فعالین اختصاص دارد است. نگلر از پیروان رهبر خشونت پرهیز استقلال هند، مهاتما گاندى است و در سال ٢٠٠٧ برنده جایزه بین المللى جامنلال باجاج براى ترویج ارزشهاى گاندى خارج از هند شد. نگلر نویسنده کتاب “جستجو براى آینده اى بدون خشونت” چاپ ٢٠٠١ است. در بهار ۱۳۹۳ همچنین کتاب جدید وی با عنوان “جزوه خشونت پرهیزی: راهنمایی برای کنش های عملی” منتشر شده است
 خبرگزاری فارس این فرصت را داشت تا مصاحبه اى اختصاصى با پروفسور نگلر در مورد اهمیت مقاومت های خشونت پرهیز و جنبش اشغال وال استریت  به عنوان یکى از تلاش هاى مهم سال هاى اخیر در امریکا و ماموریت هاى نظامى قدرت هاى نظامى در خاور میان انجان دهد. متن کامل مصاحبه را اینجا بخوانید:
 
س :شما فکر میکنید  چرا جنبش اشغال وال استریت  بوجود آمد و از یک تظاهرات گسترده در سطح کشور بر علیه سیاستهاى اقتصادى دولت تبدیل شد به جنبشى که جنبه هاى مختلف اداره (یا اعمال قدرت ) امریکا  شامل سیاست خارجى و ماموریت هاى ارتشى در خاور میانه را به چالش کشید؟
ج: تمام مسائل مرتبط هستند. این دشواریهاى اقتصادى بود که در آغاز باعث تظاهرات شد، همانطور که در یونان و اسپانیا و کشور هاى دیگر اتفاق افتاد، اما دغدغه بنیادى (یا زیر بنایى) همیشه گونه اى عدم رضایت گسترده تر با کل مسیر زندگى مدرن صنعتى بوده. همان مردمى که از مورد سوء استفاده بانکها و شرکتهاى بزرگ قرار گرفتن بیزارند، [معمولا] از سیاستهاى خطرناک خودمان در خارج از کشور نیز میترسند و منزجر هستند.
س:از دید شما، یک درصد پر قدرت ثروتمند چگونه توانسته چنین میزان هنگفتى ثروت اقتصادى و قدرت سیاسى در ایالات متحده بدست آورد؟ من به موسسه هاى چند ملیتى، گروه هاى وابسطه ذى نفع و رسانه هاى باب روز که توسط اقلیت پر نفوذى اداره و کنترل میشوند، اشاره میکنم؟
ج: منشأ قدرت آنها، در نهایت، پرستش پول است و یا مادى گرایى (ماتریالیسم) و طمع. مادى گرائى و طمع همیشه در کسانى ریشه میدواند که نمیدانند که داراى منابع درونى [نیز] هستند. آنها آگاه نیستند که همانطور که گاندى گفت، ” [در دنیا] همه چیز به اندازه نیاز همه وجود دارد اما نه به اندازه طمع آنها”. طبیعتاً در دنیاى حرص (طمع)، کسانى که در بدست آوردن ثروت براى خود زیرک تر هستند، که امروزه [این زیرکى] معمولا به معنى دستکارى کردن سیستم هاى  انتزاعى و پیچیده اقتصادى بهتر از دیگران است، ثروت بدست میاورند و [این ثروت]به آنها قدرت میدهد، بار دیگر، به این خاطر که بسیارى از مردم احترام بیجایى براى پول دارند و آگاهى اندکى از ثروت واقعى و درونى خود.
س: در نوشته هایتان، شما بطور مکرر به  پیکار بدون خشونت رهبر استقلال هند، مهاتما گاندى اشاره کردید و کوشش هاى او براى آزاد کردن هند از زندان حکومت استعمارى انگلیس.  چطور این امکان براى مبارزان آزادى هم عصر ما وجود دارد که سبک (روش) گاندى را تکرار کنند و از عدم خشونت به عنوان وسیله اى براى دستیابى  به اهداف والاى خود استفاده کنند؟
ج:  راستش، این اتفاق در حال حاضر وقوع است، گرچه در مقیاس کوچکتر و توسط اشخاصى که  تسلط بر نفس فوق العاده او [گاندى] را ندارند. بیشتر از نصف دنیا شاهد نوعى قیام بى خشونت بوده که بسیارى از آنها موفق شدند. ما نیاز به این داریم که بیشتر در مورد “علم قدرت روح” که گاندى آنرا ایجاد کرد یاد بگیریم و خود را براى استفاده از آن پرورش دهیم. این نعمتى بزرگ خواهد بود اگر چنین رهبرى بار دیگر برخیزد اما ما نباید منتظر باشیم که چنین اتفاقى بیفتد. به جاى آن باید به یادگیرى و آموزش عدم خشونت مشغول شویم. به همین خاطر هم هست که من کتابچه راهنماى عدم خشونت را نوشتم که در [ماه] آوریل منتشر میشود. 
 
البته، ایجاد یک استراتژى دراز مدت نیز لازم خواهد بود. در شرایط ایده آل همه ما باید در حال توانمند سازى خود باشیم.[کارى] که هر کدام از ما میتوانیم بدون هیچ سازماندهى خاص  انجام دهیم، سپس به آنچه گاندى آنرا “برنامه سازنده” نامید نگاه کنیم در مورد کارهایى که ما میتوانیم بدون انتظار کشیدن براى دولت انجام دهیم و آماده باشیم تا در مواردى که دولت پاسخگو نبوده مستقیما عمل کنیم. 
 
س:  مردم باید چه کنند هنگامى جنبش هاى صلح آمیز نافرمانى مدنى آنها با خشونت سرکوب میشود؟ شما مطمئنا اشاره کردید که پلیس نیویورک نسبت به اعتراض هاى اشغال وال استریت سالهاى ٢٠١١ و ٢٠١٢ با خشونت عمل کرد، با دستگیر کردن صدها نفر و زندانى کردن تعداد زیاد دیگرى [از اعتراض کنندگان]. آیاجلوگیرى از گسترش جنبش وال استریت بدین معنى است که انگیزه ها و اهداف آن  از بین رفته؟
ج: جنبش اشغال وال استریت در امریکا بطور کامل مردود نشده . آنها مرتکب این اشتباه شدند که بدون آماده سازى که من به آن اشاره کردم، شروع به تظاهرات و مقابله کردند: خویش توانمندسازى، برنامه سازنده ، پرورش و آموزش به خود، ساختن یک استراتژى. در مورد [خاص] جنبش اشغال وال استریت، آنها در حال حاضر کما بیش مشغول پیمودن همین قدمها هستند. بنابراین من میتوانم بگویم که به هدف هاى فورى خود نرسیدند اما از جوانب (طرق)  دیگر موفق شدند- [با] نشان دادن عدم رضایت خود، ایجاد شبکه هاى ارتباطى، مطرح کردن مسائلى که عمدا نادیده انگاشته میشدند و غیره. اگر آنها بر پایه این موفقیت ها به سازندگى بپردازند ما میتوانیم در آینده شاهد  پیشرفت هاى امیدوار کننده اى باشیم.
س: به عنوان یک محقق که در مورد جنگ، صلح، و حل اختلاف مطالعه کرده است، شما فکر میکنید دلیل اصلى (بنیادین) جنگ ها و تقابلات نظامى که در گوشه و کنار دنیا رخ میدهد، بخصوص آن دسته [از درگیرى ها] که در آنها قدرت هاى بزرگ مانند ایالات متحده، انگلیس، یا فرانسه دست دارند. تحلیل شما در مورد دلایل درگیرى این جنگ ها چیست که بخصوص در منطقه پر آشوب خاور میانه اتفاق میفتد؟
ج: من تعمق تا حد ممکن است در مورد انگیزه ها و نیرو هاى محرک نهفته در پس پرده خشونت هاى گسترده را سودمند میابم و هنگامى که این کار را انجام میدهم، به این نتیجه میرسم که “دلیل ” تمام جنگها یک چیز است : خودخواهى ، ناتوانى در همدردى یا برابر دانستن دیگران. هر کدام از جنگها ممکن است بهانه هاى متفاوتى داشته باشند، کشورهاى مورد سئوال ممکن است پاسخ هاى مختلفى بدهند، چه صادقانه و چه غیر از آن. اما در زیر تمام آنها ناتوانى در شناختن خود در دیگرى، حس بیگانگى و جدایى که به خاطر خودخواهى و بزرگ کردن منافع و خواسته هاى شخصى است. 
درگیریها در خاورمیانه ممکن است که بیش از جاهاى دیگر مضر و خطرناک باشند اما آنها بوسیله انسانها و همان نیروهاى تاریک درون تمام انسانها درست شده اند. بنابراین، جستجو براى صلح نه تنها باید در سطح دیپلماسى انجام بگیرد بلکه در فرهنگهایى که خشونت و جنگ را ستایش میکنند. حرکت اندکى که به سمت درک متقابل از جانب کشور من و شما اخیرا انجام شده، حتى اگر برخى انگیزه هاى پیچیده در آن دست داشته باشد، یک پیشرفت خوشایند است که باید بر اساس آن سازندگى صورت بگیرد. هیچگونه دشمنى بین مردم امریکا و مردم ایران وجود ندارد؛ ما باید این موضوع را همیشه در دور نماى خود نگه داریم و یک برنامه صلح بر پایه آن بسازیم.
س: آیا شما موافق هستید که بیشتر جنگهایى که به نام مبارزه با تروریزم یا آزاد کردن کشور ها شروع میشوند در عمل جنگهایى هستند براى تسلط بر منابع طبیعى کشور هاى ضعیف تو و سلطه ژئوپلیتکى؟ بسیارى از این جنگها، مانند جنگ عراق یا افغانستان تنها موجب تباهى زندگى مردم عادى میشوند و هرگز هیچ رفاهى براى مردم جنگ زده نمى آورند.نظر شما در این مورد چیست؟
ج: من با نقطه نظرى که شما در این مورد بیان کردید موافقم. البته هنگامى که شما فراتر از ترس و حس بیگانگى بنیادى در مردم بروید، معمولا دلایل ترکیبى براى خصومت بین مردم وجود دارد. برخى از امریکایى ها، [که] شامل قانونگذاران هم میشوند، بدون شک داراى انگیزه هاى امپریالیستیک و طمع کارانه اى هستند که شما به آنها اشاره کردید، اما در دیگران ترسهایى که به صورت مصنوعى توسط رسانه ها بزرگتر جلوه داده میشوند، عدم آگاهى عمومى از بقیه فرهنگها، انفعال و منفى گرایى، نیز نقش دارند. و برخى دیگر از امریکایى ها، بهتر است فراموش نکنیم، به شدت با این سیاستها مخالفت کرده اند و و حتى جان خود را براى صلح در خاورمیانه از دست داده اند- براى مثال به ریچال کورى فکر کنید. 
س: شما یکبار در مورد S.1867 , مصوبه ملى اختیارات نظامى نوشتید و این واقعیت که در آینده قرار است کنگره به رئیس جمهور امریکا اجازه کشتن شهروندان امریکایى بدون نیاز به تشکیل دادگاه را عطا کند. ما همچنین مصوبه پتریوت (وطن پرست) را داریم که بوسیله آن دولت میتواند بدون محدودیت مکالمه هاى تلفنى و ایمیل هاى شهروندان امریکایى را کنترل کند. آیا ما میتوانیم این محدودیت ها را بر آزادیهاى اجتماعى و حقوق مدنى شهروندان امریکایى را به حمله هاى یازده سپتامبر و ترسى که دولت حاکم پس از آن بر جامعه امریکا ألقا کرد، مرتبط کنیم؟
ج: بله، البته این اتفاقى است که در هر کشورى میفتد: دشمنى بزرگ نمایانده میشود و مردم وادار به داشتن حس عدم امنیت میشوند به عنوان وسیله اى براى زیر سلطه قرار دادن آنها. شیوه بسیار خطرناک ولى متاسفانه بسیار رایج و همانطور که گفتم توسط تمام حکومتهایى که من میشناسم مورد استفاده قرار گرفته: هر چه بیشتر به قدرت مى چسبند، بیشتر [از این روش] استفاده میکنند. در غرب و جاهاى دیگر “تروریسم” جدیدترین بز قربانى [بهانه] براى گسترش قدرت هاى نظامى داخلى و خارجى است – نقشى که “کمونیسم” در دهه هاى پیشین بازى میکرد. اما باید به یاد داشته باشیم که با وجود اینکه تروریسم به عنوان یک بهانه مورد استفاده قرار میگیرد، [این موضوع] یک واقعیت نیز هست. یک تهدید بسیار واقعى. بنابراین رژیمهایى [دولت هایى] که تروریسم را به هر گونه تحمل یا ترغیب میکنند، در واقع جنگ طلبى کشور هاى غربى را شدیدتر و اوضاع را براى خود دشوارتر میکنند. 
س: هواپیماهاى بدون سرنشین بى نام که روى هدفهاى ویژه بمب مى اندازند جدیدترین تکنولوژیى هستند که بوسیله دولت امریکا بر علیه شهروندان کشور هایى مانند یمن، سومالى، پاکستان و افغانستان استفاده مى شوند. گفته مى شود که این هواپیماها تروریستها را مورد هدف قرار میدهند، اما [آنها] به سادگى جان شهروندان بى گناه را مى گیرند. آیا شما حمله هواپیما هاى بدون سرنشین را یک توهین به استقلال این کشور ها نمى انگارید؟ و اگر اینطور است، چه کسى مسئول اجراى عدالت در مورد امریکا به خاطر این تخلف مى باشد؟
ج: من با قاطعیت باور دارم که قبل از همه، این مسئولیت [بر عهده] مردم امریکاست که به این روال وحشتناک پایان دهند. تصور من در مورد عدالت، عدالتى است که اصول عدم خشونت را بکار گیرد و به آشتى [مصالحه] منجر شود، چیزى  که بیشتر عدالت اعاده کننده [احیایى] است تا عدالت کیفرى. در عدالت احیایى، که کم کم در مدرسه ها و حتى سیستم زندان امریکا نیز در حال گسترش است، خطا کنندگان دعوت میشوند تا مسئولیت کار خود را بر عهده بگیرند و دلجویى [جبران] کنند اینگونه دوباره به جامعه اى که در آن عمل خلاف انجام دادند بپیوندند. این پرنسیپ [اصل] همچنین در جامعه جهانى نیز مثل یک گروه خاص کار میکند، البته در جامعه جهانى نهادهایى که آنرا أجرا کنند [هنوز] توسعه پیدا نکرده اند ، که البته دلیل بیشترى است براى اینکه مسئولیت خود مردم امریکا بشود. در حالیکه من چندان به استقلال ملى اعتقاد ندارم چون تمام مردم متعلق به یک خانواده انسانى هستند و [این موضوع] هر روز واضح تر میشود، من مسلما بطور کلى استفاده از خشونت بر علیه هر کسى و به هر علتى را نمیپذیرم [رد میکنم] و بنابراین نمیتوانم عمل بمباران هوایى بوسیله هواپیما هاى بدون سرنشین یا هر وسیله دیگرى را تحمل کنم. 
س: پیش بینى شما در مورد آینده جنبش هاى مدنى بى خشونت در دنیا چیست، بخصوص آن هایى که سلطه بى چون و چراى قدرت هاى هژمونیک را به چالش میکشند؟ آیا ممکن است که این جنبش ها به موفقیت بینجامند و تغییرى در روشى که دنیاى ما اداره میشود بوجود بیاورند؟
ج: من نمیتوانم پیش بینى کنم که واقعا چه اتفاقى میفتد، اما میتوانم با اطمینان پیش بینى کنم که تا جاییکه این جنبش ها با منظور درست عدم خشونت را یاد بگیرند و به آن عمل کنند ، دقیقا تا همان اندازه نیز موفق خواهند شد. و من با همان میزان اطمینان مى توانم بگویم که هیچ راه دیگرى وجود ندارد. دولت هایى که این واقعیت را تشخیص دهند و شجاعت و بزرگ منشى پاسخ دادن به جنبش هاى بدون خشونت را داشته باشند، خود و بقیه دنیا را از رنج بزرگى نجات خواهند داد. همانطور که جان اف کندى گفت، “آن هایى که [کسانى که ] انقلاب هاى بدون خشونت  را غیر ممکن میکنند، انقلابهاى خشونت بار را اجتناب ناپذیر مى کنند” . بیایید امیدوار باشیم که دولتها این موضوع را تشخیص میدهند و تغییر بدون خشونت را در کشور هاى خود امکان پذیر میکنند. اما حتى اگر اینکار را انجام ندهند، اگر جنبش هاى مدنى حقیقتا بدون خشونت باشند، آنها سر انجام موفق خواهند شد.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *