تمرد از تمرد مدنی؛ مسیر متفاوتی که مصر پیش گرفت

علی تهرانی*

«آنچه مردم مصر به خوبی از پس‌اش بر می‌آیند، ساقط کردن حکومت ها ست،» این را یکی از مصاحبه شوندگان لیبرال مجله تایم می‌گوید.

خلاصه‌ی آنچه که گذشت

 کمتر از سه سال پیش امواج مردمی در خیابان های قاهره تاج و تخت حسنی مبارک را با خود برد و پس از آن نامزد نزدیک به اخوان الملسمین از صندوق رای بیرون آمد. قانون اساسی جدیدی تدوین شد و پس از آن با حرف و حدیث‌هایی به تصویب ملت رسید. اما گروهی از سلطه‌ی اخوانیان ناخشنود بودند. برخی اقدامات رییس جمهور‌، محمد مرسی، این بهانه را به دست مخالفان‌اش داد تا او را با دیکتاتور سه ساله‌ی مصر، حسن مبارک، مقایسه کنند. بسیاری از همبندان سابق‌اش در زندان‌های مبارک از او انتقاد کردند. اما در بر همان پاشنه‌ای چرخید که محمد مرسی و هواداران‌اش می خواستند. تا این که حکومت او دو ساله شد. در سالگرد تحلیف او مخالفان مرسی به خیابان‌ها آمدند، امضا جمع کردند و چهره‌های برجسته مخالف مانند محمد البرادعی خواستار استعفای مرسی شدند. او بر در قدرت ماندن تاکید کرد اما نزدیک به نیمی از وزرایش از کابینه او استعفا کردند. مخالفان درخیابان‌ها ماندند تا ارتش ضرب‌الاجلی برای حل و فصل بحران تعیین کرد با فرا رسیدن زمان تعیین شده و ادامه تنش‌ها ارتش وارد عمل شد و کودتایی را ترتیب داد که مردم کف خیابان هم با آن مخالفتی نداشتند. مرسی از قدرت خلع شد، در مکانی نامعلوم بازداشت شد و عدلی منصور، رئیس دادگاه قانون اساسی مصر، به عنوان رییس جمهور موقت این کشور تعیین شد تا مقدمات نوشتن قانون اساسی جدید و انتخابات زودرس فراهم شود.

پس آن نوبت هواداران اخوان المسلیمن و محمد مرسی بود که در اعتراض به دخالت ارتش به خیابان‌ها بیاییند تا به کودتای ارتش اعتراض کنند. ارتش در ابتدا قول داد تظاهرات‌های بی خشونت مخالفان کودتا را تحمل کند اما در حوادث روزهای بعد بیش از دویست نفر ار هواداران اخوان کشته شدند. بعد را گذشتن یک ماه تنش‌ها در مصر همچنان ادامه دارد و خیابان حمکران اصلی مصر است. در این رفت و برگشت‌هاٰ جالب‌تر از همه دعوت رییس ستاد ارتش مصر از مردم برای برگشتن به خیابان و حمایت از کودتای نظامی بود که او ترتیب داده بود. موافقان دخالت ارتش از به کار بردن واژه کودتا خودداری می‌کنند و رسانه‌های غربی را نیز به خاطر به کار بردن این واژه سرزنش می‌کنند.

مقاومت مدنی مصری، کارآمد یا ناکام؟

تجربه‌ی مصر در سرنگونی دو حکومت به فاصله کمتر از دو سال و نیم، تجربه‌ی منحصر به فردی است. مبارزات بی‌خشونت و مقاومت مدنی در اولی نقشی کلیدی بازی کرد. وقتی ارتش مصر در پی اعترضات مردمی علیه مبارک و رژیم او در ژانویه سال ۲۰۱۱ اعلام  بی‌طرفی کرد، همه می‌دانستند کار رژیم مبارک تمام است و پایان حکومت دیکتاتور نظامی این کشور در افق. اما  دو سال و نیم بعد فعالین مدنی از دخالت ارتش ناراحت نبودند. جنبش مقاومت مدنی «تمرد» که دولت مرسی را در صورت عدم استعفا به مقاومت مدنی تمام عیار تهدید کرده بود و ادعا می‌کرد امضای بیست و دو میلیون مصری را برای استعفای مرسی دارد تمام‌کننده کار دولت محمد مرسی نبود. تظاهرات مردمی و اعتصابات صنفی تاکتیک‌های مهم مبارزات بی‌خشونت پایان بخش حکومت مرسی نبود بلکه این نظامیان بودند که طومار دولت او را در هم پیچیدند.

در مبارزات بی‌خشونت یکی از مهمترین سازوکارهای مبارزه، به تعبیر جین شارپ تشویق ارکان اصلی قدرت در پیوستن به جنبش دموکراسی‌خواهی است، چرا که در مدل قدرتی که او تصویر می‌کند: دیکتاتور بدون کسانی که حرف‌اش را گوش دهند و دستورات‌اش را اجرا کنند قدرتی ندارد. این پایه‌های اصلی قدرت، بخش‌هایی از جامعه هستند که حاکم از طریق آنان قدرت‌اش را اعمال می‌کند. بخش‌هایی مانند، پلیس، نیروهای نظامی، کارمندان دولت، کارگران، رسانه‌ها و بنگاه‌های اقتصادی و اصناف همه پایه‌هایی قدرت‌ حاکمان هستند که اگر جنبش پیش از ایجاد فشار برای برکناری دیکتاتور روی آنها کار نکرده باشد گذار به دموکراسی دشوار و در مواردی ناشدنی است. اما به نظر می‌رسد آنچه مصریان کرده‌اند فراتر از آن است به نحوی که دخالت نظامیان به صورت مستقیم را وارد معادله قدرت کرده اند و به تعبیری استراتژی مبارزه بی‌خشونت را حداقل به صورت موقتی و با هدف برکناری مرسی تعطیل کردند. به نظر می‌آمد تجربه‌ی موفق برکناری مبارک از روش‌های بی‌خشونت مردم مصر را در استفاده از آنها مُصِرتر کند اما حوادث اخیر مصر گواه این ادعا نیست.

واکنش‌های متفاوت و سه نکته‌ی اساسی

واکنش کارشناسان سیاسی و حوزه‌ی مبارزات بی‌خشونت به این رویدادها کاملا متفاومت و در برخی موارد متناقض بود. گروهی ارتش را ناجی ملت دانستند که به موجب قانون اساسی وظیفه دارد در موارد بحران در امور سیاسی دخالت کند و گروهی آن را پناه بردن به مار غاشیه‌ای دانستند که ملت مصر بعد از سی سال توانسته بود خود را از شر آن نجات دهد. قدرتی که از دست نظامیان به و با ابزارهای مبارزات بی خشونت در آمده بود به دست مردم دوباره به نظامیان هدیه داد شد که امتحان خوبی در مصر پس نداده‌اند.

هرچه باشد و هر  طور که حوادث آینده باشد  رقم بخورد فارغ از قضاوت‌های ارزشی، درباره مقاومت مدنی در مصر سه نکته غیر قابل انکار است. اول، مکانیزم تغییر رژیم مبارک و دولت مرسی به طور کلی متفاوت است. اولی انقلابی بود که بازیگر اول آن مردم مصر بودند و دومی کودتایی بود که نقش اول آن را ارتش بازی کرد و مردم در حاشیه ماندند. دوم، هر دو خواهان تغییر اساسی و تغییر در قانون اساسی مصر هستند، از دل اولی قانون اساسی بیرون آمد که پس از دو سال گروهی را ناراضی کرد و از دل دومی معلوم نیست چه در خواهد آمد. سوم، قدرت خیابان در عرصه سیاسی مصر از قدرت صندوق رای بیشتر است و به نظر می رسد مردم که روزی به مرسی رای دادند سازو کاری برای برکناری مسالمت آمیز او از قدرت نداشتند که به ارتش مصر پناه بردند یا شاید بتوان گفت قدرت مخالفان مرسی از مخالفان مبارک کمتر بود و از همین رو ناچار به دخالت دادن ارتش برای تغییر نتیجه بودند.

هر چه که باشد سرعت تحولات درمصر به قدری زیاد است که کمتر تحیلیل‌گری را شوکه نکرده باشد. این که آینده مصر تا چه اندازه بر تجربیات مبارزات بی خشونت استوار خواهد بود پاسخی است که تنها آینده در دست دارد.

*روزنامه نگار

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *