مهاتما گاندی

Gandih

مهاتما گاندی که باید او را پدر مبارزات بی خشونت نامید، از نحستین رهبران سیاسی جهان است که با به حرکت در آوردن یک جنبش اجتماعی عظیم، حرکت به سمت آزادی و رهایی ملت هند را با سیاست ها و راهبرد های بی خشونت تمرین کرد و به پیروزی رسید. در مکتب و فلسفه بی خشونت گاندی، هرگونه توسل به ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد و اهداف جنبش نفی می شود. او بر این باور است که محور حرکت جمعی اگر بر مبنای “حقیقت” و “ضد خشونت” بعنوان دو میراث فرهنگی هند، استوار گردد، هر دشمنی ناچار، به خواست جنبش تن می دهد.

خشونت پرهیزی در اندیشه گاندی، گامی است در مبارزه برای حقیقت. در این مکتب، قدرت انسان به مهروزی و عشق به انسان ها، میهن و پرهیز از کینه ورزی و نفرت انگیزی حتی نسبت به مخالفان است. “پرهیز از تحقیر مخالفان”، “پرهیز از تحریک حریف به استفاده از خشونت”، “نشر حقایق”، “ترویج اعتماد و تفاهم”، “پرهیز از قضاوت کردن در مورد دیگران”، “اعتمادسازی”، “مصالحه”، “خلوص نیت”، “صداقت در عمل” و “یکپارچگی”، اصولی است که گاندی توسل به آنها را، شرط موفقیت جنبش بی خشونت می داند.
“نافرمانی مدنی” در مبارزات گاندی علیه استعمار بریتانیا هم راهبرد است و هم فنی برای مبارزه. او با این راهبرد به هندوها یاد می دهد که چگونه اتحاد عمومی وقتی با اتخاذ روش های بی خشونت همراه می شود، می تواند قدرت جنبش را بر قدرت اسلحه برتری بخشد. راهپیمایی نمک، مشهورترین مثال نافرمانی مدنی علیه قانونی بود که توسط حکومت هند به تصویب رسیده بود. گاندی با آغاز یک راهپیمایی طولانی به طول ۴۰۰ کیلومتر در فاصله ۱۲ مارس تا ۶ آوریل ۱۹۳۰، که در طی مسیر، صدها هزار هندی را به خود همراه کرد، کوشید تا در مقابله با قانون مالیات بر نمک، از آب دریا نمک بگیرد. او با این عمل خود و دعوت مردم به تحریم کالاهای انگلیسی، قانون مالیات نمک را که به نفع بریتانیا تصویب شده بود را بی اعتبار کرد.

در مکتب گاندی، آنگونه که خودش بیان می کند، “حقیقت خداوند است”. او فلسفه وجودی دین را در حقیقت و عشق و رمز موفقیت را در زدودن رفتارهای نادرست در هر دین و آئیین می بیند و بر این نکته تاکید دارد که با محبت و عدم خشونت باید در پی اصلاح اجتماعی بود. لذا همواره تاکید می کرد تا راه بدون خشونت سبب تسلیم افراد صاحب قدرت در مقابل قدرتمندتر از خود نشود ،باید این راه را برگزید اما اگر با خشونت بتوانند مقابل این وضعیت بایستند و تنها راه احقاق حق خشونت باشد بی هیچ تاملی باید سلاح برداشت، من هرگز نمی‌پسندم که افراد شجاع بخاطر رعایت اصل عدم خشونت دربرابر نفوذ نیروهای ترسوی بد شاه فان تسلیم شوند و از آنها بترسند که مبادا خشونت ایجاد گردد. شجاعت فقط در خوب تیر اندازی کردن خلاصه نمی‌شود بلکه جلوگیری از مرگ وآماده سینه سپر کردن دربرابر گلوله دشمن هر دو از ابعاد شجاعت هستند. در واقع در مکتب گاندی، خشونت پرهیزی نشانه شجاعت و شهامت است.
محبت، عشق به هم نوع و برتری دادن به فضیلت اخلاقی در مبارزه برای آزادی و برابری، کلید واژه های فلسفه گاندی است. او حتی معتقد بود که انگلیسی هایی که به مردم هند ظلم می کنند هم شایسته محبت اند و باید به آنها محبت کرد تا هم به خود و هم به آنها یاد دهیم که هیچ چیز بر اخلاق برتری ندارد. خشونت پرهیزی در فلسفه گاندی فن مبارزه نیست، بلکه یک اصل اخلاقی مهم است که به توده ها امکان تجربه جمعی و درک خودآگاهی بیشتر می دهد و می تواند دشمن را از پا درآورد. در فلسفه گاندی، آنچه سبب پیروزی می شود، ملایمت و عدم خشونت با دشمن است چراکه او به این ایمان رسیده است که عدم خشونت در برابر بدی ها، راه کارآمدتری به نسبت انتقام و قتل است. این راهی است که دشمن متجاوز را به خطاهای خود آگاه و معترف می سازد.
گاندی چندین بار هدف سو قصد قرار گرفت که در آخرین مورد، ناتورام قادسی در ۹ بهمن ۱۳۲۶ موفق به قتل این رهبر مبارزات بی خشونت شد. مردی که باراک اوباما او را قهرمان حقیقی خود می خواند و می گوید: وی کسی بود که من الهام زیادی از او گرفته ام. وی الهام بخش مارتین لوترکینگ بود، زیرا اگر نهضت بی خشونت هند نمی بود، شما در اینجا در امریکا نهضت مشابه بی خشونت را نمی دیدید.

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *