اسپانیا: خیزش های بی پایان

علی تهرانی

مرکر مطالعات بی خشونت

 «حضور ما غیر قانونی نیست. ما به دنبال تغییریم و این تغییر را همین حالا می خواهیم.» این جمله ای است که بر روی پلاکاردِ یک معترض اسپانیایی در میدان نپتون شهر مادرید نقش بسته است. او همراه صدها هزار معترض دیگر به خیابان آمده است تا نارضایتی اش از وضع موجود را اعلام کند. اما همچون تمامی اعتراض های بی خشونت؛ تظاهرات آنها نیز با خشونت پلیس گره می خورد. باتوم، گلوله های پلاستیکی، گاز اشک آور، دست بند و …

سپتامبر ۲۰۱۲ ماه شورش و اعتراض های دوباره زنده شده اسپانیایی ها بود. ماهی که داغ خورده از تظاهرات های می سال گذشته دی پی بهانه دوباره ای بود تا به خیابان ها بریزد و نارضایتی اش را از حکومت و وضعیت موجود فریاد بزند.

درعین حال هرچند بسیاری از تحلیل گران اعتراض های  سپتامبر امسال اسپانیا را در ادامه اعتراض های میلیونی پانزدهم می ۲۰۱۱ می دانند که با ابتکار بومیان اسپانیا در مادرید آغاز شد وسپس به دیگر شهرهای اسپانیا کشیده شداما سلسله تظاهرات اخیر فرق عمده ای با سال گذشته دارد. این بار سازمان دهندگان تظاهرات ها، تنها دو اتحادیه کارگری بزرگ اسپانیا نیستند بلکه این مردم عادی هشتند که با ابزارهای دیجیتال و شبکه های اجتماعی یکدیگر را مطلع کردند که باید به خیابان بیایند. آنها تک به تک هموطنان شان را به درکنارهم ایستادن دعوت کردند تا ساختمان مجلس نمایندگان را محاصره کنند و پیامی روشن به سیاستمداران اسپانیا دهند؛ پیامی سرشار از نارضایتی و نیازمند برای تغییر در کل سیستم کشور.

جنبشِ بی خشونتِ مردم اسپانیا با این اهداف مشخص و سازمان دهی کم نظیر یک شبه ساخته نشده است. انگیزه ناآرامی های اخیر در کشوری که چهارمین اقتصاد بزرگِ اروپا و جمعیتی بیش از ۴۶ میلیون نفر دارد را می توان در سه سطح طبقه بندی کرد. سطح نخست که شاید بیشترین تاثیر را در برانگیختن مردم عادی دارد نرخ بیکاری نزدیک به ۲۵ درصدی، کاهش حقوق کارمندان دولت، اخراج تعداد زیادی از کارمندان با کاهش ۱۲ درصدی بودجه وزارتخانه های دولتی، افزایش مالیات ها و به طور کلی سیاست های سختگیرانه دولت برای کاهش کسری بودجه بیش از شش درصدی اسپانیا است. سطح دوم اعتراض به عملکرد سیاستمداران این کشور در برابر اتحادیه اروپا است که به باور بسیاری از فعالان، اسپانیا را با مشکل جدی مواجه کرده است. در راس این گروه از سیاستمدارن نخست وزیر راست گرای این کشور که تلاش می کند به اتحادیه اروپا ثابت کند به رغم تمامی مشکلاتِ داخلی اسپانیا، از عهده تکلیف اش برای کاهش کسری بودجه برمی آید. کمک مالی دولت برای تزریق پول به بانک ها و نجات آنها نیز سهم بزرگی در این انگیزه ها دارد چرا که گروه عمده ای از ناراضیان ، بانک ها و سایر نهاد های اعتباری را یکی از مهمترین علل بروز وضعیت حاضر می دانند. و سطح سوم، آنچه بسیاری از سازمان دهندگان ارشد با رسانه ها در میان می گذارند، اعتراض به ربوده شدن دموکراسی در اسپانیا است، این که دموکراسی مشارکتی در این کشور با مشکل مواجه شده است و باید قبل از آن که دیر شود کاری کرد، ادعایی که در کشوری که سابقه دیکتاتورهای بزرگی مانند فرانکو را دارد شاید گزاف نباشد.

با هر انگیزه ای که باشد مردم اسپانیا از طبقات مختلف اجتماعی در قالب این اعتراضاتِ بی خشونت نارضایتی خود به وضع موجود را نشان می دهند و در این اوضاع مردم یونان در اعتراضات خود نسبت به بحران اقتصادی دولت شان تنها نیستند. در یونان نیز حضور جمعیت هفتاد هزارنفری در برابر پارلمان این کشور آماده باش پلیس را علنی کرد. یونانیان که دو سال گذشته را همراه با تظاهرات های مختلف و گسترده گذرانده اند در اعتراضات اخیر خود، هدف را از سیاستمدارن این کشور بالاتر برده و اتحادیه اروپا و سایر نهادهای مالی بین المللی را درخصوص مشکلات اقتصادی این کشور خطاب قرار دادند. یونانی در راهپیمایی های اعتراض آمیز خود شعر سردادند: :«اتحادیه اروپا بیرون! صندوق بین المللی پول بیرون!». هرچند تحلیلگران مبارزات بی خشونت استراتژیک معتقدند انحراف از هدف های معین و قابل پیگیری، تظاهرات و حرکت جمعی را نیز منحرف کرده و ضریب شکست آن را بالا می برد

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *