کاربرد کنش خشونت‌پرهیز

مبارزهٔ خشونت‌پرهیز را می‌توان در وضعیتهای گوناگون و برای هدفهای مختلفی به کار بست. نمونه‌های آن عبارتند از:

  • براندازی دیکتاتوریها
  • جلوگیری از کودتاها
  • دفاع در برابر دست‌اندازی و اشغال بیگانگان
  • فراهم نمودن راههای جایگزین ِ خشونت در درگیریهای حاد قومی
  • به چالش کشیدن سیستمهای ناعادلانهٔ اجتماعی و اقتصادی
  • توسعه، نگاهداری، و گسترش اعمال دموکراتیک، حقوق بشر، آزادیهای شهروندی، و آزادی مذهب
  • ·         مقاومت در برابر نسل‌کشی

 

براندازی دیکتاتوری ها

مبارزهٔ خشونت‌پرهیزانه توان قابل ملاحظه‌ای در نابودی دیکتاتوریها و نیز در آسان نمودن گذار به ساختارهای سیاسی دموکراتیک دارد.

نمونه‌های فراوانی از چنان رویدادی وجود دارد از جمله: گواتمالا و السالوادور در سال ١٩۴۴، فیلیپین در سال ١٩٨۶، مبارزهٔ آزادیبخش در برابر استبداد کمونیستی در لهستان، لیتوانی، لتونی (لاتویا) و استونی، آلمان شرقی، و چک اسلواکی، و مبارزهٔ اکتبر ٢٠٠٠ برای فروکشیدن رژیم میلوسوویچ در صربستان.

برای آگاهی بیشتر، این منابع ما را بخوانید:  انتشاراتی در بارهٔ  کنش خشونت پرهیزانه،  از دیکتاتوری تا دموکراسی.

جلوگیری از کودتاها

برای بازداشتن یا جلوگیری از کودتا (که خود به وجود آورندهٔ دیکتاتوریهای فراوانی بوده است) می‌توان از کنش خشونت‌پرهیزانه استفاده کرد. کنش خشونت‌پرهیزانه راه جایگزینی را در برابر پذیرش منفعلانهٔ کودتا و نیز در برابر جنگ داخلی در میان ارتش فراهم می‌آورد.

مثالهای این امر عبارتند از: شورش علیه کاپ در آلمان در سال ١٩٢٠، فرانسه در سال ١٩۶١ در ماجرای شورش ژنرالها بر سر الجزایر، و کودتای ١٩٩١ در اتحاد شوروی سابق.

برای آگاهی بیشتر، این منابع ما را بخوانید:  انتشاراتی در بارهٔ  کنش خشونت پرهیزانه، هم چنین ضد کودتا، و دفاع غیر نظامی.

دفاع در برابر دست‌اندازی و اشغال بیگانگان

در برابر دست اندازی و اشغال بیگانگان در موارد زیادی از مبارزهٔ خشونت‌پرهیزانه به شکلی خودجوش استفاده شده است، برای مثال در روهر آلمان در سال ١٩٢۳، در دانمارک، نروژ، ایتالیا، و فرانسه در جنگ جهانی دوم، و در چک اسلواکی در سالهای ١٩۶٨-١٩۶٩.

برخی دولتها به شکلی رسمی مبارزهٔ خشونت پرهیزانه را به عنوان یکی از اجزاء تشکیل دهنده یا یک روش دفاعی جایگزین پذیرفته‌اند. چنین سیاستی “دفاع با پایگاه غیر نظامی” نامیده می‌شود (یا “دفاع غیر نظامی”). این گونه مبارزه برای دفاع از کشور در برابر دست‌اندازی بیگانگان، اشغال، کودتا، و تصاحب غاصبانه به کار برده می‌شود.

برای آگاهی بیشتر، این منابع ما را بخوانید:  انتشاراتی در بارهٔ  کنش خشونت پرهیزانه، و دفاع غیر نظامی.

فراهم نمودن راههای جایگزین برای خشونت در درگیریهای حاد قومی

درگیریهای قومی اغلب از جمله بی‌رحمانه‌ترین و مشکلترین درگیریها به شمار می‌روند. موضوعهای مطرح در چنین درگیریهایی شامل نمونه‌های زیر می‌تواند باشد: عدالت اجتماعی، آزادی مذهبی، برابری نژادی، خودگردانی، استقلال سیاسی، ادغام کامل، و رفتار محترمانه.

مبارزهٔ خشونت‌پرهیزانه می‌تواند راه عملی جایگزینی را برای گروههایی فراهم ‌کند که در غیر این صورت ممکن است به شکلی از خشونت دست بزنند، از قبیل تروریسم و جنگ چریکی. این مبارزه ابزار مؤثری برای اقلیتهای قومی، مذهبی و نژادی فراهم می‌کند تا برای جلب توجه به شکایتهایشان به دولتهای غیر پاسخگو، اشخاص ثالث، و حتا گروه فرمانروا فشار بیاورند. گروههایی که به دنبال خودگردانی یا استقلال هستند، مانند گروههای فعال در لیتوانی، لتونی و استونی در سال ١٩٩١، نیز می‌توانند از این شیوهٔ مبارزه استفاده کنند.

به چالش کشیدن سیستمهای ناعادلانهٔ اجتماعی و اقتصادی

مبارزهٔ خشونت‌پرهیزانه به فراوانی برای به چالش کشیدن سیستمهای ناعادلانهٔ اجتماعی و اقتصادی به کار گرفته شده است. در حقیقت، برای به دست آوردن دستمزد بالاتر و شرایط کاری بهتر، اغلب از شکلهای گوناگون کنش خشونت‌پرهیزانه، مانند اعتصابهای کارگری و تحریمهای اقتصادی، استفاده می‌شود. جنبش حقوق شهروندی در امریکا مثال دیگری از یک مبارزهٔ خشونت‌پرهیزانه علیه یک سیستم ناعادلانه است.

توسعه، نگاهداری، و گسترش ِ اعمال دموکراتیک، حقوق بشر، آزادیهای شهروندی، و آزادی مذهب

توانمندسازی مردم از طریق کنش خشونت‌پرهیزانه امکان کنترل حکومت در مورد زیر پا گذاشتن حقوق بشر، آزادیهای شهروندی، و آزادی مذهبی را فراهم می‌آورد. افزون بر این، تأثیر تمرکززدایانهٔ کنش خشونت‌پرهیز اغلب به گسترش فعالیتهای دموکراتیک در جامعه خدمت می‌کند. مبارزه‌های تضمین حق رأی زنان و حق رأی برای همهٔ مردان نمونه‌های این امر هستند.

مقاومت در برابر نسل‌کشی

همهٔ کوششهایی که برای ارتکاب نسل‌کشی صورت می‌گیرند به یک اندازه موفق نمی‌شوند. برای مثال، تلاشهای نازیها برای انتقال یهودیان برای کشتار آنها در همهٔ کشورهای اشغالی نتیجهٔ یکسانی نداشت. اگر چه در بعضی از کشورها تعداد یهودیان منتقل شده به اردوگاههای کشتار جمعی به نسبت بالا بود، در کشورهای دیگر، از جمله نروژ، دانمارک، فرانسه، ایتالیا، و بلغارستان تعداد افراد منتقل شده به نحو چشمگیری پایین بود.

دلیل این بود که برخی از گروههایی که نازیها به کمکشان برای انتقال یهودیان احتیاج داشتند، از همکاری با آنان پرهیز کردند. این کار گونه‌ای از مقاومت خشونت‌پرهیزانه است. گاهی قربانیان خود از تسلیم سرپیچی می‌کردند، و گاهی تودهٔ مردم، دولتهای همدست نازیها، یا حتا مسؤلان آلمانی از این کار سر باز می‌زدند. برای یکی از نمونه‌های این امر، به منبع زیر در انتشارات ما مراجعه کنید:

مقاومت دل: ازدواج شهروندان دو کشور مختلف و اعتراض روزنتراس در آلمان نازی

______________________________

١. انستیتو آلبرت انشتین

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *