جنبش‌های محیط زیستی‌ در ایران؛‌ گام‌هایی که برداشته‌ایم

علی تهرانی*

مرکز مطالعات بی خشونت

تحقیق پیش رو، جنبش‌ها و کمپین‌ها و کنش‌های بی‌خشونتی که با محوریت موضوع محیط زیست سازمان‌دهی شده است را بررسی می‌کند. در این مجموعه شش بخش عمده تفکیک شده است تا دسترسی به اطلاعات را برای پژوهشگران و علاقه‌مندان حوزه بی‌خشونت و موضوع محیط ‌زیست و کسانی که به تلفیق این دو مفهوم علاقه دارند آسان کنند. اما پیش از آن باید از شکوه میرزادگی و بهنام صارمی در خارج از ایران و هفت نفر دیگر از فعالینی که از ایران به جمع‌آوری اطلاعات مربوط به این تحقیق کمک کردند قدردارنی  شود.

این شش بخش عبارت‌اند از:

  • تعریف موضوع
  • سابقه مفهومی و مبارزاتی در جهان
  • فلسفه پیوند و تمایز دو نگاه به دو مفهوم اصلی
  • سابقه مفهومی و مبارزاتی در ایران
  • مشکلات اساسی تشکیلاتی
  • بررسی مرحله تولد: اعتراض به آب‌گیری سد سیوند اعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه
  • کنش‌های مرحله تکامل: تهران بی‌چنار، اتحاد برای نجات کارون، آلودگی هوای زنجان و اراک، پارک نوشهر
  • نگاه آخر
  • نُه توصیه‌ی عملی به فعالین  و سازمان‌دهندگان بی‌خشونت محیط زیست

 

تعریف موضوع

محیط زیست واژه‌ی عامی است برای تعریف همه‌‌ی محیط‌هایی که زندگی در آن جریان دارد با این تعریف استخر، شهر، اقیانوس و کویر همه نمونه‌هایی از محیط‌ زیست هستند.اما در این نوشته مراد از محیط زیست، بیشتر محیط‌های طبیعی است، هر چند که آلودگی  هوای شهر‌ی هم در این دسته می‌گنجد. مفهوم محیط زیست در این تحقیق همچنین حول حیات وحش و تاثیر انسان بر محیط اطرف‌اش متمرکز است.

محیط زیست انسان بیش از ظهور انسان در آن قدمت دارد، اما محیط زیست به عنوان یک مفهوم سیاسی و اجتماعی قدمت زیادی ندارد. از وقتی که انسان آموخت طبیعت را با ابزار خود یعنی تکنولوژی رام خود کند و محیط زندگی‌اش را برای راحتی‌اش تغییر دهد، محیط زیست به عنوان یک دغدغه در تمدن بشری جا خود را باز کرد. با سرعت گرفتن پیشرفت‌های تکنولوژیکی، این تغییر نیز سریع‌تر شد و به همین نسبت این نگرانی عمیق‌تر و گسترده‌تر شد. اتفاقاتی که از زمان حاضر چندان دور نیست.

سابقه مفهومی و مبارزاتی در جهان

تاریخ مفهوم محیط زیست به عنوان یک مفهوم سیاسی و اجتماعی به اروپای بعد از انقلاب صنعتی برمی‌گردد. هر چند که بسیاری اولین فرمان سیاسی زیست محیطی را فرمان شاه ادوارد اول در انگلستان می‌دانند. موضوع فرمان او مسئله‌ی آلودگی هوای لندن بود و به موجب آن در سال سوزاندن زغال سنگ قدغن شد. این فرمان در سال ۱۲۷۲ صادر شد و به موجب آن فروشندگان و متخلفان متسحق اعدام بودند. اما دغدغه‌‌ی محیط زیست تنها پس از انقلاب صنعتی بود که وارد گفتمان اجتماعی-سیاسی – منحصرا اروپا- شد.[i] رویدادی که با نظر گرفتن جغرافیای اجتماعی-سیاسی-اقتصادی آن روز دنیا طبیعی بود، دنیای مدرن و ماشین‌های قدرتمند کار انسان را آسان می‌کرد اما انرژی‌‌ای که عمدتا از زغال‌ سنگ به دست می‌آمد، آلودگی‌ را نیز به محل زندگی انسان‌ها سرازیر می‌کرد. تولید انبوه نیازمندی‌های انسان حجم بزرگی از ضایعات شیمیایی را به محیط زندگی انسان وارد کرد که به خلق جنبش‌هایی مانند «بازگشت به طبیعت در دوره ویکتوریایی در بریتانیا انجامید. در آمریکا نیز گروهی بنجامین فراکلین را از آغازکنندگان این راه می‌دانند که البته در سال ۱۷۳۹ علیه تخلیه مواد سمی و زاید صنعتی به رودخانه‌ای در پنسلوانیا فعال بود. اما حساس بودن روشنفکران و فعال بودن نخب‌گان را نباید با جنبش‌های اجتماعی و مردمی اشتباه گرفت. موضوع این تحقیق جنبش‌های اجتماعی و مردمی با محوریت محیط زیست در ایران است.

با آغاز قرن بیستم، نگرانی‌های زیست محیطی به بخشی، البته بخش کوچکی، از هویت جامعه‌ی اروپایی تبدیل شده بود تا حدی که حفاظت از حیات وحش و حقوق حیوانات بخشی از برنامه تبلغاتی نازی‌ها در آلمان بود.[ii] آلمان نازی حتی قوانین سخت‌گیرانه‌ای برای محدود کردن شکار و حمایت از حیوانات و محیط زیست‌شان، به ویژه جنگل‌ها، وضع کرد که همچنان با تغییراتی اندک در قوانین آلمان امروز وجود دارد.[iii] همزمان با فروکش‌کردن آسیب‌های آنی جنگ جهانی دوم بر مردم دنیا دغدغه‌های بنادینی مانند محیط زیست پررنگ‌تر شد، چرا که انسان پس از جنگ جهان دوم یکباره به قدرت ویرانگر خود علیه انسان دیگر و محیط زندگی او پی برده بود. در دهه هفتاد میلادی به یکباره در سراسر جهان و به ویژه آمریکا جنبش‌های زیست محیطی رشد کردند. از همین دوران است که نگرانی انسان درباره محیط زیست‌اش به کنش‌های بی‌خشونت و مقاومت مدنی گره می‌خورد و بررسی آن به ویژه در ایران در دستور کار این تحقیق است.

بازهم میراث گاندی

آغاز این نگاه و این روش را نیز باز باید در سرزمین گاندی جستجو کرد. جنبش چیپکو یا چیپکو آندولان (Chipko movement / Chipko Andolan) روش‌های مبارزات بی‌خشونت را به شیوه‌ی گاندی برگزید تا از جنگل‌های هند محافظت کند. در این روش کنش‌گران درختان را به صورت فیزیکی در آغوش می‌گرفتند تا قطع آنها جلوگیری کنند. درختان بزرگ، حضور افراد بیشتری را می‌طلبید. بیستم مارس ۱۹۷۴، چند زن روستایی دور درختی حلقه زدند و جلوی قطع آن توسط پیمانکاران ایالت را گرفتند و جنبش را در هند آغاز کردند که نتایج ملموس آن ظرف دو دهه‌ی بعد دراین کشور دیده شد.[iv] همزمان با آغاز این جنبش در هند، در کشورهای توسعه‌یافته هنوز پیوندی میان مبارزات بی‌خشونت و ایده‌های محیط زیستی روی نداده بود اما اعتراضات به جنگ ویتنام در سایه حضور این ایده‌ها در جوامع غربی این پیوند را در آمریکا تسهیل کرد. حضور ایده‌های زیست محیطی در مجاری روش‌های بی‌خشونت دستاوردهایی را برای این اهداف داشت که کنش‌گران را به پیگیری بیشتر آن تشویق کرد. امروزه می‌توان مدعی شد بزرگترین بخش کنش‌های بی‌خشونت در کشورهای توسعه‌یافته و دموکرات، کنش‌هایی هستند که مفاهیم و اهداف زیست محیطی را نمایندگی می‌کنند. رویدادهای محلی و کوچک مانند انفجار در نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل تا اتفاقاتی در ابعاد جهانی مانند گرم شدن زمین همه و همه لزوم پیگیری این اهداف را برای کنش‌گران یادآوری می‌کنند.

فلسفه پیوند و تمایز دو نگاه

به طور عمده‌ دو نگاه در میان کنش‌گران زیست محیطی دیده می‌شود. گروهی نگاه اخلاقی به موضوع دارند و معتقداند در چارچوب اخلاق انسانی باید نگران ومراقب محیط زندگی انسان‌ و غیر انسان بود. گروه دیگری نگاه کارکردگریانه‌ای به محیط زیست دارند و معتقداند عدم توجه مناسب به این موضوع عواقب وخیم و غیرقابل جبرانی برای انسان، چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آینده دارد و از همین رو به خاطر منافع نوع انسان هم که شده باید مراقب محیط زیست خود باشیم. اکثریت فعالین بی‌خشونت در حوزه محیط زیستی یکی یا هر دوی این انگیزه‌ها را دارند. اما آنچه در میان همه ی فعالین محیط زیست مشترک است، اشتیایق بالا نسبت به موضوع و آن عاملی است که جک دوآل آن را قوه جهندگی دورنی یا  Resilience می‌خواند. این عامل عشق و انگیزه نسبت به هدف را شامل می شود اما بخش عمده‌ی آن این تصور در فعال است که این جنبش بدون حضور من شکست می خورد و با حضور من پیروز می شود و در واقع عامل «حضور خود» را برای تحقق هدف حیاتی می بیند به نحوی که بعد از هر شکست و  یا سرکوبی دوباره در صحنه حاضر می‌شود.

همین نگاه و انگیزه دوگانه اخلاقی و کارکرگرایانه در کل مفهوم مبارزات بی‌خشونت هم نهادینه است. گروهی آن را تنها راه اخلاقی مبارزه می‌دانند و گروهی آن را برگزیده‌اند چرا که آن را موثرترین، سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه تغییر می‌دانند و با ارائه رقم و آمار آن را اثبات می‌کنند. بررسی این دو نگاه به مفهوم محیط زیست و به مبارزات بی‌خشونت، فارغ از انگیزه‌ و موضوع آن، بحث جالب و مهمی است که البته از حوصله این تحقیق بیرون است.

اما نکته بسیار مهم در بررسی کمیپین‌ها و اعترضات بی‌خشونت لزوم این درک است که اعترضات زیست محیطی تنها و تنها در قالب کنش‌های بی‌خشونت و مقاومت مدنی است که قابلیت حضور دارد. نگرانی محیط زیستی از جنسی نیست کسی که با گرفتن اسلحه بخواهد آن را دنبال کند، دغدغه‌های محیط زیستی و مبارزات بی‌خشونت همزیستی نزدیکی با هم دارند تا جایی که می‌توان به جرات گفت تنها روش پیگیری مطالبات زیست محیطی مبارزات بی‌خشونت و مقاومت مدنی است.

و اما در ایران

سابقه مفهومی و مبارزاتی در ایران

روند صنعتی شدن ایران با تاخیر طولانی‌ مدتی نسبت به اروپا آغاز شد و همین تاخیر در لزوم فهم نیاز کنش با محوریت محیط زیست نیز همراه بود. با قدرت رسیدن رضا شاه روند مدرنازسیون (مدرنازسیون، معادل مدرنیه نیست) کشور آغاز شد و در دوران محمدرضا شاه هم این روند ادامه داشت اما هنوز نگاه انتقادی به توسعه مظاهر مدرن و صنعتی وجود نداشت و به تبع آن جنبش اجتماعی که این نگرانی تخریب محیط زیست را نمایندگی کند متولد نشد. شاید از مهمترین تلاش‌های زیست محیطی قبل از انقلاب معاهده‌ی رامسر باشد که در سال ۱۹۷۱ یا ۱۳۴۹ به امضا هجده کشور رسید. موضوع این معاهده تالاب‌ها هستند و این کنوانسیون به حفظ و نگهداری از آنها اختصاص دارد و دربرگیرنده چهارچوب لازم جهت اقدامات ملی و همکاری های بین المللی به منظور محافظت و استفاده صحیح از تالاب ها و منابع آنها است. بسیاری عنوان «پدر محیط زیست ایران» را برای اسکندر فیروز رییس وقت سازمان محیط زیست به کار می‌برند که از منظر تاریخی نشان‌دهنده‌ی تولد این مفهوم در سال‌های آخر دهه‌ی چهل در ایران است. تلاش‌های از این جنس از موضوع این تحقیق بیرون هستند چرا که عنصر اصلی مبارزات بی‌خشونت که مردم هستند در آن غایب است برای بررسی مبارزات بی‌خشونت با محوریت مطالبات محیط زیستی به جای پدر باید به سراغ مادر محیط زیست ایران، مه‌لقا ملاح، رفت. از چهره‌های شاخص کمپین‌های زیست محیطی که در سال ۱۳۷۳ با مشارکت همسرش و چند استاد دانشگاه علاقه‌مند به محیط ‌زیست سازمان غیر دولتی زیست‌ محیطی «جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط‌زیست» را بنیان گذاشت. این سازمان در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۷۴ رسما اعلام موجودیت کرد. البته او پیش از انقلاب اسلامی هم یک موسسه محیط‌زیستی را در سال ۵۲ تاسیس کرده بود که در نهایت به دانشکده محیط‌زیست تبدیل شد. [v]

مسئله‌ای که دغدغه نبود

سال‌های قبل از انقلاب اسلامی در ایران سال‌های جنگ‌های چریکی است و سال‌های انقلاب و ارزش‌های ایدولوژیک انقلابی که اساسا مفهاهیم مبارزات بی‌خشونت در آن بیگانه است. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی جنگ ایران و عراق برای هشت سال توجهات محیط زیستی را از اولیت‌های مردم ایران خارج می‌کند، در حالی که صدمات ویرانگر جنگ به محیط زیست از جاری شدن نفت در دریا تا سوختن جنگل‌ها و آلوده‌شدن تالاب‌ها تا از بین رفتن گونه‌های مختلف جانوری و گیاهی بر اثر جنگ بر کسی پوشیده نیست. همزمان با بازسازی و آنچه که به دوران سازندگی معروف شد، دست نهاد دولت با ابرازهای مدرن در محیط زیست به گونه‌ای باز شد که شاید برای اولین بار گفتمان محیط زیستی به صورت جدی در عرصه اجتماعی، بازهم نه به صورت وسیع که به صورت مقطعی و مختص به گروه‌های نخبه، مطرح شد. در این مرحله هم چنان تغییرات عمرانی در دل طبعیت بدون خسارت تعریف می‌شود و نگاه مردم به آن کاملا مثبت است. با بازتر شدن فضا در دوره اصلاحات این دغدغه‌ها فرصت نمایش بیرونی نیز پیدا کرد و گروه‌ها و کمپین‌های زیست محیطی برای اولین بار به صورت مشهود در فضای اجتماعی-سیاسی ایران رویت شدند. این دوره را می‌توان به عنوان دوره تولد این گونه جنبش‌ها و نگرانی‌ها دانست که به صورت طبیعی سازمان‌دهی و شبکه‌سازی و طراحی کنش‌های بی‌خشونت را به دنبال داشت.

مشکلات اساسی تشکیلاتی در حوزه محیط زیست

مشکلات اساسی تشکیلات غیر دولتی حمایت از محیط زیست را شاید بتوان در زیر سه فصل مشکلات مقرراتی، مشکلات مالی و مشکلات آموزشی طبقه‌بندی کرد. در ایران بر خلاف بسیاری از کشورهای دیگر، هر گروه یا جمعیتی قبل از ثبت غیرقانونی است. فعالیت‌های زیست محیطی که بخش از آن سازمان‌دهی اعتراضات مدنی است نیز از این قائده مستثنی نیست. هر جمعیتی برای قانونی بودن نیازمند ثبت است. جدای موانع قانونی، در اختیار نداشتن منابع مالی کافی از مهمترین مشکلات این سازمان‌های غیر دولتی و سازمان‌دهی اعتراضاتی از این دست است. صنایع و بخش خصوصی هم رغبت هم به سرمایه‌گذاری در این بخش نمی‌بینند. سازمان‌هایی که منحصرا بر نیروی داوطلب وابسته است نیازمند سازمان‌دهی بسیار و دقیق و علمی است که این عدم توانایی نیز در سازمان‌های غیر دولتی ایران از جمله سازمان‌ها و تشکل‌های محیط زیستی به صورت بارزی خود نمایی می‌کند.

 با همه این مشکلات این جنبش‌ وسیع اما کم عمق و متناوب ظرف ده سال گذشته موفق به معرفی دو نگرانی بزرگ و عمده در ابعاد ملی شده است که هر دو کنش‌های بی‌خشونت متعددی را در خود جای داد و توجهات رسانه‌ای ملی و بین‌المللی خوبی را به خود جلب کرد. در ادامه به آسیب‌شناسی این دو کمپین بزرگ می‌پردازیم.

بررسی و آسیب‌شناسی مرحله تولد

دو سری اعتراض عمده را می‌توان نقطه‌ی شروع پیوند مطالبات محیط زیستی و روش‌های ایجاد فشار و تغییر بی‌خشونت معرفی کرد که هر دو در دهه‌ی اخیر اتفاق افتاده است.

اعتراضات به آب‌گیری به سد سیوند

حرکت نخست مربوط به آب‌گیری سد سیوند است. سد سیوند در ۹۵ کیلومتری شمال شیراز، ۵۰ کیلومتری تخت‌جمشید و در نزدیکی پاسارگاد، آرامگاه کوروش پادشاه هخامنشی، قرار دارد که بر روی رودخانه سیوند و در تنگه بلاغی ساخته شد. فرایند آب‌گیری این شد سرانجام در فروردین ماه سال ۸۶ آغاز شد اما ساخت و آب‌گیری این سد با بحث های فراوانی همراه شد. گروهی از مخالفان می‌گفتند رطوبت موجود در منطقه تاثیر مخربی بر بنای پاسارگاد می گذارد. اعتراضات بی‌خشونت متعددی با هدف جلوگیری از افتتاح سد سیوند برنامه‌ریزی شد که البته تجمعات معدودی هم از سوی موافقان سد انجام شد، گروهی از کشاورزان که معتقد بودند راه برون رفت از بی‌آبی و حاصلی سد سیوند است. اعتراضات به سد سیوند از سوی گروه‌های مختلف و با انگیزه‌های مختلف سازمان‌دهی شد. گروهی طرفدارن محیط زیست بودند و گروهی نگران تخریب آثار باستانی و گروهی نشان تغییراتی که در گذرگاه‌های تاریخی عشایر روی می‌دهد اما همه بر سر این نکته متفق القول بودند که سد سیوند نباید آب‌گیری شود. کنش‌ها طیف وسیعی از کنش‌های بی‌خشونت را شامل می‌شد. از نامه به رهبر ایران، آیت‌الله خامنه‌ای و رییس‌جمهور وقت، احمدی‌نژاد، تا تجمع‌، طومار نویسی، درخواست استعفای وزیر نیرو و رییس‌سازمان میراث فرهنگی. این اعتراضات مهمترین اعتراضات خودجوشی بود که تا آن زمان در حوزه‌ی محیط زیست شکل گرفته بود.

ائتلاف موثر،‌ نه بی‌نقص

نکته‌ی اساسی درباره سد سیوند این بود که انگیزه‌ی این اعترضات بیش از هر چه تهدید آثار باستانی بود اما محمل و شبکه‌های اعتراض بیشتر حول محور محیط زیست به وجود آمده بود و گروه‌ها و کمپین‌های ضد سد سازی همزمان با آن فعال بود. این گروه‌های به مانند ظرفی برزگ معترضان را در خود جای دادند و آنها را سازماندهی کردند اما آنچه که آنها می‌خواستند بسیار بزرگ‌تر از آن چه‌ بود که می‌توانستند. از سوی دیگر کشاورزان ارسنجانی بودند که سد قرار بود آب مورد نیاز کشاورزی آنها را تامین کنند. این فعالین‌ و گروه‌ها هرگز به صورت جدی به سوی این افراد نرفتند و به راهکارهای موازی برای آنها فکر نکردند. از سوی دیگر فعالین‌ محیط زیستی زیر تبلیغات برای نجات آثار باستانی گم شد که نشان از از عدم آگاهی عمومی می‌داد. اساسا آنچه سد سیوند را سایر سدهای ایران متمایز می‌کرد تهدید آثار باستانی بود که البته توانست گروه‌های محیط زیستی را در ابعاد جدید و بزرگتری در میان رسانه‌های داخلی و خارجی مطرح کند. سازمان‌دهنده‌های هر کمپینی می‌توانند با توجه به عوامل زمانی و مکانی از سایر عوامل برانگیزاننده که به هویت کار لطمه نمی‌زند استفاده کنند تا مردم را برای تحقق اهدافشان بسیج کنند، استفاده از غرور ملی برای حفظ آثار باستانی نیز یکی از آنها است اما باید تفکیک روشنی میان هویت اصلی، محیط زیست، و عوامل فرعی‌تر در ذهن سازمان‌دهندگان وجود داشته باشد.

از نکته‌های دیگر قابل توجه این کمپین این بود که اعترضات از خارج ایران شروع شد و سپس به ایران وارد شد. گروه‌های که در خارج از ایران فعال بودند از مهمترین‌شان می‌توان به کمیته‌ی بین‌المللی نجات پاسارگاد اشاره کرد.

آنچه گفته نشد

همزمان با آب‌گیری سد سیوند  فرماندار شهر ارسنجان، محمدجواد عسگری، می‌گفت از ۶۸ دشت حاصلخیز دارد که به دلیل برداشت بی رویه آب و تغذیه نشدن سفره های زیرزمینی، ۵۷ دشت در مرحله بحرانی قرار دارد. دشت ارسنجان دومین دشت بحرانی است. از آنجا که ارسنجان در مجاورت دریاچه تشک و بختگان قرار دارد با تخلیه سفره های آب زیرزمینی، آب شور از دریاچه به سوی سفره ها هدایت می شود و کشاورزان از این آب برای آبیاری زمین ها استفاده می کنند. به همین دلیل درصد نمک خاک و آب در منطقه نزدیک به دو هزار است در حالی که در شرایط طبیعی باید بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ باشد. اما فعالین محیط زیستی در جلب توجه افکار عمومی به این موضوع ناکام ماندند که پس اگر برداشت بی‌رویه آب کنترل شود شاید دخالت‌های بزرگ‌تر در طبعیت نیز بلاموضوع شود. در تصویر بزرگ‌تر شاید مخرب‌تر از ساخت سیوند برای محیط زیست برداشت بی‌رویه آب در منطقه بود. اما بخش به طور کلی از دید فعالین بی‌خشونت محیط زیستی مغفول ماند. اما این مهمترین مشکل هدایت افکار عمومی در این کمپین نبود. یکی از باستان‌شناسان اهل شیراز قبل از آب‌گیری در اظهارنظری گفت:«اهمیت محوطه های باستانی تنگه بلاغی در هیاهوی تهدید مقبره کوروش، محو شد. از نظر حفظ داشته های تاریخی، مهم ترین مسئله نجات تنگه بلاغی است اما با غوغایی که درباره آرامگاه کوروش به پا شد، این محوطه اهمیت خود را از دست داد. عده ای به عمد احساسات مردم را با انتشار اخباری مبنی بر تهدید مقبره برانگیختند تا محوطه های باستانی فراموش شود.»

از دیگر آسیب‌هایی که به این اعتراضات می‌تواند اشاره کرد، عدم توانایی در کنترل فضای رسانه‌ای است. توجه رسانه‌ای باید هدفمند و برنامه‌ریزی شده باشد هر موضوع مرتبطی که در رسانه‌ها مطرح شود لزوما به نفع جنبش نیست. شایعه احتمال غرق شدن پاسارگاد از آن جمله بود. فعال بی‌خشونت باید بداند که هرگز نمی‌تواند و نباید به مردمی که قصد بسیج‌کردن آنها را دارد دروغ بگوید و چنین شایعاتی را به صورت تکذیب کند و دامن خود را از این عدم صداقت‌ها پاک کند. عدم صداقت در کوتاه‌مدت می‌تواند تاثیرات مثبتی بر جنبش داشته باشد اما در بلند مدت هزینه‌‌ی بالای آن، فایده‌اش را توجیه نمی‌کند. در حالی که موضوعاتی مانند این که با آبگیری سد سیوند حداقل هشت هزار اصله درخت قدیمی، هزاران هکتار مرتع و زمین مرغوب کشاورزی نابود می‌شود از فضای رسانه‌ای غایب بود.

سرانجام پس از بیش از سه سال تلاش بی‌خشونت نامسنجم و بی‌برنامه سد سیوند به ‌رغم همه مشکلات زیست‌محیطی که ایجاد می‌کرد، در ساعت ۱۵ و ۴۰ دقیقه پنجشنبه، ۳۰ فروردین ۸۶ با حضور جمعی از مسئولان کشور و مقامات وزارت نیرو، به طور رسمی آبگیری شد و اعترضات فعالان محیط زیست با ناکامی پایان یافت. اما نباید از دستآورد بزرگ که مطرح کردن چنین خواست‌ای در این سطح کلان است چشم پوشید. از منظر مبارزات بی‌خشونت موفقیت و یا ناکامی یک کنش را از میزان تحقق اهداف آن اندازه‌گیری می‌کنند اگر هدف این کمپین را، آن طوری که در بسیاری موارد چنین است افزایش سطح آگاهی و باز کردن فضا در گفتمان رسانه‌ای دانست این کمپین موفقیت‌های بزرگی را به دست آورد.

اعترضات به روند بحرانی دریاچه ارومیه

از نظر جغرافیایی دریاچه اُرومیه در شمال غربی ایران و طبق آخرین تقسیمات دورن کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است. دریاچه ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه آب‌شور دنیا است. آب این دریاچه بسیار شور است و به صورت عمده از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، تلخه رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.[vi] روند کم آب شدن دریاچه ارومیه از یک دهه قبل توجه کارشناسان و گروهی از فعالین را به خود جلب کرد اما عدم پوشش رسانه‌ای مناسب این نگرانی را هرگز به انگیزه‌ای برای کنش تبدیل نکرد. سوالی که همواره با ابهام و دشواری توسط فعالین محیط زیست پاسخ داده شده است دلایل خشک شدن دریاچه ارومیه است. هر چند که نهادهای تحقیقاتی با توجه به وابستگی‌شان به نهادهای مختلف دولتی دلایل متفاوتی را برای خشک‌شدن دریاچه ارومیه اعلام می‌کنند اما به نظر می‌رسد مهمترین دلایلی را که می‌توان مسبب این فاجعه زیست محیطی معرفی کرد عبارتند از توسعه کشاورزی و رشد جمعیت که توآمان احداث بیش از سی سد در حوضه آبریز دریاچه ارومیه را در سه استان کردستان، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی را در پی داشته است. عدم مطالعات محیطی دقیق و عدم اجزه به حق آب دریاچه از مسیر سدها کار دریاچه را به اندازه‌ای دشوار کرد که سطح آب دریاچه که  یک سوم کاهش پیدا کرد و در بخش‌های بزرگی از دریاچه به نمک‌زار مبدل شد. در شهریور ماه سال ۱۳۹۰، مقام‌های دولتی گفتند: بیش از نیمی از مساحت این دریاچه که افزون بر سه هزار کیلومتر مربع است، خشک و تبدیل به شوره زار شده است.

فعالین بسیج شدند و گروه‌های محیط زیستی پیگیر و رسانه‌ها حساس‌تر و طیفی از کنش‌های بی‌خشونت سازمان‌دهی شد. مهمترین آنها تجمع و امضای طومار و تظاهرات بود، اما ایجاد کمپین‌های اینترنتی و دیگر کنش‌ها نیز بخشی از این تلاش‌ها بود. یکی از مهمترین این تجمعات سیزده به در سال  ۱۳۹۰ در استان‌های شمال غربی ایران بود که به تظاهرات و تجمع بزرگی تبدیل شد تا آنجا که با دخالت نیروهای نظامی و انتظامی بیش از هفتاد نفر در تبریز دستگیر شدند. چند روز پیش از آن گروهی به نام «کمپین اعتراض به وضعیت دریاچه ارومیه» که توسط جمعی از فعالین مدنی و محیط زیست ایجاد شده است، برای برگزاری تجمع در مراکز دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی فراخوانی منتشر کرده بودند. بهار و تابستان ۱۳۹۰، شاهد برخوردهای زیادی میان معترضین به وضعیت دریاچه ارومیه و پلیس بود تا جایی که پیشتر انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی که مقر آن در کانادا است از کشته شدن سه نفر و مجروح شدن تعداد زیادی از معترضان خشک شدن دریاچه ارومیه توسط پلیس ضد شورش خبر داده بود. با اوج گرفتن این اعتراضات در استان‌های شمال غربی ایران و نیز تهران تلویزیون دولتی ایران به نقل از محمد جواد محمدیزاده، رییس سازمان حفاظت از محیط زیست اعلام کرده است که ۹۵۰ میلیارد تومان (معادل ۹۰۰ میلیون دلار) برای انتقال آب رودخانه های ارس و کردستان به دریاچه ارومیه تخصیص داد شد. این اعتبار هرگز رنگ واقعیت به خود ندید و گره‌ای از کار فروبسته‌ی ارومیه باز نشد اما به صرف اعلام، می‌توان آن را از پیروزی‌های میان مدت کمپین نجات دریاچه ارومیه دانست.

تبدیل فرصت به تهدید

کمپین‌های اعتراض به دریاچه ارومیه از نظر حجم و وسعت و تعداد افراد درگیر بزرگتر از کمپین توقف سد سیوند بود، و در یک وجه با آن مشترک بود. هر دوی این کمپین‌ها با خواست‌های زیست محیطی آغاز شد اما برای بسیج بیشتر مردم با دیگر گروه‌ها ائتلاف کردند. در موضوع سد سیوند علاقه‌مندان به آثار باستانی متحد دوستداران محیط زیست بودند و در ارومیه بحث‌های قومیتی به داغ شدن ماجرا کمک می‌کرد. اما همان‌طور که پیشبینی می‌شد دخالت بحث‌های قومیتی از آنجا که هویت محیط زیستی دفاع از دریاچه ارومیه را تغییر داد، مشکلات زیادی را هم با آن همراه کرد. توسعه فضای اعتراض به استادیوم‌ها همواره از روش‌های موثر و پربازده مبارزات بی‌خشونت است. فضای استادیوم، دو عامل جمعیت و رسانه را با هم دارد که هر دو از بهترین‌های مبارزات بی‌خشونت است. اما در آن دوره خاص از آن جایی که گروه‌های قومیتی جایگاه ویژه‌ای در استادیوم‌ها داشتند بردن مطالبه نجات دریاچه ارومیه به شعارهایی که تبدیل شد که دوگانه‌ی خطرناک آذری و فارس را مطرح می‌کرد. در بعضی شعارها شرط حمایت از دریاچه ارومیه برای حمایت از عنوان خلیج فارس استفاده شد که با واکنش منفی جامعه‌ی کنشگر ایران مواجه شد. چه این موضوع را ضدتاکتیک حاکمان برای کنترل فضا بدانیم و چه اشتباه و یا عدم کنترل سازمان‌دهندگان کمیپین‌های نجات دریاچه ارومیه این اختلاط ضربه بزرگی را برای دریاچه به همراه داشت چرا که موضوع را از حیطه‌ی مسئله‌ای که مورد تفاوت همه‌ی کنشگران بود خارج کرد و آن را به مسایل پرحاشیه و بی‌سرانجام قومی آغشته کرد.

موضع دولتی

دریاچه ارومیه به دلیل وسعت و اهمیت آن نمی‌توانست توسط حکومت با بی‌اعتنایی مواجه شود، تاکتیکی که از سوی دولت‌های غیرآزاد در برخورد با بسیار از مسایل سیاسی-اجتماعی استفاده می‌شود. دولت‌ها ( هم دهم و هم یازدهم) هر دو از موضع حمایت از بقای دریاچه ارومیه برآمدند اما با فرافکنی مشکل و ارائه‌ی دلایلی نظیر «تغییر اقلیم» از زیر بار مسوولیت شانه خالی می‌‌کنند.

بر خلاف اعتراضات سیوند که خارج آغاز شد و سپس به ایران کشیده شد، اعتراضات به خشک شدن دریاچه ارومیه از ایران به خارج آمد به عنوان نمونه در یکی از کنش‌های ایرانیان در خارج از ایران گروهی از فعالان حقوق بشر از ایران با برپایی تجمع اعتراضی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در ژنو، نسبت به وضعیت این دریاچه ابزار نگرانی کردند و  خواهان توجه جهانی به این فاجعه شدند.

کنش‌های مرحله تکامل

پس از بررسی این دو جنبش مهم زیست ‌محیطی که شاید با اطمینان بتوان گفت بزرگترین و پراهمیت‌تر جنبش‌های محیط ‌زیستی تاریخ مبارزات بی‌خشونت در ایران هستند می‌توان مدعی شد که چنین انگیزه‌ و پیوندی برای اولین بار در کشور متولد شد و علاقه‌مندان و کنش‌گران خاص خود را مانند هم هدف دیگر پیدا کرد. جنبش‌های محیط زیستی مانند سایر جنبش‌ها بعد از تولد به دنبال جلب توجه بشتر و درگیر نگه داشتن افکار عمومی‌اند و به همین سبب کنش‌های خلاقانه ای را ترتیب دادند که در ادامه به بررسی روش سازمان‌دهی و نیز آسیب‌شناسی چند کنش‌ از این دست می‌پردازیم.

تهران چنار ندارد

تابستان امسال، ۱۳۹۲، گروهی از فعالان پارک شهری و محیط زیست در اعتراض به قطع درختان کهنسال خیابان ولیعصر در برابر شهردار تهران واقع در ضلع جنوبی پارک شهر تجمع کردند. «تهران چنار ندارد»، از شعارهایی است که روی پلاکاردهای معترضان به قطع چنارهای خیابان ولی عصر تهران دیده نوشته شده بود. این تجمع در سکوت برگذار شد. اعتراض کنش‌گران به اقدام شهرداری تهران بود در روزهای پیش از آن ده درخت چنار خیابان ولیعصر را قطع و دلیل آن را پوسیدن این درختان و خطر سقوطشان اعلام کرده بود. با این حال معترضان معتقد بودند که این درختان همگی در کنار ساختمان های بزرگ تجاری و یا دولتی بوده اند. پنج نکته در این کنش قابل توجه بود. اول تعدادکنش‌گران به بیست نفر نمی‌رسید امری که در می‌توان برای بسیاری از سازمان‌دهندگان مبارزات بی‌خشونت درس‌آموز باشد. اساسا امکان بسیج‌های عمومی با تعداد زیاد مشارکت‌کننده برای مطالبات محیط زیستی جز در موارد استثنایی دور از انتظار است. دوم شعارهایی که این جمع اندک نوشته بودند و پلاکاردهایی که به دست داشتند، جالب توجه بود. شاید مهمترین و گیراترین شعار این تجمع کوچک این بود: «تهران چنار ندارد!» که با توجه به بومی بودن این درخت در تهران و ارزش هویتی این درخت برای تهران بسیار قابل توجه بود. سوم، تجمع در سکوت برگذار شد تا آنجه که امکان داشت حساسیت سیاسی برناگیزد. چهار، بیشتر شرکت‌کنندگان از زنان بودند اما در میان این زنان، پوشش با چادر هم دیده می‌شد که با توجه به اقلیم مبارزات بی‌خشونت فارغ در ایران فارغ از اصالت با ابزاری بودن، سازمان‌دهندگان می‌توانند از آن به عنوان «ضربه‌‌گیر» کنش‌ها یشان استفاده کنند و پنجم این که پوشش رسانه‌ی آن به چند عکس از تجمع محدود می‌شد اما همین چند عکس به دلیل کیفیت خوب و جامع بودن پیام در آن، دیده شدن پلاکاردها که البته در مواردی می‌توانست بهتر باشد، به سرعت در شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک تکثیر شد و گروه زیادی آن را دیدند. از نگاه تاکتیکی نیز هدف و مطالبه‌ی این گروه کاملا ممکن بود آن طور که ایرنا روایت می‌کند:‌«معترضان خواسته های خود را نظارت و تایید کارشناسان محیط زیست بر قطع درختان در صورت پوسیده بودن، مدیریت دقیق تر و نگهداری بهتر، حفظ و نجات درختان باقی مانده، و توسعه فضای سبز شهری عنوان کرده و با انتخاب نمایندگانشان محل تجمع را ترک کردند. نمایندگان آنان پس از حضور در ساختمان شهرداری اعلام کردند که نسبت به تهیه بیانیه ای برای جمع آوری امضای عمومی و اعلام اعتراضشان به مراجع رسمی اقدام خواهند کرد

اتحاد برای کارون

در پاییز امسال گروهی از فعالین محیط زیست با ساختن زنجیر انسانی در ساحل رود کارون مخالفت خود را با انتقال آب این رودخانه به مناطق مرکزی ایران نشان دادند. طرح انقال آب سرشاخه های رود می تواند به بحرانی زیست محیطی تبدیل شود که عواقب آن فراتر از استان خوزستان خواهد بود.این کمربند انسانی که با حضور گروهی از دوستداران محیط زیست از سرتاسر شهرهای خوزستان از جمله رامهرمز، آبادان، خرمشهر، مسجد سلیمان، دشت آزادگان، شادگان تشکیل شد. زنجیری که می توان آن را نمادی از وحدت مردم خوزستان در برابر سیاستهای انتقال آب سرشاخه های کارون دانست. بی‌تردید این کمربند انسانی اولین کنش از این دست در ایران نیست اما این کنش با اهداف زیست محیطی ارزش نمادین جالبی دارد که علاوه بر پررنگ کردن لزوم اتحاد میان شهروندان شهرهای مختلف استان برای نجات کارون است، نشان‌دهنده‌ی پیوند میان انسان‌ها و محیطزیست‌شان نیست هست. به احتمال زیاد دلیل اقبال رسانه‌ها به این کنش خاص عل‌رغم عدم حضور تعداد زیاد مردم همین است. نکته‌ی مهمی که باز برای سازمان‌دهندگان کنش‌های مبارزات بی‌خشونت در حوزه‌ی محیط زیست که امکان بسیج فراگیر مردم در آن نیست این است که آن کنش‌ را متفاوت کنند. تصور کنید صد تا دویست نفر برای نجات کارون تجمع کرده‌اند، همه این‌افراد را می‌توان در این فرم عکس جا داد اما اگر همین افراد دست در دست هم در کنار هم بایستند نمای کنش در عکس‌ها و رسانه‌ها کاملا متفاوت می‌شود. سازمان‌دهندگان زنجیر انسانی کارون از این موضوع آگاه بودند و به خوبی این مسئله را پاسخ دادند.

دومین کنش از این دست در آبان ماه امسال سازماند‌ن‌دهی شد. این کنش حمایت عبدالحسین مقدایی استاندار جدید خوزستان را ازنیز به همراه داشت که نشان از تغییر نگاه مدیریتی در اندازه‌های استانی است این که سازمان‌دهندگان این کنش در توجیه و جذب مقامات دولتی موفق بوده‌اند. تعبیری که او برای کارون به کار برد «سمفونی وحدت» خوزستان بود. علاوه بر آن معصومه ابتکار رییس سازمان محیط زیست نیز از پشیبانان این کنش است. همراه کردن مقامات دولتی با مطالبات محیط زیستی اگر توقف آسیب دولتی که به دلیل قدرت دولت ابعاد وسیعی دارد را به دنبال نداشته باشد، دست‌کم لوازم آگاهی‌رسانی بهتر و نیز کند شدن این آسیب را فراهم می‌کند که برای فعالین این حوزه می‌تواند پیروزی مهمی باشد.

آلودگی هوا

در حوزه‌ی آلودگی هوا که بخش بزرگی از نگرانی‌های محیط زیستی را شامل می‌شود، کنشی در این حوزه در تهران دیده نشده است اما اراک و زنجان هر دو اعتراضاتی از این دست را تجربه کرده اند.

اواخر تابستان امسال گروهی از شهروندان اراکی در ادامه اعتراضات به آلودگی هوادر باغ ملی اراک دست به تجمع‌های پیاپی زدند زدند. در این سری از تجمع‌ها بیش از دوازده تجمع برگزار شد. این شهروندان شنبه‌‌ها را برای اعتراض برگزیدند و به اجرا نشدن طرح جامع کاهش آلودگی هوای این شهر اعتراض کنند. این تجمعات اعتراضی مذاکره با فرمانداری را در برای شهروندان همراه داشت اما تغییری در اوضاع بد آلودگی هوا مشاهد نشد. کارشناسان عوامل بسیاری را در آلودگی هوای اراک دخیل می دانند که از مهمترین آنها می توان به خودروهای غیر استاندارد و شهرک های صنعتی در حومه اراک اشاره کرد.

و اما در زنجان کنش‌ خودجوش مردم نتایج جالبی داشت. اواسط مردادماه هزاران نفر از مردم شهر زنجان، مرکز استان زنجان، از زن ومرد و پیر و جوان به خیابان ها آمدند و به آلایندگی کارخانه های سرب و روی واقع در ۱۵ کیلومتری این شهر اعتراض کردند. استان زنجان به لحاظ معادن سرب و روی غنی است و به همین دلیل هم کارخانه های سرب و روی در شرق و جنوب شهر زنجان، به گفته استاندار زنجان بیش از ٪۸۰ نیاز کشور به این دوفلز را تامین می کنند، اما کارخانه های نصب شده در استان به دلیل استاندارد نبودن و نداشتن فیلترهای لازم صنعتی، به شدت آلاینده هوا هستند. در آخر کارخانه به دستور استاندار پلمپ شد در حالی که  بسیاری معتقداند که تعطیلی و یا انتقال کارخانه راهکار پایدار برخورد با صنایع آلاینده نیست و استفاده از روش‌های علمی و استفاده از فیلترها می‌تواند ضمن نگه داشتن مزایای اتقصادی صنایع محیط زیست را نیز حفاظت کند.

نگاه پایدار و بلندمدت به مسایل از مهمترین ویژگی‌های کمپین‌های زیست محیطی موفق است که ضریب نفوذ آن این نگرانی‌ها را در میان مردم به شدت افزایش‌ می‌دهد. فعالین زنجانی نباید فراموش کنند که نگاه امثال خانواده‌های کارگران کارخانه سرب و روی به فعالین محیط زیست در آینده این مبارزات بسیار مهم است.

باغ گیاه‌شناسی نوشهر

آخرین مثال از سری کنش‌ها  مربوط به شمال ایران است که در رسانه‌ها خبر ساز بود. تابستان امسال نیز، جمعی از فعالان محیط زیست شمال کشور با شنیدن خبر تخریب بخشی از باغ گیاه شناسی نوشهر، با تجمع مقابل در برابر این باغ اعتراض خود را نسبت به تخریب این باغ اعلام کردند. خبرگزاری های مهر و فارس شمار معترضان را بین دویست تا سیصد نفر ذکر کردند اما همین تعداد کافی بود تا معاون استاندار مازندران در واکنش به این تجمع، اعتراضات به تخریب باغ گیاه شناسی نوشهر را ناشی از «هجمه رسانه ای بیگانگان در خصوص باغ اکولوژیک نوشهر» توصیف کند. این کنش دستاور مثبت و قابل لمسی هم داشت  که آن تعویق در تخریب بخشی از این پارک بود.

نگاه آخر

نگاهی گذار به آمارهای جهانی درباره وضعیت محیط زیست در ایران نشان می‌دهد ایران در حوزه محیط زیست با اشکالات فراوانی رو به رو است. در سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ وضعیت محیط زیست کشور در رده بندی جهانی با ۳۶ پله سقوط به رتبه ۱۱۴ در میان ۱۳۲ کشور تنزل یافته است. و بر اساس رده‌بندی مجله تایم از ده شهر آلوده جهان چهار شهر آن در ایران است. این نگرانی‌ها و مشکلات همه و همه می‌تواند انگیزه‌ای برای سازمان‌دهی و طرح‌ریزی کنش‌های بی‌خشونت باشد. جنبشی که زاده شده است در مرحله تکمیل خود فاصله‌ی زیادی تا بلوغ دارد و این فاصله جز با تمرین و اندوختن مهارت‌های کنش‌ورزی بی‌خشونت پر نمی‌شود.

توصیه‌های عملی به فعالین و سازمان‌دهندگان

با بررسی موارد مشابه در سایر کشورها و نیز بررسی نمونه‌هایی که تا کنون از کنش‌های بی‌خشونت با موضوعیت مسایل محیط زیستی در ایران اتفاق افتاده است نه توصیه عمده عملی را می‌توان برای سازمان‌دهی کمپین‌های زیست محیطی به فعالین برشمرد.

اول، بررسی جامع اولیه از طرح را انجام دهید و کسان و گروه‌هایی را که در صورت موفقیت سودمند و یا متضرر می‌شود را شناسایی کند. گروه‌های ویژه‌ای را از افراد مورد اعتماد تشکیل دهید تا مقدمات ائتلاف با دسته اول را فراهم کنند و در عین حال نظرات دسته دوم را بشنوند و در صورت امکان آن را در کنش لحاظ کنند. در بسیاری موارد پیدا کردن راهکاری که همه را خشنود کند ممکن است.

دوم، خلاقیت در انتخاب کنش را فراموش نکنید. برای کمپین‌های کم تعداد بهترین راه کسب رسانه خلاقیت است. بیش از تجمع و تظاهرات بیاندیشید. شاید اهدای گل به کارگران یک سد در دست احداث انعکاس بزرگتری داشته باشد تا یک تظاهرات پر خطر.

سوم، بعد از بررسی ظرفیت و امکانات هدف را شدنی و ممکن تعیین کنید. نه خیلی بزرگ نه خیلی کوچک.

چهارم، ائتلاف کنید اما هویت محیط زیستی‌تان را فراموش نکنید. اجازه ندهید دیگر مطالبات عرصه‌ای را شما با تبلیغات و شبکه‌تان ساخته‌اید از شما بربایند.

پنجم، تا آنجا که می‌شود از گرفتن هویت سیاسی دور بمانید و حکومت را برای سرکوب بی‌بهانه بگذارید.

شش، لابی و گفتگو با افرادی از دورن حکومت را فراموش نکنید. چند مصاحبه از سوی آنان در این مورد، کمپین شما را در برابر سرکوب‌های دفعی بیمه می‌کند.

هفت، حتی اگر موضوع جنجالی و داغی نیست که برای آن جمع شوید، ارتباط شخصی با سایر علاقه‌مندان و همفکران را از دست ندهید. از دست دادن شبکه به مفهوم پایان کار است.

هشت، از ظرفیت روزنامه‌نگاری شهروندی و شبکه‌های اجتماعی استفاده کنید.

نهم، نوشتن به زبان انگلیسی و مشورت با دوستان خارجی را فراموش نکنید. ایجاد توجه رسانه‌ی بین‌المللی سرمایه بزرگی برای هر جنبش بی‌خشونت است.


  • علی تهرانی روزنامه نگار و کنش کر حوزه بی خشونت است که از سال ۱۳۹۱ همکاری خود را با مرکز مطالعات بی خشونت آغاز کرد.

 

[i] انقلاب صنعتی در اواسط قرن هجدهم در انگلستان آغاز شد و به تدریج به دیگر کشورها گسترش یافت.

ii  Bountiful Harvest: Technology, Food Safety, and the Environment. Cato Institute. pp. p153. ISBN 1-930865-31-7.

iii Bruce Braun, Noel Castree (1998). Remaking Reality: Nature at the Millenium. Routledge. pp. p92. ISBN 0-415-14493-0.

iv Staying alive: women, ecology, and development, by Vandana Shiva, Published by Zed Books, 1988. ISBN 0-86232-823-3. Page 67.

[v] مصاحبه با شرق ۱۲ دی ماه نود و یک

[vi] شماره ۹۲۰ روزنامهٔ شرق؛ صفحهٔ ۲۲

 

 

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *